شبکه‌های اجتماعی عرصه‌ی اصلی مخالفت با لایحه عفاف و حجاب/ عاطفه دانشگر

اخرین به روز رسانی:

آوریل ۱, ۲۰۲۶

شبکه‌های اجتماعی عرصه‌ی اصلی مخالفت با لایحه عفاف و حجاب/ عاطفه دانشگر

حدود یک سال از جان باختن مهسا امینی بر سر موضوع حجاب می‌گذرد؛ یک سالی که مواجهه‌ی عموم مردم با موضوع حجاب اجباری و مواجهه‌ی حاکمیت با مردم در این موضوع سروشکل دیگری به خود گرفته است. حال نقطه‌ی عطفی برای حاکمیت در حال رقم خوردن است. سه قوه‌ی نظام سیاسی مستقر در ایران دست‌به‌دست هم داده‌اند تا قانونی را تهیه و اجرای کنند که به زبان عامیانه، قال مخالفت‌ها با حجاب اجباری را بکنند.

«لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» که این روزها با عنوان کلی «لایحه عفاف و حجاب» شناخته می‌شود، در آستانه‌ی سالگرد وقایع سال گذشته در ساحت سیاسی و در سطح جامعه‌ی ایران واکنش‌های بسیاری را برانگیخته است. این لایحه در قوه‌ی قضا با عنوان «لایحه حمایت از فرهنگ عفاف و حجاب» تدوین و با ۹ ماده به دولت رسید، دولت با اعمال نظراتی حدود ۳ ماه پیش آن را با ۱۵ ماده به مجلس فرستاد. اما در مجلس، کمیسیون قضایی نه‌تنها عنوان آن را دستکاری کرد، بلکه تعداد مواد این لایحه را نیز به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داد و آن را به ۷۰ ماده رساند.

این لایحه هفته‌ی اول مرداد در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ایران به تصویب رسید و گفته می‌شود از زمانی که متن آن در سامانه‌ی مجلس بارگذاری شده، نمایندگان نزدیک به ۱۶۰۰ پیشنهاد و اصلاحیه را ثبت کرده‌اند تا هنگام بررسی نهایی موردتوجه قرار گیرد. البته برای تعیین تکلیف هرچه سریع‌تر این لایحه، بررسی نهایی آن با نظر اکثریت اعضای مجلس در ۲۲ مردادماه دوباره به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس سپرده شد؛ بررسی‌ای که البته چندی زمان نبرد و تنها در طول یک هفته و در روز ۲۹ مردادماه به گفته‌ی موسی غصنفرآبادی، رئیس این کمیسیون در مجلس ایران به سرانجام رسید. حال نیز با سرعتی که مجلس برای نهایی کردن این لایحه تابه‌حال خرج کرده است به نظر باید در فرصت اندکی شاهد تایید نهایی آن در صحن علنی مجلس و اجرایی شدنش باشیم.

جالب آن‌که باوجود همه‌ی بگیروببندهای موردنظر در نسخه‌ی فعلی لایحه مذکور، کماکان این نسخه به مذاق برخی از حامیان حجاب اجباری خوش نیامده و آن را بازدارنده نمی‌دانند. حسین شریعتمداری نماینده‌ی علی خامنه‌ای در موسسه‌ی کیهان، یکی از ناراضیان این لایحه است و در یادداشتی در روزنامه‌ی کیهان نوشت که اگر لایحه حجاب و عفاف آن‌گونه که هست به تصویب برسد، «نقش آن در پیشگیری از بی‌حجابی شبیه جلوگیری از سیل با کشیدن سیم‌خاردار است» و به مجلس توصیه کرد که این لایحه را به دولت بازگرداند. بازگشت لایحه به دولت اگرچه محقق نشد اما مجلس برای تامین نظر حداقلی این بخش از حامیان دوآتشه‌ی حجاب اجباری تمام تلاش خود را به کار بسته است تا حداقل خروجی این لایحه آن‌طور که این بخش از تندروها انتظار دارند، فضای جامعه را بسته‌تر از همیشه کند.

آن‌طور که تابه‌حال مشخص است در این لایحه دست‌کم بیش از ۳۰ جرم جدید به نظام جرایم و مجازات‌های کشور اضافه شده است. موضوعی که فارغ از اثرات تورمی در افزایش عناوین مجرمانه در قوانین کشور، نشان از نگاه تماماً امنیتی و انتظامی حکومت در مقوله‌ی حجاب است. موضوعی که به گمان برخی پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در سال گذشته و عقب‌نشینی محدود و موقتی نظام از بگیروببندها در موضوع حجاب، به نظر عملی نمی‌رسید. اما در مقابل، حکومت به همدستی تمامی قوا و ارکان خود و به میان کشیدن این لایحه نشان داد نه‌تنها قصد عقب‌نشینی از سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی خود در موضوع حجاب را ندارد بلکه بنا دارد با مشت آهنین و محکم‌تر از همیشه این سنگر را حفظ کند.

سویه قابل‌تامل این لایحه نتایج آن بر زندگی میلیون‌ها زن و مرد ایرانی مخالف و حتی موافق حجاب اجباری است. بررسی سر دستانه‌ی برخی مواد این لایحه هوش از سر بسیاری برده و در شرایطی که امکان ابراز اعتراض در اشکال گوناگون با محدودیت‌های قابل‌توجهی از سوی حکومت روبه‌رو است، شبکه‌های اجتماعی به عرصه‌ی اصلی برای ابراز انتقاد، اعتراض و مخالفت با آن تبدیل شده است. در ادامه بد نیست نگاهی به برخی از این واکنش‌ها داشته باشیم.

یغما فشخامی روزنامه‌نگار ساکن ایران در شبکه‌ی اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با اشاره به یکی از مواد این لایحه نوشت: «ماده ۱۴ لایحه عفاف و #حجاب بند ۳: وزارت بهداشت مکلف به طراحی چیدمان اداری در ساختمان‌های ستادی بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و سایر مراکز مربوط به وزارت بهداشت بر اساس حفظ حدود #حریم_شرعی بین کارمندان #زن و #مرد است. پ ن: آقایون لایحه بنویس، لااقل برای سلامتی خودتون کافور بخورید.»

کاربر دیگری با نام «flore» در شبکه‌ی اجتماعی ایکس نوشت: «دیکتاتور بی‌شرف با لایحه عفاف و حجاب هرروز بیشتر و بیشتر فرو میره تو باتلاق. #مهسا_امینی»

حسن یونسی وکیل دادگستری و فرزند وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی نیز در واکنش به این لایحه در شبکه‌ی اجتماعی ایکس نوشت: «این دیگر اسمش لایحه #حجاب و عفاف نیست؛ لایحه برقراری حکومت نظامی اسلامی است.»

محمد فاضلی، جامعه‌شناس منتقد ساکن ایران نیز در کنایه‌ای به روند سریع پیشرفت این لایحه در مجلس، در شبکه‌ی اجتماعی ایکس نوشت: «رئیس کمیسیون قضایی مجلس درباره لایحه عفاف و حجاب “هیچ چالشی در بررسی لایحه وجود نداشت.” پریچت، اندروز و وولکاک در کتاب “توسعه به مثابه توانمندسازی حکومت” شرح می‌دهند که چگونه ساده‌ترین کار در حکومت، نوشتن اسناد است، و در این مورد خاص، بدون هیچ چالشی هم بوده است.»

سوفیا نصراللهی روزنامه‌نگار ساکن ایران کاربر دیگری است که در شبکه‌ی اجتماعی ایکس در رابطه با این لایحه ابراز نظر کرده و هم‌چون محمد فاضلی با کنایه به سخنان رئیس کمیسیون قضایی در بدون چالش بودن رسیدگی به این لایحه اشاره کرد و نوشت: «معلومه چالش نبوده…چالش مال وقتیه که یه عقلی هم وسط باشه…جمع حماقت که چالش نداره.»

و کاربر دیگری با نام «behnam2k» در ایکس با اشاره به گذشت حدود یک سال از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و وقایع اعتراضی پس ‌از آن نوشت: «چیزی بهتر نشده، چیزی تغییر نکرده! حدود یک سال است حرف از کار فرهنگی و لایحه عفاف و حجاب و کوفت و زهرمار می‌زنن! هزاران میلیارد تومان هزینه طرح و برنامه و لایحه شده است. اما بعد از یک سال بازگشته‌اند به نقطه اول، به‌زور و ضرب و شتم! هیچ‌چیز عادی نیست و #زن_زندگی_آزادی ادامه دارد.»

این‌ها تنها نمونه‌ای کوچک از حجم واکنش‌ها به لایحه عفاف و حجاب است. البته که به گفته برخی کارشناسان و تحلیلگران شبکه‌های اجتماعی واکنش‌ها به لایحه عفاف و حجاب تا به این‌جای کار کم‌تر از موارد مشابه پیشین بوده و کاربران در قیاس با وقایع گذشته واکنش‌های کم‌تری در برابر این موضوع از خود نشان داده‌اند؛ موضوعی که به گمان همین کارشناسان پس از تبدیل‌شدن این لایحه به قانون و اجرایی شدن آن، با توجه به بار اجتماعی فراوان و تبعات جدی که در پی آن ایجاد خواهد شد، روند دیگری به خود می‌گیرد و موج اصلی واکنش‌های اعتراضی را باید آن زمان انتظار کشید.

حصار؛ شعری از مهرداد نقیبی

من آن شاخه‌ی سروم

با گردنی افراشته،

فراتر از شب

از همه‌ی اختران

بوسه چیده‌ام.

 

ای یادگار خونِ عاشقان

ای سپیده،

بخوان با من

آواز سرخِ روشنایی.

 

اگر این خون پاک

ریخت بر خاک

هر سوی از بانگ خون،

 

شعله بر می‌انگیزد

جنگلی بر می‌خیزد.

نظارت صداوسیما بر شبکه‌ی نمایش خانگی: موقعیت‌سوزی/ فرشاد قاآنی

در آخرین روزهای خردادماه امسال، خبرگزاری فارس گزارش داد که «شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی در جلسه‌ی سی‌ام خردادماه خود که به ریاست سید ابراهیم رئیسی برگزار شد، به بحث درباره‌ی سیاست‌ها و ضوابط حوزه‌ی صوت و تصویر فراگیر پرداخت» و ماده واحده «تعیین الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» را به تصویب رساند.

بر اساس این ماده واحده، حیطه‌ی اختیارات و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی در این حوزه‌ی مشخص و برای فعالان بخش خصوصی به‌ویژه در پلتفرم‌های پخش صوت و تصویر فراگیر و شبکه‌ی نمایش خانگی معین شد که در چه بخش‌هایی باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در چه بخش‌های دیگری باید از سازمان صداوسیما مجوز اخذ کنند.

هم‌چنین بند دیگری از این الزامات که اصول و سیاست‌های ساخت و پخش صوت و تصویر فراگیر و شبکه‌ی نمایش خانگی را به شکلی دقیق‌تر مشخص می‌کند، به تصویب رسید.

در این جلسه مقرر شد که «در حوزه‌ی سیاست‌ها و ضوابط ساخت و پخش صوت و تصویر فراگیر و شبکه‌ی نمایش خانگی، مقررات لازم برای ساماندهی این عرصه با عنایت به سیاست‌ها و اصول تعیین شده از سوی شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی، از سوی مسئولان مربوط به شکل لایحه تهیه و برای تصویب به عنوان قانون به مجلس شورای اسلامی ارسال شود.»

این گزارش به این معناست که دایره‌ی نفوذ و اعمال سلیقه‌ی مدیران صداوسیما بر محتوا و البته کیفیت خروجی‌هایی که با هزینه‌ی بخش خصوصی‌ (غالباً) تولید خواهد شد، گسترده‌تر از گذشته خواهد بود.

در شرایطی این سازمان عریض و طویل با اتصال به منابع دولتی خواستار انحصار هرچه بیش‌تر در حوزه‌ی تولیدات تلویزیونی می‌شود که خود برای جذب بیننده به منظور تماشای تولیدات پرهزینه و جدید خود دست به دامان تبلیغات شهری از طریق بیلبوردهای شهرداری تهران شده است و مدیران و سیاستگذاران این سازمان در آرزوی تکرار برنامه‌های پرمخاطب دست به تکرار فرم و بعضاً محتوایی در تولیدات جدید خود نیز زده است (برنامه‌ی فوتبال برتر – نود / برنامه‌ی سید خندان – خندوانه).

سازمانی که زمانی با تولیداتی مانند «شب‌های برره»، ساخته‌ی مهران مدیری، «متهم گریخت» و «خانه به دوش»، ساخته‌ی رضا عطاران و «پایتخت»، ساخته‌ی سیروس مقدم، خیابان‌ها را خلوت و بینندگان میلیونی جذب می‌کرد، امروز عامل شکست سنگین خود در جذب مخاطب را پلتفرم‌هایی می‌پندارد که در شبکه‌ی نمایش خانگی تولیداتی جذاب و خارج از قید بندهای خنده‌دار سازمان صداوسیما کرده و توانسته هم مخاطب را راضی کند، هم تولیدکنندگانی که از ممیزی‌های سازمان صداوسیما به تنگ آمده بودند.

در این شرایط نظارت مجدد سازمان صداوسیما بر تولیدات خارج از این سازمان این سوال را برای مخاطبان به وجود آورده که اساساً این نظارت چه تاثیری بر خروجی تولیدات شبکه‌ی نمایش خانگی خواهد داشت و آیا حوزه‌ی سینما و تصویر مستقل در این شرایط حاضر به ادامه‌ی همکاری با پلتفرم‌هایی نظیر فیلم‌نت، نماوا و فیلیمو خواهد بود.

برای پاسخ به قسمت اول این سوال باید منتظر ماند و دید آیا تاثیر تفکرات شکست خورده‌ی سازمان صداوسیما، خروجی‌های شبکه‌ی نمایش خانگی را نیز به سرنوشت تولیدات سازمان دچار خواهد کرد یا خیر.

اما در پاسخ به سوال ادامه‌ی همکاری سینمایی مستقل با پلتفرم‌ها، اساساً سوال مهم‌تری مطرح می‌شود؛ آیا تولیدات فعلی از بدنه‌ی سینمای مستقل ایران ناشی شده که توانسته این‌گونه مخاطبان را به خود جذب کند؟

پاسخ به این سوال بر اساس تجربه‌ی نویسنده و نظر یکی از مدیران پلتفرم‌های داخلی مثبت است.

گشت و گذاری در آرشیو این شبکه‌ها نشان می‌دهد که گلدرشت‌ترین المان سینمای مستقل ایران -یعنی فیلم‌های کوتاه- مجالی برای ارتباط با مخاطبان از این طریق پیدا کرده‌اند؛ آن‌گونه که برخلاف صداوسیما، شبکه‌ی نمایش خانگی محلی برای نمایش این دست تولیدات شده (به طور نمونه، فیلم کوتاه تاژبازی اثر مهدی مهائی که سال گذشته به صورت مستقل در جشنواره‌های جهانی جوایز بسیاری نصیب خود کرد، در پلتفرم فیلیمو قابل مشاهده است) و از منظر دیگر، مگر غیر از این است که عوامل تولید همان سینمای مستقل (گریم، تصویر، نویسندگان و حتی کارگردانان) مجالی برای حضور در ساختار سینما به وسیله‌ی شبکه‌ی نمایش خانگی پیدا کرده‌اند؟

باید پذیرفت که فعالیت تجاری در حوزه‌ی تولیدات بصری در ایران تابع مقررات جاری کشور است و هنرمند، حتی هنرمند مستقل به سبب شرایط بد اقتصادی در تلاش برای کسب منفعت مالی از حضور در این عرصه است.

هر تولید و تولید کننده‌ای به دنبال بیننده برای اثر خود می‌گردد؛ حال با تصویب نظارت سازمان صداوسیما بر محتوای منتشره در شبکه‌ی نمایش خانگی می‌توان گفت که هنرمندان نگران اعمال محدودیت بر کار، تولید و دیده شدن ولو اندک خود در این عرصه شده‌اند.

در پایان پیشنهاد می‌شود آقایان تصمیم‌گیر نگاهی به واکنش‌ها و نظرات مردم بیندازند؛ بی‌شک مدیران کنونی صداوسیما به عنوان ذینفع این ماجرا امتحان پس داده، موقعیت‌سوز و البته فاقد صلاحیت بوده و خواهد بود.

گل‌زخم‌ها/ شعری از مهرداد نقیبی

در زندان‌های بیداد
اکنون
از خونِ کدامین جوان
می‌شکوفد
هزاران گلِ ارغوان؟

شعله‌های تازیانه
بر پیکر کدامین دلاور
آتش می‌زند؟

که خون می‌چکد
اکنون
از جدارِ زخم‌های دیرین.

آن گلزخم‌ها
با شراره‌های آتش
می‌رویند
تا ستارگانِ سحر،
در شبِ خونین
بر آیند.

بگذار
تا فریادِ عاشقان
از کرانه‌های دور
بگذرد.

خون سروقدان
ریخت
بر خاکِ تیرباران .

این بانگِ آزادی
نمی‌ماند در بند؛
از هر سوی این حصار
می‌کشد فریاد.

کسی به جوخه‌ی آتش نمی‌سپارد جان – شعری از مهرداد نقیبی

از قعرِ سیاهی می‌گذرد

در قرن‌های تباهی

در هوای اختناق

با سینه‌های سوخته و خونین

و جان‌هایی که زیرِ حریقِ رگبارها

به خاک می‌افتند.

 

میان آن میدان‌های پر خون؛

و دشت‌هایی از یادِ یاران گلگون.

 

***

 

از قعر شب می‌گذرد

و شهابِ روشنایی

می‌تراود

در آسمانِ شب‌زده.

 

دیگر کسی نمی‌دهد تن به سکوت

دیگر نمی‌برند عاشقی را به مسلخ

دیگر کسی به جوخه‌ی آتش نمی‌سپارد جان.

آزادی – شعری از مهرداد نقیبی

آزادی

شعری از مهرداد نقیبی

 

 

آزادی،

ای حریق شرر بار

گل کن.

 

 

اکنون در پهنه‌ی فلات

خواهی شکفت

ای گل خون آلود،

هر شب پرندگان زخمی

تو را به سرودی

 

آواز خواهند داد.

 

فریاد

ای خواهر،

ای برادر؛

وقتی که خلق بر خروش خزر

مشت می کوبد،

وقتی آن دلاوران

در مسیر قتلگاه عشق،

به سوی دشت‌های بی‌حصار رهایی

قدم می‌گذارند.

 

دوباره صدایی

از گلوله ها؛

از سینه‌های سوخته،

گلمشت آفتاب خواهد چید.

 

آن درخت آزادی،

از خون بسیاران

قد راست خواهد کرد.

 

در اشک شیونی ست،

در چشم‌ها غم می‌کند

زندگانی را تباه.

 

ای گل خون هزار تکه،

من درون قلب خود

در این فلات سوخته در بند؛

ای کلام خجسته

 

_ آزادی

تو را فریاد می‌کنم.

از استخاره تا اعدام/ سیمین روزگرد

سیمین روزگرد

شهر قم علی‌رغم این‌که از گذشته به علت شاهراه بودن(واقع شدن در مسیر جاده‌ی ابریشم) از اهمیت خاصی برخوردار بود اما با تبدیل شدن به “پایتخت مذهبی” ایران، اهمیتی به جرات مضاعف یافته است.

این شهر طی سال‌های پس از انقلاب بهمن 57 عموماً و پس از جدا شدن از استان مرکزی(1365) و تهران(1375) و تبدیل شدن به استانی مجزا با همان نام خصوصاً، برخی مسیرهای توسعه‌ی شهری را به سرعت در پیش گرفته است. سرمایه‌گذاری‌های عظیم که به ساخت و احداث پاساژها و دیگر بناهای مدرن، شهرک‌های صنعتی و مسکونی، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، هتل‌ها و بوستان‌های تفریحی، موسسات و مراکز آموزش عالی-ولو اکثراً در راستای دین پژوهی- منجر شده و یا حتی موردی چون افتتاح اولین مونوریل ایران در این استان، سبب شده است که این شهر در حال حاضر به یک کلان شهر و یا متروپلیس –هرچند به صورت غیر رسمی- تبدیل شود.

با این همه قم به جرات کماکان بافت مذهبی خود را حفظ کرده است. همین مذهبی بودن، سبب شده است که مردم این شهر بسیار بیش‌تر از سایر نقاط کشور، به برخی باورهای مذهبی چون “استخاره” اعتقاد داشته باشند و در واقع استخاره با قرآن(یکی از انواع استخاره) در آن‌جا رواج بسیار دارد.

در لغت‌نامه‌ی دهخدا استخاره به معنای بهترین و خیر خواستن از خدا معنا شده است و در اصطلاح دینی، واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن درنگ و تامل دارد(1) دلایل استخاره دستکم در شهر قم بازه‌ی بسیار گسترده‌ای از تردید برای ازدواج با فلان فرد و مسافرت به مکانی، تا شروع یک کسب و کار جدید، انتخاب رشته‌ی تحصیلی و دانشگاه، یا حتی درمان و یا عدم درمان یک بیماری توسط پزشکی و غیره را شامل می‌شود.

معمولاً فرد از یک “عالم دینی” می‌خواهد که دست به قرآن برده و برای نیت وی استخاره نماید و البته افراد ممکن است در موارد به زعم خود کم‌اهمیت‌تر، خودشان دست به استخاره با قرآن می‌زنند.

مشهورترین فرد در زمینه‌ی گرفتن استخاره در طی دستکم دو دهه‌ی اخیر، “مجید جعفری تبار” است. پدر بزرگ وی محمد صدوقی، از روحانیون بنام شیعه، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و امام جمعه‌ی شهر یزد بود که در تیرماه سال 1361 توسط مخالفان حکومت ایران کشته شد و منابع رسمی جمهوری اسلامی از او به عنوان “چهارمین شهید محراب” یاد می‌کنند.

مجید جعفری تبار که حسن روحانی، رئیس دولت یازدهم نیز در اردی‌بهشت سال 1392 و در سفر تبلیغات انتخاباتی خود به قم با او دیدار و گفتگو داشت، آن چنان از اوایل دهه‌ی هفتاد شمسی استخاره‌هایش بر سر زبان‌ها افتاد که نه تنها دیگر قمی‌ها که بسیاری از باورمندان به استخاره در سایر نقاط کشور و حتی خارج از کشور، او را شناخته و خواهان آن بودند که وی برایشان استخاره بگیرد. دامنه‌ی این استخاره‌ها تا حدی گسترده شد که  بیش از 132 خط تلفن به صورت 24 ساعته متن استخاره‌ی مراجعه‌کنندگان را برایشان پخش می‌کرد. در واقع به سبب مراجعات بالا و ایجاد بار ترافیکی بسیار سنگین روی خطوط مخابرات استان قم، مسئولین وقت مخابرات از او خواستند که یا سیستم شبکه‌ی هوشمند(IN) را بپذیرد و یا دفتر را تعطیل کند؛ سپس و با شرایط به وجود آمده دفتر استخاره‌ی او به عنوان اولین پایلوت سیستم IN در ایران راه‌اندازی شد.(2)

یکی از شهروندان ساکن قم که نخواست نام‌اش ذکر شود و بارها به دلایل مختلف جهت گرفتن استخاره با دفتر مجید جعفری تبار تماس گرفته بود، به خط صلح گفت: “پس از آن‌که مسئله‌ای پیش می‌آمد و خودم یا سایر اعضای خانواده، نسبت به انجام یا عدم انجام آن تردید داشتیم، با دفتر ایشان تماس می‌گرفتیم و کُدی دریافت می‌کردیم. اوایل جوابمان را زود می‌دادند اما این اواخر حتی یک بار پیش آمد که سه روز منتظر جواب شدیم. اما استخاره‌های ایشان ارزش این همه صبر کردن را داشت.”

او ادامه داد:”مهم‌ترین موردی که برای آن به استخاره‌های ایشان استناد کردیم، زمان ازدواج دخترم در سال 84 بود. او همزمان دو خواستگار داشت؛ اولی خواستگاری بسیار مومن و متدین و با خانواده‌ای اصیل بود که از لحاظ مالی وضع خوبی نداشتند و آن پسر هم شغل پردرآمدی در آن زمان که به خواستگاری دخترمان آمد، نداشت و دیگری فردی با اصل و نصب بود که در مغازه‌ی پدرش در یکی از معروف‌ترین طلافروشی‌های شهر در پاساژ ملت کار می‌کرد. تک پسر هم بود و وضع مالی خانواده‌اش بسیار خوب بود… ما بین این دو نفر تردید داشتیم و نمی‌دانستیم کدام یک برای ازدواج با دخترمان گزینه‌ی مناسب‌تری هستند. اما پس از آن‌که جناب جعفری تبار برای ما استخاره کرد و جواب استخاره خوب آمد، به ازدواج دخترمان با مورد اول که خدمتتان گفتم، جواب مثبت دادیم و اکنون هم دخترم از تمام جهات خوشبخت است و در رفاه کامل به سر می‌برد. نکته‌ی جالب‌تر هم این است که شنیده‌ایم خواستگار دوم، تا به حال دو بار ازدواج کرده و در هر دو مورد، به دلایلی طلاق گرفته است…!”

مسئله‌ای که نوشتن این مطلب را موجب شد اما نه استخاره‌های مجید جعفری تبار و نه پرداختن به سبک زندگی افراد باورمند به استخاره بود؛ که صدور حکم اعدام برای شخص او است.

اواسط پاییز سال گذشته، در شهر قم، شایعه‌ای مبنی بر دستگیری مجید جعفری تبار به سبب اتهامات مالی و برخی موارد دیگر دهان به دهان گشت و چون دسترسی به همسر وی مینا مناقب و یا برخی نزدیکان و شاگردان وی وجود نداشت و یا ایشان حاضر به صحبت در این خصوص نمی‌شدند، این مسئله در ابهام باقی ماند و برخی سایت‌های محلی نیز، به تکذیب آن پرداختند. اما از آن‌جایی هم که هیچ مقام مسئولی در این خصوص اطلاع رسانی نکرد، شایعه تا بدان جا گسترش یافت که وی اعدام شده است. شایعه یا واقعیت، هرچه که بود، یک سوال هم‌چنان باقی بود: چرا تلفن‌های استخاره کنندگان، پاسخ داده نمی‌شود و دفتر تعطیل است؟

اواسط زمستان سال گذشته اما، علی‌رغم این‌که محمدجعفر منتظری، رئیس دادگاه ویژه‌ی روحانیت، در برابر پرسش خبرنگاران رسانه‌های دولتی از اظهار نظر در این خصوص خودداری کرده و گفته بود: “بنا نداریم اخبار ویژه‌ی مربوط به دادگاه ویژه‌ی روحانیت را منتشر کنیم.”؛ سرانجام غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه‌ی قضاییه، در گفت‌وگو با آنا گفت: “حکم اعدام یک روحانی معروف با هویت «م.ج.ت» از سوی دادگاه ویژه روحانیت صادر شده است.” تا مسئله از شایعه فاصله گرفته و رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد.

محسنی اژه‌ای در آن گفتگو تاکید کرده بود که حکم صادرشده برای این فرد، بدوی بوده و می‌توان به این حکم اعتراض کرد و طبق قانون، قابل تجدیدنظر است. در این خبر اتهام وی “ارتباط با اجنه” عنوان شد.

در همین خصوص، اخیراً نزدیکان وی عنوان کرده‌اند که مجید جعفری تبار در تیرماه و مینا مناقب همسر وی در آبان‌ماه سال گذشته بازداشت شده‌اند و در حال حاضر در زندان لنگرود قم محبوس‌اند. وی از سوی دادگاه ویژه‌ی روحانیت به به اتهاماتی چون “ارتداد”، “سواستفاده‌های مالی”، “ارتباط با اجنه”، “مرید و مراد بازی” و “ارتباط با امام زمان” به خلع لباس و سه بار اعدام محکوم شده و فاطمه مناقب همسر وی نیز به دلیل “مشارکت در جرم” با حکم اعدام مواجه شده است. حال آن‌که اتهام سه بار اعدام، در شرایطی برای وی صادر شده است که طبق قانون جدید مجازات اسلامی، در صورتی که فردی مرتکب چند جرم هم بشود، قاضی صرفاً می‌تواند مجازات اشد یک جرم را صادر کند. در واقع طبق قانون جدید، منع صدور چند مجازات وجود دارد.

…علی‌رغم رفع برخی از شبهات، سوالات بسیاری هم‌چنان برای همگان بی‌پاسخ مانده است که با توجه به عدم شفاف‌سازی مسئولین و یا نزدیکان نامبرده، مشخص نیست که پاسخ این سوالات در آینده نیز به دست آید.

منابع:
1- برای اطلاعات بیش‌تر ر.ک به طریقه‌دار، ابوالفضل، کندوکاوی در استخاره و تفال، موسسه‌ی بوستان کتاب، ۱۳۸۶
2- ویکیپدیای فارسی