یک. در فیلم روزی روزگاری امریکا، دیوید آرونسون (رابرت دنیرو) بعد از سالها برگشت به محلهی قدیمی در مقابل این پرسش که «این همه سال چه میکردی؟» جواب کوتاه و تاملبرانگیزی میدهد: «شبها زود میخوابیدم!» خواب شبانه راهکاری است برای فراموشی. اما راهکاری فقط در آزادی. در چهاردیواری زندان، زیر سایهی سنگین بیداری، علاج فراموشی، […]...
در میان مزارها گشتم و نیافتمت چراکه سنگ مزارت کوچک بود و آن چه جز نامت بر آن حک شده تنها شاعر و نویسنده است و همین هم کافی ست. بر مزارت گریستم در شهر مرده گریستم بر این سرزمین بی مروت گریستم و به دست های خالیم نگاه کردم. مردی که در […]...
پیشترها، آنروزها که هنوز مانده بود بیستساله شویم و شعر حال عجیبْ بهتری داشت و “دهدشت” جوان بود و کمی هنوز بوی زندگی میداد، من و “علی حسینی” رفیق خوب همیشه و هنوز، آخر شبهای آخر هفته را با هم بودیم و شعرهای مشترک میگفتیم؛ شبها و شعرهایی که به شبها و شعرهای “چریکیمان” معروف […]...