
ایران در وضعیت انسداد اطلاعاتی/ مریم شیرینسخن
این روزها در ایران تجربهای کمسابقه در جریان است: هفتهها قطع گستردهی اینترنت، محدود شدن شدید رسانهها و تمرکز روایت در یک کانال رسمی. بیش از دو ماه است که دسترسی به اینترنت در ایران کاملاً قطع شده است. با اینکه به تازگی امکان دسترسی اینترنتی به بعضی اشخاص و اصناف داده شده است ولی عموم مردم این امکان را ندارند. روزنامهها که پیش از جنگ نیز دچار محدودیتهای سانسور و همواره در خطر لغو مجوز بودند، اکنون با فشاری بیش از قبل به کار خود ادامه میدهند. فعالین و کنشگران سیاسی با تهدید، ضبط و توقیف وسایل الکتریکی مواجه هستند. گزارشاتی از بازرسی و تفتیش دستگاه تلفنِِ همراه در ایستهای بازرسی به گوش میرسد و همهی اینها به خاطر (بهانهی) حفظ امنیت در شرایط جنگی است. نه اینکه پیش از جنگ هیچکدام از اینها نبود. پیش از جنگ هم فیلترینگ و مسدود بودن سایتهای اطلاعاتی، تهدید روزنامههای مستقل یا مخالف جریان فکری حاکم وجود داشت، اکنون ولی دلیل آن را چیزی مینامند که گویا در جهان نیز مشروع به نظر میرسد: «امنیت اطلاعاتی در شرایط جنگی».
در این وضعیت، مسئلهای بنیادین، بیش از پیش خود را نشان میدهد: مرز میان «امنیت اطلاعاتی» و «حق آزادی بیان» کجاست؟ و آیا میتوان یکی را به بهای حذف کامل دیگری حفظ کرد؟
در شرایطی که رسانههای مستقل یا تعطیل شدهاند یا زیر فشار شدید فعالیت میکنند و رسانهی ملی تنها یک روایت مشخص را بازتاب میدهد، فضای عمومی بهتدریج تکصدایی میشود. این تکصدایی شاید در نگاه اول به انسجام کمک کند، اما با نگاهی دقیقتر پرسشهایی جدی ایجاد میکند. اگر تنها یک روایت وجود داشته باشد و امکان مقایسه و بررسی نباشد، اعتماد چگونه شکل میگیرد و قضاوت چگونه امکانپذیر میگردد؟
برای نسلی که با اینترنت بزرگ شده است، قطع ارتباط نه تنها یک محدودیت فنی بلکه نوعی فروبستگی ذهنی است. اینترنت، صرفاً ابزاری برای سرگرمی یا ارتباطات روزمره نیست، بستر شکلگیری آگاهی جمعی نیز هست. وقتی این بستر از میان برداشته میشود، جامعه به ناچار به منابع محدودتری وابسته میگردد. در چنین شرایطی روایتهای متفاوت به گوش افراد نمیرسند و تصویر کامل حقیقت، که تنها از طریق تضارب روایتهای مختلف به دست میآید، در میان دیوارهای بلند فیلتر و قطع ارتباط و سانسور رسانهای محبوس میماند.
مخاطب امروز به دنبال تنوع روایت است. وقتی این تنوع در رسانههای رسمی وجود نداشته باشد، او به منابع دیگری روی میآورد، منابعی که لزوماً از استانداردهای حرفهای یا قابلیت راستیآزمایی برخوردار نیستند.
دوگانهی امنیت اطلاعاتی و آزادی بیان: مقایسه با دیگر کشورها
هیچ تحلیل منصفانهای نمیتواند اهمیت امنیت اطلاعاتی را در زمان جنگ نادیده بگیرد. جلوگیری از افشای اطلاعات حساس، مقابله با عملیات روانی دشمن و حفظ ثبات داخلی، همگی مشروع و ضروریاند و در تمامی کشورها اعمال میشوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی، حتی در آلمان –جایی که حق آزادی بیان در دومین بند از قانون اساسی آن انعکاس مییابد—، در شرایط بحرانی، محدودیتهایی بر انتشار برخی اطلاعات اعمال میشود. اما این محدودیتها معمولاً مشخص و هدفمند هستند، تحت نظارت نهادهای قانونی قرار دارند و مهمتر از همه، به خاموشی کامل رسانهها منجر نمیشوند.
اروپا، به ویژه پس از تجارب تلخ قرن بیستم، مسیر طولانیای را در بازتعریف رابطهی میان دولت، رسانه و جامعه طی کرده است. در دوران جنگ جهانی دوم، سانسور گسترده، بخشی از واقعیت جنگ بود. دولتها تلاش میکردند جریان اطلاعات را بهطور کامل کنترل کنند. اما پیامدهای آن دوران –از جمله گسترش تبلیغات یکجانبه و بیاعتمادی عمومی—، باعث شد که پس از جنگ، چارچوبهای جدیدی شکل بگیرد. تعریف این چارچوبها نقطهای کلیدی و پراهمیت بود. در این چارچوبها، محدودسازی با هدف حفاظت اطلاعات انجام میشود و نه حذف اطلاعات با هدف کنترل کامل.
در واقع چالش از جایی آغاز میشود که مفهوم امنیت اطلاعاتی، از حفاظت هدفمند به کنترل فراگیر تغییر ماهیت میدهد.
به عنوان نمونه در جریان تهاجم روسیه به اوکراین، دولت اوکراین با چالشهای جدی امنیتی مواجه بود. برخی رسانهها ادغام شدند و چارچوبهایی برای انتشار اخبار وضع شد. اما در عین حال اینترنت بهطور گسترده در دسترس باقی ماند، خبرنگاران داخلی و خارجی به فعالیت ادامه دادند و شهروندان امکان دسترسی به روایتهای مختلف را حفظ کردند. این تنوع نسبی، به شکلگیری نوعی اعتماد کمک کرد.
حتی در اسرائیل و با وجود شرایط امنیتی خاص، قوانینی از سانسور نظامی و اطلاعاتی وجود دارد که انتشار برخی اطلاعات را کنترل میکند. اما این کنترل، در کنار فعالیت رسانههای مستقل و امکان نقد عمومی قرار دارد.
در مقابل، تجربهی کشورهایی که به سمت انسداد کامل اطلاعات حرکت کردهاند، نشان میدهد که نتیجه اغلب معکوس بوده است. افزایش شایعات، گسترش بیاعتمادی و شکلگیری شکاف عمیق میان روایت رسمی و درک عمومی از نتایج چنین محدودیتی است. بر اساس گزارش «مسکو تایمز» به تاریخ یازدهم آوریل سال ۲۰۲۶، اعتماد مردمی به رسانههای دولتی نسبت به سال گذشته در این تاریخ، هفت درصد کاهش داشته است.
تجربههای تاریخی به شکلگیری این درک انجامیده که اطلاعات، اگر کاملاً کنترل شود، در نهایت به کاهش اعتماد میانجامد. از همین رو، حتی در شرایط جنگی، تلاش میشود توازن میان امنیت، آزادی و اعتماد عمومی حفظ شود. چرا که یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده اما عمیقِ یکجانبه بودن رسانهها، فرسایش تدریجی اعتماد عمومی است. وقتی مخاطب احساس کند که تنها بخشی از واقعیت را میشنود، به طور طبیعی به دنبال بخشهای دیگر میگردد، حتی اگر این جستوجو او را به سمت منابعی با اعتبار کمتر سوق دهد. این پدیده فضای اطلاعاتی جامعه را آلوده میکند. در چنین فضایی «شایعه» جای «خبر» را میگیرد و «تحلیل» جای خود را به «حدس» میدهد و اینجاست که شاید مهمترین آسیب یکجانبه بودن رسانهها، نه در کوتاهمدت، بلکه در بلندمدت آشکار میشود: از دست رفتن اعتماد عمومی؛ سرمایهای که به آسانی به دست نمیآید و بهسرعت از دست میرود. همچنین این روند، یک پارادوکس ایجاد میکند و تلاش برای کنترل اطلاعات، به گسترش اطلاعات غیرقابل کنترل منجر میشود.
اگر امنیت را تنها بهعنوان جلوگیری از تهدیدهای فوری تعریف کنیم، شاید محدودسازی شدید اطلاعات و تکصدایی رسانه قابل توجیه به نظر برسد. اما اگر امنیت را در معنای گستردهتر آن یعنی ثبات اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام بلندمدت در نظر بگیریم، تصویر متفاوت میشود. امنیتی که بر پایه بیاعتمادی شکل بگیرد، شکننده است.
بازنگری امنیت اطلاعاتی در ایران امری ضروری است
بحث بر سر نفی امنیت نیست، بلکه بر سر کیفیت و شیوهی تحقق آن است. تجارب جهانی نشان میدهد که میتوان اطلاعات حساس را محافظت کرد، بدون آنکه جریان کلی اطلاعات را متوقف ساخت و روایت رسمی را بدون حذف روایتهای دیگر ارائه داد. چنین رویکردی نه تنها به تضعیف امنیت منجر نمیشود، بلکه آن را تقویت میکند.
در زمانهای که جنگها تنها در میدان نبرد تعیین نمیشوند، بلکه در میدان روایتها نیز شکل میگیرند، شاید مهمترین حق، حق شنیدن صداهای مختلف، دیدن زوایای گوناگون و داشتن امکان سنجش و انتخاب باشد.
در واقع مسئلهی اصلی، انتخاب میان امنیت و آزادی نیست. بلکه پرسش این است که چگونه میتوان این دو را در کنار یکدیگر حفظ کرد.
محدودسازی دقیق و هدفمند اطلاعات حساس، حفظ دسترسی عمومی به اینترنت به همراه اعمال امنیت سایبری دقیق، اجازهی فعالیت به رسانههای مستقل در چارچوب مشخص و مهمتر از همه، شفافیت در اعمال محدودیتها میتوانند چارچوب این راهِ حل باشد. چنین رویکردی، به کاهش تنش کمک میکند، گردش سالم اطلاعات را مهیا میکند و همزمان امکان شکلگیری نوعی اعتماد عمومی را فراهم میآورد. در جهانی که اطلاعات به سرعت جریان دارد، حذف کامل اطلاعات، ممکن و پایدار نیست؛ آنچه ممکن است نحوهی مدیریت این جریان است. آزادی بیان، حتی در امنیتیترین شرایط، ابزاری است برای کاهش خطا، افزایش آگاهی، و تقویت تابآوری اجتماعی. آزادی بیان مکمل امنیت اجتماعی است. جامعهای که بتواند روایتهای مختلف را بشنود و آنها را ارزیابی کند، امنتر نیز خواهد بود.
برچسب ها
آزادی اینترنت آزادی بیان انسداد اطلاعات جنگ جنگ ایران و اسرائیل حق آزادی بیان خط صلح خط صلح 180 فیلترینگ قطع اینترنت کنترل اطلاعات ماهنامه خط صلح مریم شیرینسخن