اندیشه جعفری

توسری به اسم “حجاب”: از اجباری شدن تا موضوع پژوهش/ اندیشه جعفری
لبه های شال را جوری تا می کند تا با حالت بهتری روی سر قرار بگیرد، یک بار دیگر در آینه نگاه می کند و سعی می کند حجم بیش تری از موهایش بیرون از شال قرار بگیرد. تمام تلاشش را می کند تا شال روی سرش بیش تر یک وسیله تزئینی به نظر برسد […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
تجاوز، پهنه ای به وسعت بی قانونی/ اندیشه جعفری
کلاس اول دبستان من با یک مقنعه کج وکوله که حتی به اندازه ای عقب نمی رفت تا بتوانم از گوشه های آن سمت چپ و راستم را ببینم، گذشت. چه داخل مدرسه و چه در راهش، وضع همین بود. هر وقت می خواستم به چپ و راستم نگاه کنم، باید گردنم را کامل به […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
مزار بی نشان، تخریب چی با ایمان/ اندیشه جعفری
تابستان سالی که قرار بود در پاییزش به پیش دبستانی که آن موقع به آن ” آمادگی” می گفتند بروم، با مادرم و دختردایی اش و یک سری آدم هایی که نمیشناختم، به جای عجیب و غریبی رفتیم. جایی دورافتاده و گرم که نمی توانستی به راحتی چیزی ببینی به جز پای آدم هایی که […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
سیمای زنان در تلویزیون ایران/ اندیشه جعفری
جیغ میزند و با گریه دو دستی به سر و صورتش میکوبد، با حجاب کامل به خواب میرود و از خواب برمیخیزد، برای رفتن به آرایشگاه یا خرید لباس خون همسرش را در شیشه میکند، اگر در حال مرگ باشد، حتماً یک فکر جدی برای یافتن همسر بعدی شوهرش میکند یا حتی در ماههای آخر […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
گرمخانههای توخالی؛ در گفتگو با لیلی ارشد/ اندیشه جعفری
زمان: 9 صبح، یکی از روزهای زمستان مکان: مترو شوش از مترو که بیرون میآیم، سوز سردی میآید. برای رفتن به آن طرف خیابان، پلههای مارپیچ پل عابری را که درست روبروی مترو است، بالا میروم و به آن طرف خیابان که میرسم، بعد از رد کردن چند مغازهی فرزکاری و آهنگری، کنار دیوار بلند […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
کودکان افغانستانی در دود/ اندیشه جعفری
میگذارد همهی مسافران سوار شوند و در آستانهی بسته شدن در مترو و شنیدن صدای بوق، خودش را داخل واگن بانوان جا میکند. صدای دست فروشهای زن از هر گوشهای به گوش میرسد. یکی با یک دست در حال باز کردن روسری است تا قوارهاش را نشان دهد و با دست دیگر رنگبندی روسریها را […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری
کارن هورنای و شخصیت در چرخه ی خشونت خانگی/ اندیشه جعفری
کارن دانیلسن هورنای در 16 سپتامبر 1885 در دهکدهی کوچکی در نزدیکی هامبورگ در شمال آلمان به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده بود. وی در سال 1906، یعنی درست شش سال بعد از اینکه زنان مجاز به تحصیل در رشتهی پزشکی شدند، وارد دانشکدهی پزشکی دانشگاه فرایبورگ گردید.کارن هورنای از سال 1932 تا 1952 […]...
ادامه مطلب
توسط:
اندیشه جعفری