
انزوای دیجیتال بهعنوان استراتژی قدرت/ فرشته گلی
…و ناگهان تاریکی مطلق و سکوت سنگین بیخبری از آنچه در خیابانهای ایران رخ داده بود. همهچیز از یک فاجعه خبر میداد. تمام کانالهای ارتباطی و اطلاعرسانی قطع شده بود. اخبار سینهبهسینه نقل میشد، آنهم با انبوهی از گمانهزنیهای نگرانکننده و ترسناک که از شبکههای خبری ماهوارهای پخش میشد. ۱۸ دی ۱۴۰۴ یکی از شدیدترین خاموشیهای دیجیتال تاریخ معاصر کشور اتفاق افتاد. اقدامی که دستورش توسط شورای عالی امنیت ملی صادر و از سوی وزارت ارتباطات اجرا شد و در نتیجهی آن نهتنها همان دسترسی نیمبند و فیلترشده به جهان خارج قطع که بخشهای وسیعی از زندگی مردم هم به شکل رسمی فلج شد. ضمن اینکه بیخبری کامل از اخبار و رویدادها تا اختلال در خدمات ضروری مانند بانکداری، حملونقل و حتی خرید روزانهی حاکم و در یک کلام مملکت تعطیل شده بود.
مردم ناگهان از دسترسی به تمام شبکههای اجتماعی، پیامرسانها (واتساپ، تلگرام، اینستاگرام)، ایمیل، جستوجوی گوگل و حتی تماسهای اینترنتی محروم شده بودند. حتی تماس با خطوط تلفنی ثابت و همراه نیز به خصوص با خارج از کشور مختل و قطع شده بود. این وضعیت در آغاز با کاهش سرعت و اختلال هدفمند در مناطقی آغاز شد که اعتراضهای عمومی شکل گرفته بود و شدت یافت و پسازآن به خاموشی کامل تبدیل شد. از سوی دیگر این قطع ارتباط منجر به افزایش احساس انزوا، ترس و اضطراب جمعی شد. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور هم دچار بیخوابی و نگرانی شدید شدند، زیرا نمیتوانستند با عزیزانشان در داخل ارتباط بگیرند. از پرداخت قبض تا خرید، زندگی مدرن در ایران بهشدت به اینترنت وابسته شده است و قطع آن، مانند قطع برق یا آب، خدمات پایه را مختل میکند. سامانههای بانکی آنلاین، کارتخوانها، اپلیکیشنهای پرداخت (مانند آپ، تاپ، ۷۲۴) و حتی برخی عابربانکها از کار افتادند. مردم برای برداشت نقدی صفهای طولانی تشکیل دادند و بسیاری از مغازهها به دلیل عدم امکان دریافت پول الکترونیکی تعطیل شدند. انتقال پول، پرداخت قبض، خرید آنلاین و حتی دریافت حقوق بسیاری از افراد متوقف شد. اپلیکیشنهای تاکسیهای آنلاین، نقشههای دیجیتال و حتی برخی سیستمهای پرداخت مترو و اتوبوس مختل شدند. پست و ارسال کالا تا ۶۰ درصد کاهش یافت و بسیاری از کسبوکارهای خانگی که از طریق پست فعالیت میکردند، فلج شدند. کلاسهای آنلاین و حتی ایمیلهای سازمانی قطع شدند. بسیاری از شرکتها مجبور به مرخصی اجباری کارمندان بدون حقوق شدند و فریلنسرها، طراحان، ویرایشگران ویدئو و برنامهنویسان درآمد خود را از دست دادند. زیان روزانه میلیاردی بود و اقتصاد دیجیتال ایران بهشدت آسیب دید. برآوردها خسارت روزانه بین ۳۵ تا ۳۷ میلیون دلار را نشان میدهد و فروش آنلاین تا ۸۰ درصد افت کرد. بورس تهران سقوط کرد و نقدینگی عظیمی از بازار خارج شد. کسبوکارهای کوچک و متوسط که بخش بزرگی از اشتغال دیجیتال را تشکیل میدهند تعطیل شدند؛ آژانسهای مسافرتی، شرکتهای مهاجرتی، فروشگاههای آنلاین و حتی صادرات و واردات مختل گردیدند. در یک کلام وضعیت آخرالزمانی شده بود.
قطع طولانیمدت اینترنت مانند انزوای اجباری عمل میکند و مکانیسمهای مقابله با استرس را از بین میبرد. اضطراب پیشبینیکننده (ترس از تکرار قطع)، افسردگی، حملات پانیک و حتی علائم شبیه پی.تی.اس.دی (PTSD) پس از بازگشت نسبی اینترنت (به دلیل هجوم ناگهانی اخبار و تصاویر) شایع شد. در سطح جامعه، اعتماد بین افراد کاهش یافت، روابط خانوادگی آسیب دید و نارضایتی اجتماعی افزایش پیدا کرد. حتی پس از بازگشت نسبی اینترنت، محدودیتها ادامه داشت و بسیاری همچنان به اینترنت ملی کند و ناکارآمد محدود بودند. برای مثال انسداد اینترنت تاثیرات مخربی بر نهادهای آموزشی و توسعهی شناختی جوانان دارد. طبق گزارش منتشرشده در تایمز، قطع جریان اطلاعات در زمانهای حساسی مثل فصل امتحانات، نوعی «سایکوز تحصیلی» ایجاد میکند که با ترس از شکست و نابودی آینده گره خورده است. به نحوی میتوان گفت که قطع کردن اینترنت حتی به بهانهی جلوگیری از تقلب در امتحانات، نتیجهی واقعی جهش در سطح اضطراب دانشجویان و اختلال در عملکردهای شناختی است. در این شرایط دانشجویانی که برای تحقیق و هماهنگی به اینترنت متکی هستند، ناگهان خود را در بنبست اطلاعاتی میبینند که منجر به احساس ناتوانی و استرس مفرط میشود. این مانع تحصیلی، مشکل آموزشی نیست، بلکه یک حملهی روانشناختی است که ممکن است منجر به سرخوردگی بلندمدت شود. نخستین پیامد، شکلگیری احساس «بیخبر ماندن» است؛ وضعیتی که با نگرانی دائمی از عقب افتادن از اخبار مهم، ترس از دست دادن فرصتها و حس بیثباتی در زندگی روزمره همراه میشود.
ذهن انسان برای پیشبینی و کنترل نسبی آینده طراحی شده است و وقتی جریان اطلاعات ناگهان قطع میشود، این توان پیشبینی دچار اختلال میگردد. قطع اینترنت جهانی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توان سازماندهی و انتقال پیام اعتراضات را تا حدی تضعیف کند، اما ابزار قاطعی برای پیشگیری کامل از نارضایتیهای اجتماعی نیست. تجربه نشان میدهد که این اقدام بیشتر فرایندها را تغییر میدهد، نارضایتی را عمق میبخشد و مسیرهای جایگزین ارتباطی را فعال میکند. از این منظر، قطع اینترنت بیش از آنکه راهکاری پایدار برای مدیریت نارضایتی اجتماعی باشد، ابزاری موقتی برای مدیریت بحران است؛ ابزاری که هزینههای روانی و اجتماعی آن را بهویژه برای گروههای علمی و حرفهای، نمیتوان نادیده گرفت.
با این حساب قطع اینترنت در ایران دیگر فقط ابزاری برای کنترل اعتراضات نیست، بلکه خودش به بحرانی همهجانبه در زندگی مردم تبدیل شده است. از بیخبری و انزوا تا فلج شدن خدمات ضروری، هزینههای انسانی، اقتصادی و اجتماعی سنگینی به بار میآورد که فراتر از دورهی خاموشی ادامه مییابد.
تجربههای آبان ۹۸، ۱۴۰۱ و امروز در دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که وابستگی جامعه به اینترنت و ابزار دیجیتال آنقدر عمیق شده است که خاموشی آن، مانند قطع یک عضو حیاتی از بدن عمل میکند. این وضعیت، تصویری تلخ از تقابل میان کنترل قدرت و نیازهای روزمرهی مردم ترسیم میکند.
قطع اینترنت در ایران یکی از شدیدترین موارد نقض حقوق بشر در سالهای اخیر به شمار میرود. اقدامی که نهتنها ابزاری برای کنترل اعتراضات بود، بلکه خود به تنهایی نقض سیستماتیک و بزرگ حقوق بشر محسوب میشود. سازمانهای معتبر بینالمللی مانند عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و گزارشگران سازمان ملل متحد، این قطع را بهعنوان وسیلهای برای پنهان کردن جنایات گسترده، جلوگیری از مستندسازی نقضها و محدود کردن آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات توصیف کردهاند. پنهان کردن جنایات و ایجاد فضای مصونیت از مجازات یکی از اصلیترین اهداف قطع اینترنت، جلوگیری از انتشار تصاویر، ویدئوها و گزارشهای واقعی از سرکوب خشونتآمیز اعتراضات بود. این خاموشی مثل همیشه اجازه داد حکومت روایت رسمی خود را بدون چالش منتشر کند، درحالیکه مردم داخل کشور از دسترسی به اخبار واقعی محروم بودند.
در مادهی ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است که اینترنت بهعنوان ابزار اصلی ارتباط، بیان و کسب اطلاعات عمل میکند. خاموشی کامل، مردم را از به اشتراک گذاشتن تجربیات، اعتراض مسالمتآمیز و دسترسی به اخبار خارجی محروم کرد. این اقدام، سانسور گسترده و جلوگیری از اطلاعرسانی است. بدون اینترنت، هماهنگی اعتراضات، اطلاعرسانی و حمایت از یکدیگر تقریباً غیرممکن شد؛ این امر اعتراضات را ایزوله و سرکوب را آسانتر کرد. خانوادهها نمیتوانستند از حال یکدیگر مطلع شوند، تماسهای اینترنتی قطع شد و حتی تلفنهای ثابت در برخی مناطق محدود گردید. این انزوا، بهویژه برای اقلیتها و زندانیان سیاسی، بسیار آسیبزا بود. همانطور که پیشتر اشاره شد، نوبتدهی پزشکی، دسترسی به سوابق و سفارش دارو مختل شد؛ در شرایط اضطراری پس از سرکوب، این امر میتوانست جان مجروحان را به خطر بیندازد. اختلال در خدمات دیجیتال، اقتصاد را فلج کرد و بسیاری را بیدرآمد کرد؛ این نقض حقوق اقتصادی-اجتماعی است که بهطور غیرمستقیم بر کرامت انسانی تاثیر میگذارد. آسیبهای روانی و اجتماعی بلندمدت خاموشی طولانیمدت، احساس انزوا، ترس و ناامنی جمعی را تشدید کرد. مردم در تاریکی اطلاعاتی قرار گرفتند؛ شایعه جایگزین واقعیت شد و اعتماد اجتماعی کاهش یافت. متخصصان سلامت روان، این وضعیت را شبیه «انزوای اجباری» توصیف کردهاند که منجر به اضطراب شدید، افسردگی و علائم پی.تی.اس.دی (PTSD) میشود. حتی پس از بازگشت نسبی اینترنت محدودیتهای شدید (مانند لیست سفید سایتها) ادامه یافت و بسیاری همچنان به اینترنت ملی کند محدود بودند. این سیاست، اعتماد عمومی به حکومت را بیشازپیش نابود کرد و نارضایتی را عمیقتر ساخت. قطع اینترنت در ایران فراتر از یک ابزار فنی کنترل، به یک استراتژی سیستماتیک نقض حقوق بشر تبدیل شده است. این اقدام چرخشی خطرناک به سمت «انزوای دیجیتال دائمی» است که میتواند جامعه را از جهان جدا و سرکوب را آسانتر کند. تجربههای مکرر ثابت میکند که چنین سیاستی نهتنها اعتراضات را خاموش نکرده، بلکه نارضایتی را انباشته و بحران حقوق بشر را عمیقتر ساخته است. از سوی دیگر پس از بازگشت کمرمق اینترنت بینالملل گزارشها حکایت از «تغییر بنیادین» در مدل اِعمال فیلترینگ و اعمال «معماری تازه» پس از سرکوب دارد. گروه «فیلتربان» بر اساس تحلیل کارشناسان شبکه نوشته است که اینترنت ایران صرفاً دچار اختلال یا قطع دورهای نشده، بلکه شواهد نشان میدهد که شبکه در حال ورود به یک معماری تازه است. روزنامهی شرق نیز در گزارشی به نقل از چندین کارشناس میگوید که آنچه کاربران اینترنت در ایران این روزها تجربه میکنند، «وضعیتی معلق، فرسایشی و پیشبینیناپذیر» و حاصل «تغییر بنیادین در مدل فیلترینگ» ایران است. در گزارش فیلتربان از وضعیت اینترنت در ایران که از ۱۸ دیماه، پس از حضور گستردهی مردم معترض در خیابانها قطع شد، آمده است: «دادههای رادار کلادفلر نشان میدهد که پس از قطعیهای گستردهی دیماه، الگوی مصرف اینترنت دیگر شبیه دورههای عادی نیست و ترافیک به صورت نامنظم بالا و پایین میشود.» بر اساس این گزارش به نقل از کارشناسان، این نوسانات میتواند «نتیجهی تستهای تهاجمی روی شبکه باشد؛ تستهایی که امکان جابهجایی اینترنت بین سه وضعیت نظارت هوشمند، اختلال هدفمند و خاموشی هدایتشده را فراهم میکند.» این گزارش نتیجهگیری کرده که «آنچه کاربران تجربه میکنند، نه اختلال تصادفی بلکه نشانهای از بازطراحی ساختاری اینترنت است.» در این گزارش که در شمارۀ ۱۴ بهمن این روزنامه منتشر شده، وضعیت اینترنت در ایران به این صورت توصیف شده است: «اینترنت وصل است، اما کار نمیکند. پیامرسانهای فیلترشده باز میشوند، اما روی «updating» میمانند. فیلترشکنها وصل میشوند، اما دو دقیقه بعد بیهشدار از کار میافتند.» گزارش «اینترنت فرسایشی» روزنامهی شرق با توصیف بخشی از تجربهی کاربران در استفاده از اینترنت نوشته است: «به گفتهی شش مدیر و کارشناس شبکه و زیرساختهای ارتباطی، جمهوری اسلامی در حال عبور از سیستم فیلترینگ سنتی مبتنی بر بستن آیپی و خاموشی سراسری، به سمت مدلی پیچیدهتر و هوشمندتر است.» این مدیران شبکه میگویند که این مدل تازه، «بهجای مسدودسازی مستقیم، روی شناسایی الگوی ترافیک، نوع پروتکل و رفتار اتصال تمرکز دارد؛ مدلی که شباهت زیادی به سیستم فیلترینگ چین دارد، اما با ابزارهایی بومیسازیشده و متناسب با زیرساخت ایران.» شرق در گزارش خود نوشته است حتی برخی از این مدیران ادعا میکنند که در حال حاضر سیستم فیلترینگ شرکت معروف چینی «هواوی» در شبکهی ارتباطی کشور «پیادهسازی» شده است. این گزارش افزوده که نتیجهی این تغییر، اینترنتی است که «ظاهراً وصل» است، اما عملاً برای بخش بزرگی از کاربران غیرقابل استفاده شده؛ وضعیتی که از نظر برخی کارشناسان، حتی از وایتلیست کردن هم «محدودکنندهتر» است و در مقابل «هزینهی سیاسی کمتری» بر دوش حکومت میگذارد.(۱)
در ماههای اخیر بهخصوص از دیماه ۱۴۰۴ کارشناسان شبکه و اینترنت در ایران میگویند که روش کنترل و فیلترینگ اینترنت خیلی تغییر کرده است. قبلاً فیلترینگ ساده بود یعنی یا یک سایت و آی.پی را کامل میبستند یا در مواقع حساس اینترنت کل کشور را قطع میکردند، اما حالا روش جدید خیلی هوشمندتر و پنهانتر شده و شبیه سیستمهایی است که در چین و روسیه استفاده میشود. اینترنت ظاهراً وصل است، اما عملاً کار نمیکند یا خیلی کند و ناپایدار میشود، یعنی اتصال شروع میشود. مثلاً صفحه باز میشود، اما بعد سرعت بهشدت افت میکند، عکس و ویدئو لود نمیشود یا ناگهان قطع و وصل میشود. به جای بستن مستقیم سایتها روی پروتکلها یعنی زبانهای ارتباطی اینترنت مثل کیو.یو.آی.سی QUIC)) که یوتیوب و گوگل از آن استفاده میکنند اختلال ایجاد میکنند. این کار با ابزارهای پیشرفته مثل بررسی عمیق بستههای داده انجام میشود که حتی ترافیک رمزنگاریشده را هم تشخیص میدهد. وضعیت اینترنت را میتوانند سریع عوض کنند، یعنی گاهی حالت معمولی با فیلترهای قدیمی گاهی حالت اختلال هدفمند که اینترنت فرسایشی و آزاردهنده میشود و گاهی حالت قطع شدید مثل آن ۱۹ روز قطعی کامل بعد از ۱۸ دی. نتیجه برای کاربران این است که اینترنت وصل است، اما استفاده از آن خیلی سخت و خستهکننده شده است. دانلود فیلترشکنها و پروکسیها چند برابر بیشتر شده و خیلیها میگویند این روش جدید کنترل را دائمیتر و سختتر برای دور زدن کرده است.
مسئولان وزارت ارتباطات و مدیرعامل شرکت زیرساخت میگویند که هیچ تغییر اساسی در معماری اینترنت رخ نداده و اختلالها موقتی و خارج از کنترل آنهاست و شایعههایی مثل اینترنت طبقاتی یا وایتلیست درست نیست، اما کارشناسان شبکه و سایتهایی مثل فیلتربان با دادههای واقعی مثل آمار کلادفلر و نتبلاکس میگویند که این تغییرات واقعی است و اینترنت ایران دارد وارد یک مدل کنترل جدید و فرسایشی میشود که هدفش محدود کردن بدون سروصدای زیاد است. بهطور خلاصه اینترنت ایران دیگر یا کامل قطع است یا کامل آزاد. حالا بیشتر وقتها وصل است، اما عملاً غیرقابل استفاده یا خیلی ضعیف. بهعبارتدیگر به جای اقدامی چون آنچه در فرانسه قصد اجرایی کردن آن را دارند، برای کنترل فضای مجازی و مصونسازی گروههای آسیبپذیر از زیانهای این فضا و به جای درست کردن ابرو، کل سر را میخواهند ببرند! باید تاکید کنم متناسبسازی (یا سطحبندی) استفاده از اینترنت به معنای ایجاد محدودیتها و دسترسیهای متفاوت بر اساس سن، سطح بلوغ یا گروه سنی افراد است. هدف اصلی آن محافظت از کودکان و نوجوانان در برابر محتوای نامناسب، مضر یا خطرناک (مانند پورنوگرافی، خشونت شدید، محتوای جنسی صریح، یا اعتیادآور) است، بدون اینکه آزادی بزرگسالان بیشازحد محدود شود و در نهایت اینکه ادامهی این وضعیت میتواند منجر به «انزوای دیجیتال مطلق» شود، با نظارت پیشرفته، وابستگی کامل به پلتفرمهای داخلی و خسارتهای اقتصادی مداوم و در بلندمدت، این رویکرد اعتراضات را دشوارتر میکند، اما نارضایتی اجتماعی را عمیقتر و اقتصاد دیجیتال را فلج خواهد کرد، مگر اینکه تغییرات سیاسی اساسی رخ دهد.
پانوشت:
۱- سرابپور، سونیتا، اینترنت فرسایشی، روزنامهی شرق، ۱۴ بهمنماه ۱۴۰۴.
برچسب ها
اینترنت جنایت جنایت علیه بشریت خط صلح خط صلح 178 سانسور سرکوب فرشته گلی قطع اینترنت قیام 1404 قیام دی 1404 کشتار 1404 ماهنامه خط صلح نهادهای سرکوب