اخرین به روز رسانی:

ژوئن ۲۲, ۲۰۲۶

هزینه‌های بلندمدت تخریب زیرساخت‌های دوکاربرده/ فرشته گلی

پیش از ورود به اصل موضوع این یادداشت بهتر است تعریفی از زیرساخت‌های دوکاربرده ارائه کنیم؛ هر چند تعریف مشخص و مستقیمی از «صنایع و زیرساخت‌های دوکاربرده» ارائه نشده، با این حال بر اساس مفاهیم عمومی و کاربرد این اصطلاح در متون مرتبط با امنیت و اقتصاد، می‌توان گفت که صنایع و زیرساخت‌های دوکاربرده به تاسیسات، تجهیزات و سیستم‌هایی اطلاق می‌شوند که هم در مواقع عادی برای مصارف غیرنظامی (مانند تامین انرژی، تولید صنعتی، حمل‌ونقل و خدمات شهری) و هم در مواقع بحران یا جنگ برای اهداف نظامی و استراتژیک (مانند تامین سوخت نیروهای مسلح، تولید تجهیزات نظامی، جابه‌جایی لجستیک یا پدافند) قابل استفاده هستند. اما مهم‌ترین مصادیق این زیرساخت‌ها در ایران عبارتند از:

– تاسیسات انرژی (نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، میادین گازی مثل پارس جنوبی) که به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد غیرنظامی شناخته می‌شوند. تامین برق و سوخت کارخانجات، منازل و خودروها و در عین حال برای تامین سوخت تجهیزات نظامی، پدافند و حفظ چرخه‌ی تولید در زمان جنگ حیاتی محسوب می‌شوند. تخریب این تاسیسات (که به آن «زیرساخت‌های دوکاربرده‌ی انرژی» گفته شده) هم به اقتصاد غیرنظامی لطمه می‌زند و هم توان نظامی کشور را تضعیف می‌کند.

– شبکه‌ی حمل‌ونقل و لجستیک (بنادر، پل‌ها، جاده‌ها، راه‌آهن) که جابه‌جایی کالاهای غیرنظامی و تجارت روزمره به این شبکه وابسته است. در زمان جنگ، همین شبکه برای انتقال نیرو، مهمات و تجهیزات نظامی و نیز حفظ خطوط تدارکاتی استفاده می‌شود.

– صنایع کلیدی (فولاد مبارکه، پتروشیمی) که این صنایع محصولات غیرنظامی (مانند ورق فولاد برای ساختمان‌سازی یا مواد اولیه کارخانجات) تولید می‌کنند اما در شرایط بحران، خطوط تولید آن‌ها به راحتی به سمت ساخت اقلام نظامی (مانند بدنه‌ی خودروهای زرهی یا اجزای موشک‌ها) تغییر کاربری می‌دهد.

– تاسیسات مخابراتی و فناوری اطلاعات که هم برای ارتباطات روزمره‌ی مردم و هم برای شبکه‌ی فرماندهی و کنترل نظامی به کار می‌روند.

 

حال با توجه به آن‌چه گفته شد باید اذعان کرد که تخریب زیرساخت‌های دوکاربرده (به‌ویژه در بخش انرژی) علاوه بر ایجاد بحران داخلی، شوک‌هایی به بازارهای جهانی وارد کرده و هزینه‌ی استراتژیک بلندمدتی برای کشور هدف ایجاد می‌کند. به عبارت دیگر، آسیب به این زیرساخت‌ها هم «آینده‌ی غیرنظامی» (رفاه، اشتغال، تورم) و هم «قدرت نظامی» کشور را نشانه می‌رود.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های مختلف، جنگ چهل‌روزه‌ی اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران خسارات بسیار گسترده و فلج‌کننده‌ای به زیرساخت‌های نظامی، هسته‌ای، انرژی و غیرنظامی وارد کرده است. تخمین‌های اقتصادی این خسارات با توجه به منابع مختلف متفاوت است، اما ارقام اعلام‌شده بین ۱۴۰ تا بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار متغیر است. به طور مشخص، سخنگوی دولت ایران رقم حدود ۲۷۰ میلیارد دلار(۱) را اعلام کرده و برخی فعالان سیاسی اصولگرا –مانند مهدی خانعلی‌زاده— نیز خسارت را بیش از ۲۶۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. (۲) البته این ارقام هنوز از سوی نهادهای مستقل بین‌المللی تایید نشده‌اند. در بخش زیرساخت‌های غیرنظامی، بیش از ۱۲۵ هزار واحد مسکونی، تجاری و خدماتی آسیب دیده که از این میان حدود ۱۰۰ هزار واحد مسکونی به طور کامل یا جزئی تخریب شده(۳) و نزدیک به ۳۳۰ مرکز درمانی، ۸۵۷ مدرسه و ۳۲ دانشگاه نیز آسیب دیده‌اند. در حوزه‌ی انرژی و صنعت، ۸۵ درصد ظرفیت صادراتی پتروشیمی مختل شده، ۷۰ درصد ظرفیت تولید فولاد تحت تاثیر قرار گرفته و خسارت سنگینی به پالایشگاه‌ها و میادین گازی مثل پارس جنوبی وارد آمده است. (۴)

 

هزینه‌های بلندمدت تخریب زیرساخت‌های دوکاربرده در اقتصاد پس از بمباران بسیار سنگین است و آن را باید در چند بخش دید. این زیرساخت‌ها با میلیاردها دلار سرمایه و طی سال‌ها ساخته شده‌اند و بازسازی آن‌ها نه تنها پرهزینه، بلکه زمان‌بر است. افزون بر این، بازسازی برخی تاسیسات به فناوری و تجهیزاتی نیاز دارد که دسترسی به آن‌ها در شرایط تحریم با محدودیت‌های جدی مواجه است. تجربه‌ی جنگ‌ها نشان می‌دهد که آثار اقتصادی تخریب زیرساخت‌ها به خسارت‌های فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه از طریق کاهش سرمایه‌گذاری، افت تجارت و تضعیف ظرفیت تولیدی، رشد اقتصادی را برای سال‌ها تحت تاثیر قرار می‌دهد. تخریب تاسیسات انرژی، صنایع کلیدی، بنادر و شبکه‌های حمل‌ونقل و برق، کشور را با رکود، اختلال در زنجیره‌های تامین و کاهش تولید مواجه کرده است. برخی کارشناسان هزینه‌ی بازسازی مستقیم و غیرمستقیم را حدود ۱۴۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند و برخی دیگر با احتساب فرصت‌های از دست‌رفته، این رقم را تا ۵۰۰ میلیارد دلار نیز تخمین می‌زنند. بازسازی بخشی از این خسارات ممکن است سال‌ها به طول انجامد و هزینه‌های غیرمستقیم ناشی از کاهش رشد اقتصادی، افت بهره‌وری و تشدید محدودیت‌های اقتصادی، از خسارت‌های مستقیم نیز فراتر رود.

تجربه‌ی جهان نشان می‌دهد که بازسازی فیزیکی، بدون اصلاحات نهادی، بهبود حکمرانی و کاهش محدودیت‌های اقتصادی، به تنهایی برای احیای اقتصاد کافی نیست. از این رو، بازسازی موفق نیازمند اولویت‌بندی زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه در بخش انرژی و تولید، همراه با تامین منابع مالی و سیاست‌های پایدار است. ویرانی نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، تاسیسات گازی، بنادر صادراتی و شبکه‌های انتقال، نه تنها اقتصاد داخلی را با بحران مواجه کرده، بلکه آثار آن به بازارهای منطقه‌ای و جهانی انرژی نیز سرایت کرده است.

در سطح جهانی نیز قیمت‌ها نوسان شدیدی یافته است. نفت حتی بشکه‌ای بیش از صد و بیست دلار نیز فروخته شده؛ زیرا بیست درصد عرضه‌ی جهان از تنگه‌‌ی هرمز می‌گذرد. حمله به راس لفان در قطر که بزرگ‌ترین مرکز گاز طبیعی جهان است، هفده درصد ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع این کشور را از بین برده و تعمیر آن سه تا پنج سال زمان می‌برد. قیمت گاز در اروپا تا یکصد درصد جهش کرده و نگرانی آسیا را نیز برانگیخته است. توقف عبور روزانه حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از تنگه‌ی هرمز، زنجیره‌ی تامین را مختل کرده و تاسیسات عربستان، کویت و امارات نیز آسیب دیده‌اند. بازار جهانی تلاش کرده با فعال‌سازی ذخایر راهبردی و افزایش تولید آمریکا، برزیل و کانادا، خود را تنظیم کند، اما موجودی‌ها رو به کاهش است. در بلندمدت، ریسک همیشگی بالاتر در بازار انرژی خاورمیانه، شتاب گرفتن انتقال به انرژی‌های جایگزین در اروپا و آسیا، و تورم و کاهش رشد اقتصادی جهان، از پیامدهای این فاجعه خواهد بود. اگر بدترین سناریو –ادامه‌ی اختلال در هرمز یا حملات بیش‌تر— رخ دهد، قیمت نفت از صد و پنجاه دلار هم فراتر خواهد رفت و بحرانی جهانی آغاز می‌شود. در سناریوی پایه –یعنی آتش‌بس و توافق و تعمیرات تدریجی— عرضه‌ی نسبی طی شش تا بیست و چهار ماه بازمی‌گردد، اما با هزینه‌های بالا و ظرفیتی کاهش‌یافته. در هر صورت، تخریب زیرساخت‌های انرژی ایران، ضربه‌ای راهبردی و اقتصادی بوده که بازار داخلی را به بحران کمبود، تورم و رکود کشانده و بازار جهانی را با شوک عرضه و جهش قیمت مواجه کرده است. هزینه‌ی واقعی، فراتر از تعمیر فیزیکی است و شامل رشد از دست رفته، بی‌ثباتی و دگرگونی الگوهای انرژی جهان می‌شود. بازسازی موفق، نیازمند اولویت‌بندی انرژی، جذب سرمایه‌ی خارجی و ثبات سیاسی است؛ کاری بسیار دشوار. تورم کلی ایران به سطوح بسیار بالایی رسیده، به‌ویژه مواد غذایی و حمل و نقل. نان و غلات صد و چهل درصد و روغن دویست و نوزده درصد گران شده‌اند. روستاییان تورم بیش از هشتاد و شش درصد را تجربه کرده‌اند.

از سوی دیگر بانک جهانی بزرگ‌ترین افزایش قیمت انرژی از زمان جنگ اوکراین را پیش‌بینی کرده. افزایش ده درصدی قیمت نفت می‌تواند تورم مصرف‌کننده را نیم درصد بالا ببرد. در اروپا و آمریکا، تورم انرژی دوباره فشارهای قیمتی را بازگردانده است. هزینه‌های حمل، مواد اولیه و غذا به تدریج به کالاها و خدمات غیرانرژی نیز سرایت کرده و کشورهای واردکننده‌ی انرژی –به‌ویژه جهان در حال توسعه— بیش‌ترین آسیب را دیده‌اند. تعمیر تاسیسات سه تا پنج سال یا بیش‌تر طول می‌کشد و تحریم‌ها نیز دسترسی به فناوری و سرمایه را محدود کرده و تورم را تشدید می‌کند. تخریب زیرساخت‌های انرژی، نه تنها تورم کوتاه‌مدت، بلکه خطر تورم ساختاری و رکود تورمی را برای سال‌ها افزایش داده است. تاثیر این تخریب بر رفاه اجتماعی نیز عمیق و چندبعدی است. جنگ و اختلالات انرژی، نزدیک به چهار میلیون نفر را به جمعیت زیر خط فقر افزوده و نرخ فقر را به حدود چهل و یک درصد رسانده است. (۵) در سناریوهای بدتر، میلیون‌ها نفر دیگر نیز به این جمعیت اضافه خواهند شد. تورم مواد غذایی، امنیت غذایی را تهدید کرده و سوئتغذیه را افزایش داده است. نابرابری تشدید شده، زیرا خانواده‌های کم‌درآمد بیش‌ترین سهم هزینه را صرف انرژی و غذا می‌کنند. در این بین باید تاکید کرد که کارگران غیررسمی، روستاییان و زنان، بیش‌ترین آسیب را دیده‌اند.

در حوزه‌ی اشتغال، اختلال در صنایع انرژی‌بر، حمل و نقل و خدمات، بیکاری گسترده‌ای آفریده است. نیمی از مشاغل در معرض خطر بوده و صدها هزار تا میلیون‌ها شغل به طور مستقیم و غیرمستقیم از بین رفته است. ثبت‌نام بیمه‌ی بیکاری به شدت افزایش یافته و درآمد خانواده‌ها چنان افت کرده که بسیاری به مشاغل ناپایدار یا مهاجرت روی آورده‌اند.

در بخش سلامت، خاموشی‌ها و آسیب به زیرساخت‌های آب و برق، دسترسی به خدمات درمانی را مختل کرده است. بیماری‌های تنفسی، مشکلات روانی ناشی از تروما و اضطراب، و مرگ و میر غیرمستقیم مادران و کودکان به شدت افزایش یافته است.

در بخش آموزش نیز خاموشی‌ها، مهاجرت و آسیب به مدارس و دانشگاه‌ها، باعث تعطیلی یا آموزش ناقص شده و سرمایه‌ی انسانی نسلی را به باد داده است. شاخص توسعه انسانی ایران که در سال ۲۰۲۳ حدود ۰.۷۹۹ بود، می‌تواند چند صدم واحد کاهش یابد؛ یعنی عقب‌گرد یک تا یک و نیم ساله پیشرفت انسانی. (۶) هزاران هزار نفر مجبور به مهاجرت شده‌اند و جرم، نارضایتی اجتماعی و از هم گسیختگی انسجام اجتماعی نیز افزایش یافته است. بدون بازسازی سریع و اصلاحات عمیق، این اثرات مزمن خواهند شد و فقر ساختاری، نابرابری و کاهش بهره‌وری نیروی کار ادامه خواهد یافت. کمک‌های بین‌المللی، اولویت‌بندی بازسازی انرژی و خدمات اجتماعی، و سیاست‌های حمایتی هدفمند می‌توانند تعدیل‌کننده باشند، اما تحریم‌ها و کسری بودجه، این راه را بسیار سخت کرده‌اند. جمع‌بندی این‌که، تخریب زیرساخت‌های انرژی و دوکاربرده، نه تنها اقتصاد را رکودی-تورمی کرده، بلکه رفاه اجتماعی را چنان زخمی کرده که دهه‌ها پیشرفت را معکوس ساخته است.

وظیفه‌ی سنگین بازسازی، پیش از هر چیز بر دوش دولت است. دولتی که باید فوراً اولویت‌ها را تشخیص دهد: نخست انرژی، سپس آب و غذا، بعد هم بهداشت و آموزش. در این شرایط، دولت نمی‌تواند تنها به شعار اکتفا کند. باید با تمام توان، روند توزیع سوخت و برق را به سامان کند، از صنایع حیاتی مثل فولاد و پتروشیمی حمایت هدفمند به عمل آورد و جلوی فرار سرمایه و نابودی واحدهای تولیدی را بگیرد. دولت باید یارانه‌های هوشمند و به موقع به دهک‌های پایین بپردازد تا سفره‌ی مردم خالی نماند. باید با دیپلماسی فعال، تحریم‌ها را مهار کند و راهی برای جذب سرمایه و فناوری خارجی بگشاید. باید از هر فرصتی برای دریافت کمک‌های بین‌المللی استفاده کند و نگذارد بازسازی به خاطر کسری بودجه و ناترازی بانکی زمین بماند. بیش از همه، دولت باید شفاف و پاسخگو باشد؛ هر ریال بازسازی کجا خرج می‌شود، چرا فلان پالایشگاه هنوز راه نیفتاده است. اگر دولت در این مسیر سستی کند، نه تنها خرابی امروز جبران نمی‌شود، بلکه ریشه‌های فقر و ناامیدی برای نسل‌ها در خاک این سرزمین استوار خواهد ماند. فردای ایران، امروز در تصمیم‌های دولت ساخته می‌شود؛ پروسه‌ای که به یک عملیات غیرممکن شباهت دارد!

 

 

پانوشت‌ها:
۱- مهاجرانی: جنگ ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به ایران وارد کرده است، سایت‌خوان روزنامه‌ی دنیای اقتصاد، ۲۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۵.
۲- روایت فعال اصولگرا از میزان خسارات جنگ به زیرساخت‌های ایران، خبرآنلاین، ۲۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۵.
۳- هلال احمر: ۱۲۵ هزار واحد مسکونی در سراسر ایران در جنگ آسیب دید، خبرگزاری مهر، ۲۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵.
۴- وزیر دفاع اسرائیل: ۸۵ درصد تولید پتروشیمی ایران از مدار خارج شد، صدای میانه، ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۵.
۵- یک ماه جنگ علیه ایران برای کشورهای عربی تا ۱۹۴ میلیارد دلار هزینه داشته است، الجزیره، ۱۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵.
۶- تشدید درگیری نظامی، دستاوردهای توسعه انسانی و اقتصادی ایران را تهدید می‌کند: هشدار تحلیل برنامه‌ی توسعه ملل متحد، برنامه‌ی توسعه ملل متحد (UNDP)، ۱۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵.
توسط: فرشته گلی
ژوئن 22, 2026

برچسب ها

پالایشگاه پتروشیمی تاسیسات نظامی جنگ جنگ ایران و اسرائیل جنگ ایران و امریکا خط صلح خط صلح 182 زیرساخت زیرساخت دوکاربرده زیرساخت دوگانه ماهنامه خط صلح نیروگاه