اخرین به روز رسانی:

ژوئن ۲۲, ۲۰۲۶

اتهام «سپر انسانی»؛ مرز میان تاکتیک نظامی و ابزار تبلیغاتی/ مصطفی داننده

جنگ‌های معاصر دیگر تنها در میدان نبرد جریان ندارند. در کنار موشک‌ها، پهپادها و عملیات نظامی، نبردی دیگر نیز در عرصه‌ی روایت‌ها و مشروعیت‌سازی شکل می‌گیرد؛ جنگی که در آن هر طرف می‌کوشد اقدامات خود را در چارچوب حقوق بین‌الملل توجیه و اقدامات طرف مقابل را به‌عنوان نقض قوانین جنگ معرفی کند. در این میان، کم‌تر مفهومی به اندازه‌ی «سپر انسانی» مورد استفاده، سوئاستفاده و مناقشه قرار گرفته است.

در ادبیات حقوق بین‌الملل بشردوستانه، استفاده از غیرنظامیان به‌عنوان سپر انسانی به معنای قرار دادن عمدی افراد غیرنظامی در کنار اهداف نظامی با هدف جلوگیری از حمله‌ی دشمن یا دشوار کردن آن است. کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی، چنین اقدامی را ممنوع و در مواردی مصداق جنایت جنگی تلقی می‌کنند. اما دشواری اصلی نه در تعریف این مفهوم، بلکه در اثبات آن نهفته است.

در بسیاری از جنگ‌های قرن بیست‌ویکم، از عراق و افغانستان گرفته تا غزه، لبنان، اوکراین و ایران، ادعای استفاده از سپر انسانی به بخشی ثابت از ادبیات نظامی و سیاسی طرف‌های درگیر تبدیل شده است. تقریباً در هر حمله‌ای که به زیرساخت‌های غیرنظامی یا مناطق مسکونی خسارت وارد می‌کند، این ادعا مطرح می‌شود که هدف مورد حمله در واقع کاربری نظامی داشته یا از غیرنظامیان برای محافظت از آن استفاده شده است. همین تکرار گسترده سبب شده که مفهوم سپر انسانی از یک اصطلاح حقوقی مشخص، به ابزاری برای جنگ روایت‌ها نیز تبدیل شود.

مسئله‌ی اصلی این است که اثبات استفاده از سپر انسانی نیازمند استانداردهای نسبتاً سخت‌گیرانه‌ای است. صرف حضور غیرنظامیان در نزدیکی یک هدف نظامی، به معنای استفاده از آنان به‌عنوان سپر انسانی نیست. در بسیاری از درگیری‌های امروزی، جنگ در محیط‌های متراکم شهری رخ می‌دهد. جایی که مراکز ارتباطی، زیرساخت‌های انرژی، مراکز حمل‌ونقل و ساختمان‌های دولتی در کنار مناطق مسکونی قرار دارند. در چنین شرایطی، تشخیص این‌که حضور غیرنظامیان نتیجه‌ی اجبار و بهره‌برداری عمدی بوده یا صرفاً محصول ساختار شهری و شرایط زندگی عادی است، کار آسانی نیست.

بر اساس رویه‌ی نهادهای بین‌المللی، برای اثبات استفاده از سپر انسانی معمولاً باید عنصر «عمد» وجود داشته باشد. یعنی نشان داده شود که یک طرف درگیر آگاهانه و با قصد جلوگیری از حمله‌ی دشمن، غیرنظامیان را در معرض خطر قرار داده است. این استاندارد حقوقی اهمیت فراوانی دارد، زیرا بدون احراز آن، هرگونه استقرار تاسیسات یا فعالیت‌های نظامی در مناطق شهری می‌تواند به‌سادگی به‌عنوان استفاده از سپر انسانی معرفی شود.

مشکل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که اتهام سپر انسانی به ابزاری برای توجیه حملات علیه اهدافی تبدیل شود که ماهیتی دوگانه دارند. در جنگ‌های جدید، بسیاری از زیرساخت‌ها نه کاملاً نظامی هستند و نه کاملاً غیرنظامی. شبکه‌های مخابراتی، تاسیسات انرژی، مراکز حمل‌ونقل، بنادر، فرودگاه‌ها و حتی برخی مراکز فناوری می‌توانند همزمان به نیازهای شهروندان و نیازهای نظامی پاسخ دهند. همین ویژگی باعث می‌شود که مرز میان هدف مشروع نظامی و زیرساخت غیرنظامی بیش از گذشته مبهم شود.

در چنین شرایطی، ادعای وجود سپر انسانی ممکن است به ابزاری برای کاهش فشار افکار عمومی یا کاستن از مسئولیت حقوقی حملات تبدیل شود. اگر هر خسارت وارده به غیرنظامیان با این استدلال توجیه شود که طرف مقابل از آنان به‌عنوان سپر انسانی استفاده کرده است، اصل بنیادین «حفاظت از غیرنظامیان» به تدریج تضعیف خواهد شد. حقوق جنگ دقیقاً برای جلوگیری از چنین وضعیتی طراحی شده است؛ یعنی حتی در صورت ارتکاب تخلف از سوی یک طرف، طرف مقابل هم‌چنان موظف است اصول تفکیک، تناسب و احتیاط را رعایت کند.

به بیان دیگر، حتی اگر استفاده از سپر انسانی اثبات شود، این امر مجوز نامحدودی برای حمله ایجاد نمی‌کند. نیروهای نظامی هم‌چنان باید ارزیابی کنند که آیا خسارت احتمالی به غیرنظامیان با مزیت نظامی مورد انتظار متناسب است یا خیر. این نکته یکی از مهم‌ترین اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه است که گاه در هیاهوی جنگ روایت‌ها نادیده گرفته می‌شود.

از سوی دیگر، انکار مطلق پدیده‌ی سپر انسانی نیز خطاست. تاریخ جنگ‌های معاصر نشان داده است که گروه‌ها و دولت‌های مختلف در مواردی واقعاً از حضور غیرنظامیان برای محافظت از اهداف نظامی بهره برده‌اند. بنابراین مسئله نه پذیرش یا رد کامل این پدیده، بلکه ضرورت بررسی دقیق، مستقل و مبتنی بر شواهد هر ادعاست.

در عصر تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های متن‌باز و شبکه‌های اجتماعی، حجم اطلاعات در دسترس بیش از هر زمان دیگری است، اما هم‌زمان خطر سوئبرداشت، اطلاعات ناقص و روایت‌سازی هدفمند نیز افزایش یافته است. از همین رو، نهادهای مستقل حقیقت‌یاب، سازمان‌های بین‌المللی و رسانه‌های حرفه‌ای نقشی حیاتی در ارزیابی چنین ادعاهایی دارند. بدون راستی‌آزمایی مستقل، اتهام سپر انسانی می‌تواند از یک مفهوم حقوقی دقیق به برچسبی سیاسی تبدیل شود که برای توجیه تقریباً هر نوع حمله‌ای به کار می‌رود.

در نهایت، ارزش مفهوم سپر انسانی در آن است که از جان غیرنظامیان محافظت کند، نه این‌که به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به آسیب دیدن آنان بدل شود. هرچه جنگ‌ها بیش از گذشته به درون شهرها و زیرساخت‌های دوگانه کشیده می‌شوند، ضرورت پایبندی به استانداردهای دقیق اثبات و پرهیز از بهره‌برداری تبلیغاتی از این مفهوم نیز افزایش می‌یابد. در غیر این صورت، یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حقوق بشردوستانه برای حفاظت از انسان‌ها، خود به بخشی از ماشین جنگ روایت‌ها تبدیل خواهد شد.

توسط: مصطفی داننده
ژوئن 22, 2026

برچسب ها

جنگ جنگ اوکراین جنگ ایران و اسرائیل جنگ ایران و امریکا حقوق جنگ خط صلح خط صلح 182 زیرساخت زیرساخت دوکاربرده زیرساخت دوگانه سپر انسانی غیرنظامیان ماهنامه خط صلح مصطفی داننده