PEACE-MARK

اخرین به روز رسانی:

ژانویهٔ ۲, ۲۰۲۶

داستان کوتاه

قطعات معلق؛ داستان کوتاه: حمید کریمی‌فر، نقاشی: فرزانه فرجی، شعر: بکتاش آبتین

داستان کوتاه: فرار از محفل نوشته حمید کریمی‌فر آقای بشارت با یک سبیل، یک اورکت سبز و یک عینک کائوچویی و قبل از همه تشریف آورده بود، سر همین اصل به خودش حق می‌داد اول از همه کتش را دربیاورد، اول از همه عرق بخورد، قبل از همه سرش کمی گرم شود و طبیعتا قبل […]...

ادامه مطلب
توسط: مدیر
ژوئن 21, 2020

قطعات معلق؛ داستان کوتاه، نقاشی، شعر

داستان کوتاه: پاتوق نوشته آوات پوری چای‌خانه‌ها هر کدام عرف و هنجار خاص خودشان را دارند. اگرچه همه‌شان برای از گرسنگی نمردن و محتاج دستِ این و آن نشدن ساخته شده‌اند، اما خوب هر کدام‌شان به ضرورت مساحت خُردی از شهر را اشغال می‌کنند و بخاهند یا نه مجبورند عرف‌ها و هنجار‌های محله‌ای که درش […]...

ادامه مطلب
توسط: مدیر
می 21, 2020

داستان کوتاه: نفست از کجا درمیآید؟/پروا آتی

از تاکسی پیاده شدم. خاب دیدم انداخته بودندم بیرون از اتاقم و فرستاده بودندم توی یک ویلای بزرگ ساحلی. لپتاپم را گرفته بودند و مونیتوری جلوم گذاشته بودند که فقط سه تا کلید داشت. صفر، یک و دو. با آن سه کلید باید گزارش می‌نوشتم. همین که یک حرف را با آن سه کلید کدنویسی […]...

ادامه مطلب
توسط: پروا آتی
فوریه 20, 2020