حریم خصوصی، تهدید و تحدید/ هرمز شریفیان

اخرین به روز رسانی:

ژوئیهٔ ۲۲, ۲۰۲۴

حریم خصوصی، تهدید و تحدید/ هرمز شریفیان

حریم خصوصی و آزادی‌های فردی، یکی از با ارزش‌ترین حقوق شهروندی است که مردم بیش‌تر کشورهای جهان برای رسیدن به این حقوق حقه و انسانی که خدای متعال به آنان عطا کرده مبارزات بسیار سخت و گاه خونینی کرده‌اند تا آن را به‌ دست آورند.

حریم خصوصی و آزادی‌های فردی از زیرمجموعه‌های آزادی‌های به ‌حق اجتماعی هستند و دموکراسی به ‌معنای واقعی و تعریف فلسفی آن، تنها راه رسیدن به این آزادی‌ها و پس از رسیدن به آن «آزادی اصلی» است.

درست است که دموکراسی زاییده‌ی مطالبات اکثریت جامعه است اما در عین حال یکی از شاخصه‌های مهم آن (دموکراسی) رعایت و احترام به حقوق اقلیت‌هاست؛ به این معنا که حکومت اکثریت، به ‌دلیل تکیه ‌بر قوای اکثریت جامعه، حق پایمال کردن حقوق اقلیت را ندارد. از آن بدتر زمانی است که حکومتی به‌ دلیل داشتن قوای قهری برآمده نه از اکثریت که از اقلیت جامعه، بتواند با تکیه ‌بر قدرت سرکوب، حقوق اکثریت را پایمال کند و به دنبال آن حریم خصوصی و آزادی‌های فردی اکثریت جامعه را تحت کنترل خود درآورد که در این ‌صورت دیگر خواسته اکثریت ملت هیچ محلی از اعراب ندارد و چنین حکومتی بی تردید یک حکومت دیکتاتوری است.

چنین حکومت‌هایی حتی برای درون خانه‌ها و حریم شخصی آحاد جامعه هم برنامه دارند و هدفشان این است که تا خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی شهروندان رسوخ و خواسته‌های خود را به تک‌تک مردم دیکته کنند و برای رسیدن به این مهم از هیچ نظارتی حتی «نظارت وقیحانه» کوتاهی نمی‌کنند.

در چنین وضعیتی، حکومت برای رسیدن به اهداف خود برای حریم خصوصی شهروندان هم برنامه‌های خاص دارد و با اعمال نظارت بر تمام ارکان زندگی شهروندان در چگونه پوشیدن، چگونه خوردن، چگونه گوش ‌دادن، چگونه خواندن و چگونه رفتار کردن شهروندان هم دخالت مستقیم می‌کند.

این نظارت که در مواردی آن را وقیحانه نامیدیم در حوزه‌ی رسانه‌ها از نوشتاری تا شنیداری و گفتاری و هم‌چنین حوزه‌ی نگارش از کتاب‌های درسی تا رمان و سرگرمی، «سانسور» نامیده می‌شود. سانسور البته در عرصه‌ی عمومی به حذف بخش یا بخش‌هایی از یک گزارش یا داستان گفته می‌شود اما معنای دقیق‌تر آن این نیست، زیرا سانسور تنها قیچی حذف و بریدن در دست ندارد.

سانسور یعنی موضوعی را آن‌طور که می‌خواهیم، دوست داریم و مصلحت‌مان ایجاب می‌کند به خورد مخاطب بدهیم. سانسور تنها حذف کردن نیست بلکه افزودن نیز از خصلت‌های آن است. حذف یا افزودن مواردی که نظر رأس قدرت را تامین می‌کند و این تعریف دقیق‌تر سانسور است.

نظارت و سانسور «حدیقف» هم ندارند و متأسفانه تا جایی پیش می‌روند که جامعه را مجبور به اطاعت بی چون و چرا از ایدئولوژی‌ای کنند که مورد تأیید گروهی اندک است و هرکه در برابر این تحمیل ایستادگی یا اعتراض کند به مخالفت با آرمان‌ها و ارزش‌ها متهم خواهد شد.

هرچه سانسور و نظارت گسترده‌تر شود آزادی‌های فردی و اجتماعی محدودتر خواهند شد. در مواردی دیده شده که حکومت‌ها تنها در حوزه‌ی سیاست به نظارت و سانسور می‌پردازند و در سایر شئون زندگی شهروندان مانند حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و غیره دخالت نمی‌کنند.

در چنین جوامعی شهروندان مختارند چه بپوشند، چه بخوانند، چه گوش کنند، چه بخورند اما اجازه ندارند در حوزه‌ی سیاست هر نظری که به آن باور دارند را ارائه دهند که در غیر این صورت با آنان برخورد خواهد شد.

اما برخی حکومت‌ها علاوه ‌بر حوزه‌ی سیاست در سایر شئون زندگی شهروندان هم دخالت می‌کنند و جامعه تحت چنین حکومتی مجاز به استفاده از آزادی‌های مشروع خود نیز نیستند.

البته اشتباه نشود؛ در تمام جوامع حتی آزادترین، مدرن‌ترین و دمکراتیک‌ترین آن‌ها، شهروندان مجاز به هر رفتاری نیستند و حق ندارند هر طور دوست دارند بپوشند، بگویند و رفتار کنند. منظور این نوشتار دست یافتن به حقوق حقه انسانی در چارچوب قوانینی مترقی و روزآمد و البته مشروع است.

اما در جوامعی که حاکم، بر خلاف قوانین مترقی و روزآمد، تمام خواسته‌های خود را به شهروندان تحمیل کند به مدلی از «دیکتاتوری مشدد» روی آورده و حتی آزادی‌های مشروع را نیز زیر پا می‌گذارد زیرا تحمل شنیدن هیچ صدای مخالفی را ندارد. چنین حکومت‌هایی تنها به جامعه‌ای «تک‌صدایی» می‌اندیشند که آن صدا هم تنها صدای قدرت و حاکمیت باشد.

چنین حکومت‌هایی با جامعه‌ی چند صدایی به ‌شدت مشکل دارند و برای همین به ضرب نظارت و سانسور هر صدای مخالفی را تهدید و تحدید می‌کنند. اما ادامه‌ی چنین روش‌هایی دیری نخواهند پایید، زیرا اکثریتی که صداهای گوناگون داشته باشند این صدا را هر طور شده به گوش دیگران می‌رسانند و ساکت کردن صدای آنان –آن هم در جهان امروز و در شکوفایی عصر ارتباطات—، غیرممکن است.

نظارت و سانسور حتی اگر با دیوارهای آهنین ساخته شده باشند سرانجام روزی دچار رخنه و روزنه می‌شوند و این روزنه‌ها در کوته زمانی به شکاف‌های بزرگ تبدیل خواهند شد. از آن‌جایی که صدای مخالف از ذهن مخالف زاییده می‌شود و هیچ نیرویی توانایی محصور کردن ذهن نامحدود انسان را ندارد؛ این شکاف‌ها روزی باعث فروریختن آن دیوار آهنین خواهند شد؛ دیواری که پس از فروریختن نه امکان مرمت و نه امکان دوباره‌سازی دارد.

در مواقع فروریختن این دیوارها، اصحاب قدرت چاره‌ای جز همراهی با آن سیل ویرانگر که در اثر فروریختن دیوار به راه افتاده، نخواهند داشت و سرانجام یا مجبور به همراهی با این سیل عظیم خواهند شد و یا باید در برابر چنین سیلی مقاومت کنند که در آن صورت تنها غرق شدن انتظار آنان را می‌کشد.‌

هرمز شریفیان
فوریه 20, 2024

آزادی بیان حجاب اجباری حریم خصوصی حقوق شهروندی خط صلح خط صلح 153 دموکراسی سانسور ماهنامه خط صلح نظارت هرمز شریفیان