زندانیان
شكنجه: نقض انسانيت/ مجيد درى
با دعوت به مناظره اسماعیل بخشى از وزیر اطلاعات و بیان شکنجه شدنش، سرِ زخمِ همیشه چرکین این عمل خلاف قانون بار دیگر باز شد. در گذشته برخی از زندانیان سیاسی مانند عبدالله مومنى و حمزه کرمى وصف شکنجه و تحقیر شدنشان را نوشتند و مجید توکلى هم چندى پیش طى رشته توییتى به این […]...
ادامه مطلبزندانیان سیاسی و امنیتی؛ حقوق و امتیازات/ حسین تاج
موضوعی که در این نوشته به آن می پردازم، در مورد بسیاری از زندانیان سیاسی و امنیتی صدق می کند و محل اختلاف نظر مقامات قضایی و زندانیان امنیتی و سیاسی و وکلای ایشان است. لذا و علی رغم این که مطالب ارزشمند متعددی در این خصوص تقریر و تحریر یافته است، بنا به ضرورت […]...
ادامه مطلب
توسط: حسین تاجمختصری در حق و تکلیف دادستانی و سازمان زندان ها بر زندانی/ حسین تاج
– زندان، امین محکمه است؛ در نگهداری شهروندانی که دادگاه، آزادی ایشان را به هر دلیلی محدود کرده است. – زندانی، امانتی است نزد سازمان زندان ها. – زندانبان امین است. – دادستان مسئول نظارت بر این امانتداری است. – دادستان و سازمان زندان ها، مسئول حفظ سلامت زندانیان، حفظ حرمت بشری، حقوق انسانی و […]...
ادامه مطلب
توسط: حسین تاجعدالت؛ تئاتر ژانر وحشت در قوه قضاییه/ ساقی لقایی
مجازات زندان اگر برای متنبه شدن، بازآموزی، اصلاح و سپس بازگشت به آغوش جامعه نیست، برای چیست؟ اتهام منتسب به فردی که دستگیر می شود، باید طی دادرسی عادلانه بررسی شود و در صورت اثبات، مجازات تعیین شده در قانون، آن هم قانون منبطق با موازین حقوق بشری، برای او اعمال شود تا بتوان گفت […]...
ادامه مطلباطلاع رسانی نقض حقوق بشر چه با روان زندانی و وجدان ما میکند؟/ رضا علیجانی
وقتی دوستان نشریهی خط صلح (علی آقای کلائی) خواستند مطلبی دربارهی “ضرورت اطلاع رسانی دربارهی نقض حقوق بشر” بنویسم؛ فکر کردم در این موضوع مهم چه باید گفت که قبلاً ننوشته باشم. من تاکنون سه بار برای خط صلح دربارهی موضوع حقوق بشر نوشتهام. با مراجعه به آنها دیدم بخش مهمی از حرفهایی که در […]...
ادامه مطلب
توسط: رضا علیجانیرینگ خونین؛ قتلگاه مافیای دولتی زندان رجایی شهر کرج/ مصطفی رحمانی
“رینگ خونین” نام مستعار سالنی در زندان رجایی شهر کرج است که زندانیان مخالف و خارج از حلقهی مافیای “محمد مردانی”، رئیس این زندان، به این قتلگاه تبعید میشوند. در این سالن پس از درگیریهای خونین، فقط در صورت قتل یا نقص عضو، زندانیان به سردخانه و بهداری منتقل میشوند. سالن ۹ در اندرزگاه ۳ […]...
ادامه مطلب
توسط: مصطفی رحمانیشانزده سال بعد – شعری از رضا اکوانیان
پاییز قاصد زردپوش بی حضور زنان سرزمینم غمانگیزترین زرد سال است. نسرین میگوید: اگر هنوز، درختان حیاط همسایه سبز بودند همین روزها چهل ساله میشدند به انتظار بهار تن به آب میدادند و تن در آب میشستند. نرگس، سراغ کودکانش را میگیرد و میپرسد: کودکانم چند سالهاند؟ نمیتواند بخندد و با لبخند میپرسد: شانزده سالِ […]...
ادامه مطلبنعمت احمدی: از زمان خلخالی تا امروز، فقط مجازات را تشدید کردهایم/ سیاوش خرمگاه
اواخر سال گذشته، مجلس شورای اسلامی طرح اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر را اعلام وصول کرد تا بارقههای امیدی در این زمینه ایجاد شود. در این طرح، نمایندگان مجلس خواستار حذف مجازات اعدام در رابطه با جرایم مواد مخدر، به جز در قاچاق مسلحانه یا تشکیلات سازمان یافته، شده بودند. بر اساس مصوبهی ابلاغی […]...
ادامه مطلبمحمد سیف زاده: مجرمان مواد مخدر را نباید زندانی کرد/ مرتضی هامونیان
سیدمحمد سیف زاده از وکلای صاحب نام حقوق بشری است. او از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر است که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88، چند سال را در زندان گذرانید. سیف زاده سالهاست که در حوزههای مختلف حقوقی و حقوق بشری در حال فعالیت است و وکالت زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی […]...
ادامه مطلببا خیل رهیدگان از اعدام چه کنیم؟/ امیرسالار داودی
اگر مجازات اعدام از سری مجازاتهای معمول و قانونی مبارزه با انواع جرایم با موضوع مواد مخدر حذف گردد، به جای آن چه مجازاتی میتواند در نظر گرفته شود؟! پاسخ به این سوال از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از مخالفین حذف مجازات اعدام در خصوص جرایم حمل و نگهداری و قاچاق مواد مخدر، […]...
ادامه مطلبسارا شورد: از انفرادی نجات پیدا کردم، اما با آن مبارزه میکنم/ مصطفی رحمانی
سارا شورد، روزنامه نگار آمریکایی، در سال ۲۰۰۹ به هنگام کوهنوردی در عراق همراه دو شهروند آمریکایی دیگر به نامهای شین بائر و جاش فتال به طور اتفاقی وارد خاک ایران شد که این تصادف به بازداشت این افراد توسط نیروهای امنیتی ایران انجامید. این سه شهروند آمریکایی، مدت ۴۱۰ روز را در سلولهای انفرادی […]...
ادامه مطلب
توسط: مصطفی رحمانیدردنامهی شکنجه در سه دههی پس از انقلاب/ علی کلائی
نیمه شب با صدای خس خس و اصوات نامفهوم بیدار میشود. عرقی سرد بر بدنش نشسته و ترس تمام وجودش را فراگرفته. چشمهایش دو دو میزند تا به تاریکی شب عادت کند. یادش میآید که چه خوابی میدیده. بعد از ماهها و سالها خاطرات آن شبها و روزها رهایش نمیکند. میخوابد با امید آنکه آن […]...
ادامه مطلب
توسط: علی کلائی