
حفظ نظام با شلیک گلوله/ مرتضی هامونیان
همه آمده بودند. از هر نیرویی که توانشان بود تا امر سرکوب را سامان دهند. در ساختاری که حفظ نظامش از اوجب واجبات است، همهی توان صرف میشود تا این اوجب واجبات محقق شود؛ حتی اگر این تحقق، از میان دریای خون شهروندان بگذرد. دیماه ۱۴۰۴، ایران شاهد جنبشی اعتراضی بود که با بازار آغاز شد و اما به بیش از ۴۰۰ شهر ایران کشیده شد. جنبشی اعتراضی که بدل به بزرگترین و گستردهترین اعتراض ضد حکومتی پساانقلاب بهمن ۵۷ شد. جنبشی اعتراضی که به خونینترین وجه ممکن، توسط حکومت سرکوب شد و کشتاری رقم خورد که با قربانی شدن دهها هزار شهروند ایرانی، میتوان آن را خونبارترین کشتار تاریخ معاصر ایران و جهان نامید. دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، متشکل از سپاه و بسیج، فراجا و واجا و الباقی نهادهای امنیتی و نظامی، همه به صحنه آمدند تا خونینترین سرکوب تاریخ معاصر ایران را رقم بزنند. جوی خون در خیابانها روان شد و نیرویی که از پیش آماده شده و سلاح و آموزش و نفر برایش مهیا بود، فاجعهای تاریخی ساخت.
این سرکوب خونین، جنبهای کاملاً سراسری داشت و محدود به شهر یا منطقهی خاصی نبود. گزارشها هم از استانهای مختلف (از فارس و لرستان و ایلام گرفته تا اصفهان، گیلان، خوزستان، خراسان، بوشهر و تهران) حاکی از استفادهی گستردهی نیروهای امنیتی از گلولهی جنگی، تیربار، تکتیرانداز، شاتگان ساچمهزن و حتی سلاح سرد علیه معترضان غیرمسلح است.(۱) اسماعیل کوثری، از فرماندهان پیشین سپاه و نمایندهی مجلس شورای اسلامی هم در سخنانی گفت که در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، «شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت که نیروهای فراجا، بسیج و سپاه بهصورت مسلحانه وارد عمل شوند تا موضوع را خنثی کنند.»(۲) این یعنی دستکم از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ به بعد، واحدها و یگانهای مختلف نیروهایی چون سپاه، به صورت رسمی و با سلاح جنگی به مقابله با مردم بیدفاع پرداختند و به سوی آنان آتش گشودند. این در حالی است که تا پیش از روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۳۸ تن شامل ۲۹ شهروند معترض، ۴ نیروی نظامی-امنیتی و ۵ معترض زیر ۱۸ سال کشته شده بودند.(۳) شلیکها به معترضان هم با سلاحهای جنگی، تکتیرانداز و کلاشینکف بوده است. (۴) برخی شاهدان عینی هم در مناطقی مانند منطقهی تهرانپارس در شهر تهران به رسانهها گفتهاند که نیروهای حکومتی با خودروهای مسلح وارد جمعیت معترض شدند و با رگبار به سمت مردم شلیک کردند. او گفته است که معترضان در حال فرار، پیکر کشتهشدگان را با خود به داخل خانهها میبردند تا از خیابانها جمعآوری شوند. این شهروند افزود: «صحنهها بسیار وحشتناک بود؛ فقط جنازه از خیابان جمع میکردند و پوکهها زیر پای ماموران میریخت که آنها را جمع میکردند.» (۵)
سخت است که بگویی کدام نیرو در کشتار بیرحمانهی شهروندان معترض ایرانی بیشترین سهم را دارد. همهی این نیروهای سرکوب، هرجا که بودند، و هرچه در توان داشتند به میدان آوردند تا شهروندان بهجانآمده و معترض را به خاک و خون بکشند و داغی تمامعیار بر دل ملت ایران بگذارند. قصه هم تنها مختص به ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و پس از آن نبود. پیش از آن هم عاملان جنایت مشغول به کار بودند تا با گلوله به معترضان پاسخ بدهند. دیدهبان حقوق بشر به نقل از عفو بینالملل گزارش میدهد که در بعدازظهر ۱۳ دیماه ۱۴۰۴، صدها معترض مسالمتآمیز از میدان شهدای شهرستان ملکشاهی در استان ایلام به سمت یک پایگاه بسیج حرکت کردند و بعد آنچه روی داد، شلیک ماموران سپاه به معترضان بود. این گزارش میگوید که ماموران سپاه از داخل پایگاه شلیک کردند، بدون اینکه توجه کنند به چه کسی شلیک میکنند. سه، چهار نفر بلافاصله کشته شدند، و خیلیهای دیگر زخمی شدند. معترضان کاملاً غیرمسلح بودند. اتفاقی که به صورت مشابه در ازنا هم رخ میدهد و نیروهای امنیتی به روی معترضان مسالمتآمیز در نزدیکی فرمانداری شهرستان آتش میگشایند. به گزارش دیدهبان حقوق بشر و صحتسنجی آنان، ماموران سپاه به سوی مردم شلیک میکنند. پس از متفرق شدن جمعیت، بعضی معترضان دوباره بیرون یک پاسگاه پلیس در نزدیکی جمع شدند و نیروهای امنیتی دوباره اقدام به شلیک گلوله کردند.(۶)
اما آنچه از شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ به بعد رخ داد، در تاریخ معاصر ایران بینظیر بود. نیروهایی که به گفتهی اسماعیل کوثری، مجوز حضور مسلحانه پیدا کرده بودند، دست به کشتاری تاریخی در ایران زدند. نیروهایی که همهجور سلاح هم در اختیار داشتند. از تیربار و دوشکا تا تفنگ تکتیرانداز، از کلاشینکف تا شاتگان و سلاحهایی چون سلاح کمری و تفنگ پینتبال ساچمهای و سلاحهای سردی چون قمه، چاقو، باتون و چوبدستی بزرگ. آنها مسلح به لیزر سبز برای شناسایی و برخورد با معترضان بودند. (۷) سلاحهایی که عمدتاً در دستان سپاه و بسیج، فراجا و لباس شخصیهاست.
در روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ کانال تلگرام وحیدآنلاین، فعال شبکههای اجتماعی، دو عکس از میدان صادقیهی تهران در شب ۱۸ دی ۱۴۰۴ منتشر کرد که یک پیکاپ سیاه با تیرباری بر پشت آن را نشان میداد. بررسیهای بیبیسی فارسی نشان میدهد که این خودرو احتمالاً مربوط به گردان امنیتی امام علی سپاه تهران مسلح به دوشکاست. همچنین خبرگزاری فارس عکسی را منتشر کرد که نشان از رژهی گردان امنیتی امام علی، با یک ماشین پیکاپ سیاهرنگ و تیرباری بر روی آن دارد. گردانهای امام علی یگانهای متشکل از نیروهای بسیج و از ساختارهای سپاه پاسداران برای مقابله با اعتراضات خیابانی است. این گردانها پس از نیروی انتظامی، یگان ویژهی فراجا و نیروهای پایگاههای بسیج و مساجد، در سطح چهارم بخش عملیاتی کنترل و مدیریت یا سرکوب اعتراضات شهری قرار دارند. به جز سپاه و ارتش، نیروهای یگان ویژهی زیرمجموعهی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) هم پیکاپهای سیاه مسلح به تیربار دوشکا دارند. (۷) قبلاً هم البته از دوشکا استفاده شده بود، در کشتار نیزار ماهشهر در آبان ۱۳۹۸ که نیروهای امنیتی دست به کشتار شهروندان زدند. (۸) علاوه بر دوشکا، تکتیراندازان هم بودند. تکتیراندازانی مسلح با سلاح تکتیرانداز دراگانوف، با لباس سیاه که میتوانند متعلق به نیروی نوپو (نیروهای ویژهی پیرو ولایت) زیرمجموعهی فراجا و بعضی از یگانهای سپاه پاسداران باشند. یکی دیگر از نیروهای غیررسمی سپاه پاسداران به نام نخسا (نیروهای خودجوش سرزمینهای اسلامی) هم از تکتیرانداز دراگانوف استفاده میکند و آرم نظامی این نیرو نشان دراگانوف را دارد.(۷)
تنها هم خیابان یا اماکن دولتی، محل شلیک و تیراندازی به شهروندان نبود. نیروهای بسیجی و سپاهی و لباس شخصیهای وابسته به این نیروها، از مساجدی که باید خانهی خدا و محلی برای عبادت باشند، به سوی شهروندان آتش گشودند.(۹) از فراجا با تمام یگانهایش، از جمله نوپو، تا سپاه و بسیج با تمام توانشان، از جمله یگانهای امام علی و نخسا و بقیهی یگانها و گردانهای سپاه، همه در این کشتار سهیم بودند. سپاهی که با تشکیل گردانهای مختلفی چون گردانهای امام حسین، گردانهای واکنش سریع بیتالمقدس، گردانهای عاشورا و گردانهای الزهرا و مواردی که پیشتر گفته شد،(۱۰) به مسلح کردن هواداران نظام حاکم دست میزنند تا در مواقع لزوم، مانند خیزشها و جنبشهای اعتراضی، به خیابانها بیایند و دست به کشتار شهروندان معترض بزنند. وجود این نیروها هم تنها یک معنی دارد. اینکه حکومت از سالها قبل در حال آمادهسازی خود برای سرکوب تمامعیار بوده و هربار هم در سرکوب جنبشها و خیزشهای اعتراضی مختلف، با آزمودن روشهای متفاوت، توان سرکوب خود را افزایش داده است. در واقع این ساختار چندلایه و گستردهی سرکوب، بهروشنی نشان میدهد که حکومت جمهوری اسلامی نهتنها از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ غافلگیر نشد، بلکه با اتکا به تجربههای پیشین خود در سرکوب اعتراضات مردمی، از جمله در سال ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و جنبش اعتراضی ۱۴۰۱، از پیش برای مواجههای تمامعیار آماده شده بود.
تفاوت دی ۱۴۰۴ اما در مقیاس، شدت و آشکار بودن استفاده از نیروی مرگبار بود. آنچه پیشتر، گاه در حاشیه یا در مناطق خاص (مانند استانهای کردنشین و یا بلوچستان ایران) رخ میداد، اینبار به قاعدهای سراسری بدل شد. از پنهانکاریهای نسبی هم خبری نبود. نیروهای مسلح حکومتی، با تجهیزات جنگی و آرایش شبهنظامی، آشکارا در خیابانها مستقر شدند. نوع سلاحهای استفاده شده و میزان خشونت هم پیام روشنی داشت. حکومت تصمیم گرفته بود اعتراض را نه مدیریت، بلکه در هم بشکند. در این میان، نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برجستهتر از دیگر نیروهاست. سپاه، بهعنوان نهادی که ماموریت اصلیاش حفاظت از نظام سیاسی است و نه حفاظت از جان شهروندان، از ابتدا با منطق حذف فیزیکی «دشمن» به اعتراضات نگریست. دکترین امنیتی سپاه، که معترض را امتداد پروژههای براندازی خارجی تعریف میکند، زمینهساز توجیه هر سطحی از خشونت است. به همین دلیل، ورود سپاه به صحنهی اعتراضات، همواره به معنای تشدید سرکوب و افزایش تلفات بوده است. کما اینکه در توجیه سرکوب، آنها را تروریست خواندند و حسین یکتا، از فرماندهان سپاه و عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار، از آنتن تلویزیون رسمی حکومت، دستور کشتار داد و تهدید کرد. بسیج نیز که عملاً بازوی اجتماعی و محلی سپاه محسوب میشود، نقشی کلیدی در تبدیل خیابانها به میدان شکار ایفا کرد. این نقش آنقدر برجسته بود که روزنامهی واشنگتنپست در ۴ بهمن ۱۴۰۴، از نقش پررنگ نیروهای بسیج در سرکوب خیابانی و خشونت سازمانیافته علیه مردم در سرکوب این اعتراضات خبر داد. نیروهای بسیج به دلیل شناخت محلی و ارتباطات اجتماعی، قادر بودند معترضان را شناسایی کنند، مسیرهای فرار را ببندند و حتی پس از پایان تجمعات، افراد را در محلهها تعقیب کنند. این نقش، سرکوب را از یک مواجههی خیابانی به یک عملیات فراگیر امنیتی گسترش داد.
لباسشخصیها، که هویت سازمانیشان عمداً مبهم نگه داشته میشود، حلقهی اتصال میان خشونت نیروهای رسمی و خشونت غیرقابل ردیابی بودند. این نیروها، بدون نشان و پاسخگویی، دست به ضربوشتم، تیراندازی و حتی ربایش معترضان زدند. استفاده از لباسشخصیها، به حکومت امکان میدهد مسئولیت مستقیم خشونت را انکار کند، درحالیکه عملاً همان اهداف سرکوب را پیش میبرد. لباس شخصیهایی که از اعتراضات دانشجویان در تیرماه ۱۳۷۸ تاکنون، همواره پای ثابت سرکوبها بودهاند و عمدتاً هم توسط نیروهای بسیج و سپاه هدایت و سازماندهی میشوند و البته نیرویی که قرار بود حافظ جان و مال مردم باشد و اما به قاتل آنان بدل شد. نیرویی که شهروندان دیگر کشورها، به وقت خطر به دامان آنان پناه میبرند و در ایران، بخشی از ماشین کشتار شهروندان است. پلیس، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی، یا فراجا، اگرچه در ظاهر نهادی انتظامی است، اما در دی ۱۴۰۴ عملاً به بخشی از ماشین جنگی حکومت علیه مردم بدل شد. یگانهای ویژه، نوپو و سایر واحدهای زیرمجموعهی فراجا، نهتنها در مهار اعتراضات ناکام ماندند، بلکه با استفاده از سلاحهای مرگبار، خود به عامل مستقیم کشتار تبدیل شدند.
تفاوت نقش فراجا با سپاه، بیش از آنکه در ماهیت باشد، در درجه و شدت بروز خشونت است. نکتهی مهم دیگر هم نقش هماهنگکنندهی نهادهای اطلاعاتی است. وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و دیگر جامعهها و نهادهای اطلاعاتی وابسته به حکومت جمهوری اسلامی، با رصد فضای مجازی، شنود ارتباطات و شناسایی فعالان، زمینهی سرکوب هدفمند را فراهم کردند. بسیاری از کشتهشدگان و بازداشتشدگان، پیشتر در فهرستهای نظارتی و رصد این نهادها قرار داشتند. به این معنا، سرکوب دی ۱۴۰۴ صرفاً واکنشی به خیابان نبود، بلکه ادامهی پروژهای بود که برای آن برنامهریزی شده بود.
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، واجد عناصر جنایت علیه بشریت است. حملهی گسترده و سیستماتیک به جمعیت غیرنظامی، استفادهی عامدانه از نیروی مرگبار و وجود زنجیرهی فرماندهی مشخص، همگی معیارهایی هستند که در اسناد بینالمللی برای تعریف چنین جنایتی ذکر شدهاند. مسئولیت این جنایت، نهتنها متوجه ضاربان در خیابان، بلکه متوجه آمران، تصمیمگیران و طراحان این سرکوب است.
بااینحال، پرسش اصلی همچنان باقی است. کدام نیرو بیشترین نقش را در کشتار مردم بیدفاع ایفا کرد؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند تمایزگذاری میان نقشهاست. همهی نیروها مقصرند، اما همه به یک اندازه نقش نداشتند. نیرویی که سلاح سنگین در اختیار داشت و دستور شلیک گرفت و در خط مقدم کشتار ایستاد، مسئولیتی بهمراتب سنگینتر دارد. بر اساس شواهد موجود، بیشترین سهم در کشتار مستقیم معترضان، متوجه سپاه پاسداران و یگانهای وابسته به آن است. این نیرو، هم از نظر تجهیزات و هم از نظر اختیار عمل، در جایگاهی قرار داشت که امکان و مجوز استفاده از مرگبارترین ابزارها را فراهم میکرد. بسیج، بهعنوان نیروی مکمل و فراجا، بهعنوان نیروی پشتیبان و در مواردی مجری، هر یک نقشهای مهمی ایفا کردند، اما محور اصلی خشونت، سپاه بود. البته این جمعبندی، به معنای تبرئهی سایر نیروها نیست. برعکس، نشان میدهد که سرکوب دیماه ۱۴۰۴ یک پروژهی جمعی بود که بدون همکاری و هماهنگی همهی این نهادها امکانپذیر نبود. اما برای ثبت دقیق حقیقت تاریخی، باید نقشها را بهدرستی نامگذاری کرد و مسئولیتها را تفکیک نمود.
دیماه ۱۴۰۴، نقطهی عطفی در تاریخ معاصر ایران است. نقطهای که در آن، حکومت بار دیگر بهطور عریان نشان داد برای حفظ خود، هیچ خط قرمزی نمیشناسد. کشتار مردم بیدفاع، نه استثنا، بلکه بخشی از منطق بقا در این ساختار سیاسی است. منطقی که تا زمانی که به چالش کشیده نشود، همچنان قربانی خواهد گرفت. رهبر نظام سیاسی پیشتر از خدای دههی ۶۰ سخن گفته بود. ظاهراً نظام با مبنای از اوجب واجبات بودن حفظ خود، به دوران خدای دههی ۶۰ بازگشته است. ناخدای استبداد هم میکوشد تا با توسل به خدایش، بار دیگر کشتی نظامش را از طوفان خشم مردم نجات دهد. اما آنچه رخ داد و تاثیر آن در میان نسلها، چیزی نیست که به این راحتی به باد فراموشی سپرده شود. تاریخ ثابت کرده است که سیل خون بیگناهان، نظامهای استبدادی را در خود غرق خواهد کرد و تجربیات تاریخی تکرار میشوند تا آدمیزاد درس بگیرد، که نمیگیرد، متاسفانه!
پانوشتها:
۱- پیام مخاطب: تهرانپارس «جنگ تنبهتن» و شلیک رگبار به معترضان بود، ایران اینترنشنال، ۳۰ دیماه ۱۴۰۴.
۲- اعتراف نمایندهی مجلس: پلیس، بسیج و سپاه مسلحانه اعتراضات را سرکوب کردند، ایران وایر، ۱۵ بهمنماه ۱۴۰۴.
۳- از خیابان تا دانشگاه؛ اعتراضات ایران وارد یازدهمین روز شد، هرانا، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴.
۴- گزارشی از بازداشت و آزادی ۴۳ شهروند معترض در جریان اعتراضات بهبهان، هرانا، ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۴.
۵- پیام مخاطب: تهرانپارس «جنگ تنبهتن» و شلیک رگبار به معترضان بود، ایران اینترنشنال، ۳۰ دیماه ۱۴۰۴.
۶- چرخهی تازهی کشتار در اعتراضات از سوی مقامات؛ افزایش آمار مرگ و جراحت معترضان، دیدهبان حقوق بشر، ۱۶ دیماه ۱۴۰۴.
۷- صیفیکاران، فرزاد، از تکتیرانداز تا تیربار؛ کشتار معترضان دیماه ۱۴۰۴ با چه سلاحهایی انجام شد؟، بیبیسی فارسی، ۱۱ بهمنماه ۱۴۰۴.
۸- نیکونظر، لیلی، شکراللهی، رضا، روایتی از کشتار در نیزار ماهشهر؛ هر که رفت، برنگشت، رادیو فردا، ۱۸ آذرماه ۱۳۹۸.
۹- کشتار سازمانیافته در نجفآباد؛ نیروهای سرکوب از کلانتری و مسجد به مردم شلیک کردند، ایران اینترنشنال، ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۴.
۱۰- خوجه، عادل، معرفی کامل گردان امام حسین (ع)، میلیتاری (Military) مقالات نظامی، ۱۶ خردادماه ۱۳۹۴.
برچسب ها
آموزش سرکوبگر اطلاعات سپاه بسیج تیرخلاص جنایت جنایت علیه بشریت خط صلح خط صلح 178 سپاه پاسداران سرکوب معترضان قیام 1404 قیام دی 1404 کشتار 1404 گلوله ماهنامه خط صلح مرتضی هامونیان نهادهای سرکوب نیروهای مسلح یگان ویژه