اخرین به روز رسانی:

مارس ۲۱, ۲۰۲۶

زندانیان در وضعیت استثنایی/ مرتضی هامونیان

در بیرون غوغایی است. صداها می‌پیچد و غریو فریادها شنیده می‌شود. در میان نگهبانان و در راهروها هم پچپچه‌ها بسیار است. اما کسی به زندانی چیزی نمی‌گوید. زندانی نامحرم است. هرازگاهی از دور و نزدیک، صدای انفجاری به گوش می‌رسد. همه چیز درهم و برهم شده. انگار در بیرون از چهاردیواری سرد و سخت که با میله‌ها، حصار شده، همه چیز به هم ریخته ‌است. آری. بیرون جنگ است و اما درون زندان، زندانی نامحرم و جانش هم برای زندانبان کم‌ترین ارزشی ندارد. بیرون از این دیوارها جنگی شده و زندانیان نمی‌دانند چه خبر است.

چنین صحنه‌ای فراتر از یک تصویر روایی است. این ناآگاهی، یا تعلیق و وضعیت برزخی میان بودن یا نبودن، خود نشانه‌ی امری است که می‌توان آن را آسیب‌پذیری پنهان زندانیان دانست. زندان در ظاهر ساختاری استوار، بسته، و کنترل ‌شده‌ است. فضایی که قرار است از بی‌نظمی بیرون جدا باشد. اما همین جداسازی، در شرایط جنگ شهری، آن را به یکی از شکننده‌ترین نقاط بدل می‌کند. زندان نه کاملاً درون نظم است و نه بیرون از آشوبی که همه چیز را به هم ریخته است، بلکه در مرزی معلق قرار دارد که هر لحظه ممکن است فرو بپاشد. مثلاً در بندهای بازداشتگاهی مانند ۲۰۹ و ۲الف در زندان اوین، درها مرتباً باز و بسته می‌شوند. راهروها شلوغ است. اما زندانی محبوس در انفرادی، نمی‌داند آن بیرون چه خبر است. زندانیان سلول‌های جمعی هم با هم حرف می‌زنند و هرکدام با حدسی سعی می‌کنند، شرایط را فهم کنند. یکی از خصلت‌های انسان، لزوم داشتن آگاهی در خصوص پیرامون است. اما این‌جا، دیوارها، مانع این آگاهی است. این همان وضعیت بی‌خبری است. تنها نشانه‌ها برای زندانی باقی مانده‌اند. نشانه‌هایی چون صدا و نور و شنیدن شعارهای شبانه و صدای موشک و انفجار که دیوارهای زندان را رد می‌کند و به گوش زندانی می‌رسد. همین نشانه‌های پراکنده کم‌کم به روایت‌های ذهنی تبدیل می‌شوند. هرکس برای خودش توضیحی می‌سازد تا این خلائ را پُر کند. در فضای بسته‌ای که راهی به بیرون ندارد، خیال و ترس به‌راحتی جای واقعیت را می‌گیرند.

جنگ در شهرها در جریان حمله‌ی آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفند ۱۴۰۴، مرزها را به هم ریخته و نگرانی‌ها را در خصوص زندانیان افزایش داده است. زندانیانی که در شرایط عادی هم درگیر مشکلاتی چون تراکم شدید جمعیت، کمبود امکانات درمانی و محدودیت ارتباط با خانواده و وکیل هستند، در این جنگ با مشکلات شدیدتری مواجه شده‌اند. مشکلاتی که آن‌ها را آسیب‌پذیرتر کرده است. خاطرات تلخ مواجهه‌ی زندانیان با جنگ هم هست. مثلاً خاطره‌ی تلخ حمله‌ی اسرائیل به زندان اوین در جریان جنگ دوازده‌روزه این نگرانی را افزایش داده است. این خطر که ممکن است مصیبت نه از جانب زندانبانان و نگهبانان، که ناگهان از آسمان به‌صورت موشک و بمبی آوار شود و دیوارها را بر سر زندانی بریزد و جان او را بگیرد، خود نگرانی‌ای بیش از پیش برای زندانیان به بار می‌آورد. در این وضعیت، زندانیان با دو خطر روبه‌رو هستند. خطر اول وضعیت جنگی است که معلوم نیست چه بر سر آن‌ها می‌آورد و خطر دوم، وضعیت پساجنگی است که معلوم نیست نظام زخم خورده از تهاجم خارجی و کشته شدن سران و رهبرانش، چگونه و چطور خشم خود را بر سر زندانیان خالی کند و چگونه انتقام خود از آمریکا و اسرائیل را از بندیان زندان‌ها بگیرد.

دستگاه قضایی هم به‌جای این که درِ زندان‌ها را باز کرده و در« شرایط جنگی» موجبات آزادی زندانیان را فراهم آورند، حتی با درخواست خانواده‌های زندانیان سیاسی مبنی بر پذیرش و قبول و اعطای مرخصی به زندانیان در چنین شرایطی مخالفت می‌ورزد. برخی خبرها هم در همین جنگ اخیر مبنی بر جابجایی زندانیان از بندهایی مانند بند ۲۰۹ زندان اوین منتشر شده است. مثلاً شایلین اسداللهی خواهر علی اسداللهی، شاعر و عضو زندانی کانون نویسندگان ایران، اعلام کرد که برادرش از بند ۲۰۹ به مکانی نامعلوم منتقل شده است و این انتقال درحالی بوده که به گفته‌ی خانواده‌ی آقای اسداللهی، قرار بوده که وثیقه‌ای صادر شود و او آزاد شود.(۱) این‌جا مسئله صرفاً جابجایی زندانیان نیست. مسئله اطمینان است از وضعیت آنان توسط خانواده و اطمینان است از وضعیت خود برای زندانی. زندانی نمی‌داند الان دقیقاً در کجاست. تا پیش از جنگ، هرچند محدود، نوعی پیش‌بینی‌پذیری وجود داشت. زمان ملاقات، امکان تماس و روال‌های قضایی مطرح بود و حتی امید بود که روزی آزاد شود. اما با آغاز جنگ، این رشته‌های نازک نیز پاره می‌شوند. انتقال به «مکان نامعلوم» فقط یک جابه‌جایی نیست، بلکه حذف آخرین نقطه‌ی اتکای ذهنی زندانی است.

زندان در شرایط جنگی، خود یکی از مناطق پر خطر است. زندان فضایی است بسته که امکان مانور آزادانه از زندانیان گرفته شده و در صورت سقوط بمب و موشک و آوار و انفجار، زندانی امکان خروج و فرار از آن را ندارد. هم‌چنین در صورت روی دادن اتفاقی برای زندانبانان، این زندانی است که باید منتظر آب، غذا و حداقل‌های بهداشتی برای خود باشد. زندانی‌ای که در زندان با میله‌ها و درهای بسته‌ی آن تنها می‌ماند. در ایران، باتوجه به وضعیت زندان‌ها و نبود شفافیت درباره‌ی آنان، محدود شدن ارتباط زندانیان با خانواده‌ها و احتمال انتقال زندانیان به مکان‌های نامعلوم، این خطرات می‌توانند تشدید شوند. حتی اگر زندانبانان هم باشند، باز هم این زندانیان هستند که باید با کمبودها دست و پنجه نرم کنند. در همین جنگی که در زمان نوشتن این متن، هم‌چنان جریان دارد، گزارش‌ها حاکی از کمبود آب آشامیدنی مناسب، کاهش حجم و کیفیت غذا، محدود شدن فعالیت فروشگاه‌های زندان، کمبود دارو و کاهش خدمات درمانی است. بنا بر گزارش خبرگزاری هرانا و به گفته‌ی زندانیان سابق و فعلی، آب برای آشامیدن مناسب نیست؛ از این‌رو زندانیان ناچارند آب معدنی مورد نیاز خود را از فروشگاه‌های زندان تهیه کنند. با این حال در شرایط اخیر ورود آب معدنی به برخی زندان‌ها کاهش یافته و قیمت هر بطری آب نیز به حدود ۲۵ هزار تومان رسیده است؛ رقمی که بنا بر گزارش‌ها بسیاری از زندانیان توانایی پرداخت آن را ندارند. علاوه بر این وضعیت غذایی هم هست. حجم غذا نسبت به پیش از شرایط جنگی به طور قابل توجهی کاهش یافته و کیفیت آن نیز بدتر شده است. همزمان فروشگاه‌های بسیاری از زندان‌ها با کمبود کالا مواجه شده‌اند. در برخی موارد فروشگاه‌ها برای چندین روز تعطیل بوده یا با قفسه‌های تقریباً خالی فعالیت کرده‌اند. همین هم نگرانی‌ها را بیش‌تر و بیش‌تر می‌کند.(۲) یک مسئله‌ی دیگر، افزایش تنش‌ها در میان زندانیان و در زندان است. فشار عصبی و روانی بر زندانیان بالاست. از خانواده‌ها بی‌خبرند. کمبود آب و غذا هم هست. مرتباً هم صدای انفجار و بمب و موشک از خارج از زندان شنیده می‌شود. در صورت دسترسی زندانیان به تلویزیون و تماشای صداوسیما نیز، آن‌ها تصاویری از خرابی‌ها و کشته‌های این جنگ را می‌بینند. در این وضعیت، شرایط روانی حاکم بر زندانیان از وضعیت نرمال و عادی دور است. همین هم خطر درگیری‌های درون زندان را افزایش می‌دهد. این مسائل هم برای زندانیانِ عادی است و هم زندانیان سیاسی و عقیدتی. دسته‌ی دوم اما با فشار و مصیبت بیش‌تری روبه‌رو هستند. زندانیانی که به بهانه‌های امنیتی بازداشت شده‌اند و با پرونده‌های قضایی سنگین، احکام سنگین و گاه اتهاماتی چون محاربه و اعدام مواجه هستند. در این شرایط است که کاهش نظارت عمومی و محدودشدن ارتباطات می‌تواند خطر تشدید سرکوب علیه زندانیان سیاسی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، نگرانی‌هایی درباره‌ی احتمال اجرای سریع‌تر احکام اعدام، افزایش فشارهای امنیتی، یا انتقال زندانیان به زندان‌های دورافتاده هم وجود دارد.

در کنار همه‌ی این‌ها، برخی گروه‌های زندانیان در معرض خطر بیش‌تری هستند. زنان زندانی از این جمله‌اند؛ به ویژه زنانی که با کودکان‌شان در زندان به سر می‌برند. در شرایط عادی نیز، وضعیت زنان در زندان‌ها با محدودیت‌ها و کمبودهای خاصی همراه است؛ از امکانات بهداشتی گرفته تا خدمات درمانی متناسب با نیازهای آنان. اما در شرایط جنگی، این امور تشدید می‌شود. دسترسی به خدمات پزشکی دشوارتر می‌شود، منابع محدودتر می‌شوند، و اولویت‌ها تغییر می‌کند. در چنین وضعیتی، بدن زنانه، که خود نیازمند مراقبت‌های خاص است، در معرض فشار بیش‌تری قرار می‌گیرد. برای مادرانی که با کودکان خود در زندان هستند، این وضعیت پیچیده‌تر و سنگین‌تر است. کودک، اساساً درکی از آن‌چه رخ می‌دهد ندارد، اما اثرات آن را به‌طور مستقیم تجربه می‌کند. کودک صدای انفجارها، اضطراب مادر و تغییر در شرایط تغذیه و بهداشت را می‌فهمد. زندان، که در حالت عادی نیز محیطی مناسب برای رشد کودک نیست، در شرایط جنگی به فضایی به‌مراتب ناپایدارتر تبدیل می‌شود. این‌جا دیگر مسئله فقط کمبود و حس خطر نیست. مسئله «انتقال اضطراب» است به کودکی که در این میان هیچ‌کاره است. کودکی که اضطراب و ترس را از مادری می‌گیرد که زندانی است و در میان جنگ در بند.

به‌صورت قانونی هم اگر نگاه شود، بازهم این وضعیتی که امروز برای زندانیان به وجود آمده، وضعیتی بر خلاف قانون است. بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، افراد غیرنظامی که در بازداشت یک دولت قرار دارند «افراد تحت حمایت» محسوب می‌شوند و دولت‌ها موظف‌اند از جان و امنیت آنان محافظت کنند. دستورالعمل شماره‌ی ۲۱۱ شورای عالی قضایی ایران (مصوب ۲۲ دی ۱۳۶۵) در شرایط اضطراری و زمان جنگ هم تکالیف مشخصی را برای مقامات قضایی تعیین کرده است. بر اساس این دستورالعمل، دادستان‌ها موظف‌اند وضعیت زندانیان را بررسی کرده و زندانیان غیرخطرناک را به‌طور موقت آزاد کنند و در صورت لزوم زندانیان خطرناک را به مکان‌های امن منتقل کنند. اما این امور اجرایی نشده، کسی به دلیل شرایط جنگی آزاد نگشته و اتفاقاً شمار بیش‌تری با اتهامات امنیتی بازداشت شده‌اند. می‌توان از سوئ‌ظن عبور کرد، ولی به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی همان سیاست گروگان‌گیری که در قبال شهروندان خارجی داشت را این‌بار در قبال زندانیان در بند خود دارد.

در وضعیت جنگی برای زندانیان، خطر مرگ و آسیب از جنگ وجود دارد. از سوی دیگر، خدمات پایه در زندان مانند توزیع غذا و آب و دسترسی‌های بهداشتی هم می‌تواند مختل شود و بحران انسانی در زندان را تشدید کند. امر دیگر هم خطر سرکوب و اعدام‌ها در وضعیت بی‌خبری است و جمهوری اسلامی ید طولایی در این زمینه دارد. انتقال‌های اجباری هم که البته مصیبتی بر مصیبت است. همه‌ی این‌ها وضعیتی است که در جنگ حاضر می‌تواند زندان را به نقطه‌ای آسیب‌پذیر بدل کند که از چشم‌ها پنهان است. اما همه‌ی ماجرا این نیست.

فرض کنیم جنگ تمام شده و حکومت جمهوری اسلامی زخم خورده، هم‌چنان بر اریکه‌ی قدرت خود سوار است. در این وضعیت، حکومتی که سرانش را از دست داده و مجروح شده، برای انتقام به سراغ زندانیان، بالاخص زندانیان سیاسی و عقیدتی خواهد رفت. یک بار در دوران جنگ هشت ساله و پس از پذیرش قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ شورای امنیت توسط جمهوری اسلامی ایران، این را دیده‌ایم. قطع‌نامه پذیرفته شد و بعد تابستان ۶۷، بدل به تابستانی خونین برای زندانیان سیاسی گشت. این خطر در وضعیت فعلی هم وجود دارد. این‌که پسا جنگ، جمهوری اسلامی برای انتقام به سراغ زندانیان برود و بشود آن‌چه نباید. باید نسبت به این امر حساس و آگاه بود و برای عدم وقوعش چاره‌ای اندیشید.

شاید بتوان وضعیت موجود را همان «وضعیت استثنایی» آگامبن دانست. وضعیت و لحظه‌ای که در آن قانون در ظاهر باقی است و اما در عمل به تعلیق در آمده و برخی انسان‌ها به «حیات برهنه» تقلیل پیدا کرده‌اند. حیاتی که تحت کنترل است و از حمایت واقعی محروم. زندان در شرایط جنگی به چنین مکانی بدل شده است. جایی که زندانی نه در میان جنگ است و نه خارج از آن و اما بیش از بسیاری، درگیر پیامدهای پنهان و آشکار آن است. همه‌ی آن‌چه بر زندانی در جنگ می‌رود، از نشانه‌های همین تعلیق‌اند. از این منظر، «نقطه‌ی آسیب‌پذیر» بودن زندان، و آن‌هم نه نقطه‌ای آشکار که پنهان، تنها یک توصیف نیست. بلکه بیان موقعیتی است که در آن، آسیب‌پذیری نه از ضعف آشکار، بلکه از حذف شدن از دایره‌ی دید و حمایت شکل می‌گیرد. جایی که انسان‌ها در سکوت، بیش از هر زمان دیگری بی‌دفاع می‌شوند.

این جنگ، شروع، ادامه و اتمامش برای زندانیان، وضعیت تعلیق و آسیب را پیش آورده است. جنگی که خارج از اختیار زندانیان شروع شد، ادامه‌اش هر لحظه به حیات زندانیان آسیب می‌زند و اتمامش، خطراتی جدی برای زندانیان به همراه دارد. این همان وضعیت غیرممکن است؛ وضعیتی که در هر حالتش به آسیب‌پذیری زندانیان می‌انجامد؛ همان‌هایی که در وضعیت استثنایی، فراموش شده‌اند.

 

پانوشت‌ها:
۱- گفتگو با شایلین اسداللهی در برنامه‌ی با کامبیز حسینی، تلویزیون ایران اینترنشنال.
۲- جنگ؛ فشار مضاعف بر زندانیان با کمبود آب، غذا و خدمات درمانی در بسیاری زندان‌های کشور، هرانا، ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۴.
۳- گفتگویی با جورجو آگامبن وضعیت استثنایی؛ سرمشق حکمرانی در عصر ما، سایت میدان، ۱۲ آبان‌ماه ۱۳۹۹.
توسط: مرتضی هامونیان
مارس 21, 2026

برچسب ها

جنگ ایران و امریکا جنگ دوازده روزه جورجو آگامبن حقوق زندانیان حیات برهنه خط صلح خط صلح 179 زندانیان سیاسی عدالت ماهنامه خط صلح مرتضی هامونیان وضعیت استثنایی