
وقتی اینترنت خاموش شد، تصویر سخن گفت/ رها ثابت سروستانی
انتشار ویدئوهای مرتبط با وقایع کهریزک در شرایطی که اینترنت در داخل ایران بهطور گسترده قطع شده بود، موجی از شوک و واکنش را در میان افکار عمومی خارج از کشور، بهویژه ایرانیان مهاجر، ناظران بینالمللی، سیاستمداران و فعالان حقوق بشر برانگیخت. این پدیده را نمیتوان صرفاً یک رخداد رسانهای تلقی کرد؛ بلکه از منظر علوم اجتماعی و سیاسی، با مسئلهای چندلایه مواجه هستیم که در تقاطع قدرت، ارتباطات و کنش سیاسی شکل گرفته است.
قطع اینترنت بهعنوان ابزاری برای کنترل جریان اطلاعات، معمولاً با هدف مهار اعتراضات و محدودسازی بازنمایی خشونت به کار گرفته میشود. بااینحال، انتشار گستردهی این ویدئوها در سطح جهانی، این فرض را به چالش میکشد و پرسشهای بنیادینی دربارهی کارآمدی چنین سیاستهایی و پیامدهای ناخواستهی آنها مطرح میسازد.
مسئلهی اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که چگونه در شرایط انسداد ارتباطی داخلی، محتوایی با این سطح از حساسیت توانست در سطح جهانی منتشر شود و چه پیام سیاسی-اجتماعیای را منتقل کرد؟ بهطور مشخص، دو پرسش محوری دنبال میشود: درحالیکه اینترنت در داخل کشور قطع بود، چه افراد، نهادها یا شبکههایی مسئول انتشار این ویدئوها بودند و مسیر گردش اطلاعات چگونه شکل گرفت؟ انتشار این ویدئوها چه پیامها و معانی سیاسی-اجتماعیای را برای مخاطبان فراملی تولید کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها، از روش تحقیق کیفی-اکتشافی استفاده شده است. واحد تحلیل، ویدئوهای منتشرشده، کانالهای اولیهی انتشار و شبکههای بازنشر آنهاست. دادهها از طریق ردیابی زمانی انتشار نخستین ویدئوها، بررسی پلتفرمهای ارتباطی (بهویژه تلگرام و رسانههای برونمرزی) و تحلیل مسیر گردش اطلاعات گردآوری شدهاند. محدودیت اصلی پژوهش، عدم دسترسی به دادههای درونسیستمی و ارتباطات داخلی در زمان قطع اینترنت است که تحلیل را ناگزیر به اتکا بر منابع بیرونی و بازسازی غیرمستقیم مسیرها میکند.
این پژوهش از ترکیب نظریههای قدرت و ارتباطات، کنش جمعی فراملی و سیاست نمادین برای تحلیل انتشار ویدئوهای کهریزک بهره میگیرد. در چارچوب نظری ارتباطات قدرت، رسانهها و تصاویر نه صرفاً ابزار انتقال اطلاعات، بلکه سازوکارهایی برای اعمال و بازتولید قدرت محسوب میشوند؛ بهگونهای که کنترل یا گسست در جریان ارتباطات، خود به میدان منازعه سیاسی تبدیل میشود. (۱) از این منظر، ویدئوهای منتشرشده را میتوان بخشی از شبکههای ارتباطی فراملی دانست که امکان عبور از محدودیتهای سرزمینی و سانسور دولتی را فراهم میکنند و قدرت ارتباطی را از سطح ملی به سطح جهانی منتقل میسازند. همچنین، این پژوهش با اتکا به ادبیات جنبشهای اجتماعی و مفهوم «شوک اخلاقی» نشان میدهد که تصاویر خشونت دولتی میتوانند بدون وجود سازماندهی رسمی، به برانگیختن همدلی، خشم اخلاقی و بسیج افکار عمومی در سطح فراملی منجر شوند. همانگونه که در نظریههای کنش جمعی فراملی مطرح شده است، شوک اخلاقی ناشی از مواجهه با خشونت عریان، یکی از محرکهای اصلی مشارکت سیاسی و واکنشهای بینالمللی در قبال نقض حقوق بشر به شمار میرود. (۲)
در سطح گفتمانی، تحلیل این پژوهش بر نظریهی امنیتسازی استوار است. مطابق با این رویکرد، دولتها از طریق صورتبندی اعتراضات اجتماعی بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی یا حاصل مداخلهی بازیگران خارجی، زمینهی مشروعیتبخشی به اقدامات فوقالعاده، از جمله سرکوب خشونتآمیز و قطع اینترنت را فراهم میکنند. (۳)
نسبت دادن اعتراضات مردمی به «دشمنان خارجی» یا «عناصر تروریستی» را میتوان نمونهای از سیاست نمادین دانست که هدف آن انتقال منازعه از حوزهی مطالبات اجتماعی به حوزهی امنیتی و تعلیق هنجارهای عادی پاسخگویی است. در مجموع، این چارچوب نظری امکان آن را فراهم میسازد که ویدئوهای کهریزک نهتنها بهعنوان اسناد خشونت، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای تولید معنا، بازنمایی قدرت و شکلدهی به کنش سیاسی در سطح فراملی تحلیل شوند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که انتشار اخبار و تصاویر مربوط به کشتار معترضان، تا واپسین مراحل پیش از قطع کامل اینترنت امکانپذیر بوده است. این محتوا هم از طریق رسانههای خبری برونمرزی و هم از مسیر پلتفرمهای ارتباطی نظیر اینستاگرام و تلگرام منتشر شده است. بهعبارتدیگر، پیش از انسداد کامل زیرساختهای ارتباطی، نوعی «پنجرهی زمانی انتقال اطلاعات» وجود داشته که امکان خروج دادههای تصویری و خبری از کشور را فراهم کرده است. بر اساس بررسیهای انجامشده، نخستین تصاویر مرتبط با وقایع کهریزک در تاریخ ۱۱ ژانویه (۲۱ دیماه) منتشر شدهاند؛ یعنی همزمان با نخستین روزهای اجرای سیاست قطع اینترنت. این تصاویر ابتدا از طریق کانال تلگرامی «وحید آنلاین» منتشر و سپس توسط رسانههایی خارجی نظیر بیبیسی فارسی بازنشر داده شد. در زمان انتشار این محتوا، بنابر گزارشهای موجود، حدود ۶۳ ساعت از آغاز قطع اینترنت گذشته بود. برای تبیین این پدیده، چند فرضیه قابل طرح است. نخست، امکان انتقال فیزیکی دادهها از طریق خروج فرد یا افراد حامل محتوا از کشور و ارسال آن پس از ورود به یک کشور دیگر وجود دارد؛ الگویی که در شرایط انسداد ارتباطی، بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین گردش اطلاعات قابل تصور است. دوم، احتمال انتشار کنترلشدهی محتوا از سوی بازیگران وابسته به ساختارهای رسمی یا نیمهرسمی قدرت مطرح است؛ سناریویی که میتوان آن را در چارچوب «مدیریت بحران از طریق افشای کنترلشده» تحلیل کرد. سوم، دخالت بازیگران خارجی از طریق حملات سایبری یا نفوذ اطلاعاتی نیز قابل بررسی است. در نهایت، استفادهی محدود از فناوریهای ارتباطی جایگزین، مانند اینترنت ماهوارهای نیز نمیتواند بهطور کامل نادیده گرفته شود.
ابهام در منشا انتشار، خود به یک متغیر تحلیلی تبدیل شده و در تشدید شوک رسانهای و سیاسی نقش ایفا کرده است. همزمان، پیام سیاسی-اجتماعی ویدئوها بهشدت به این منشا وابسته است. اگر انتشار از سوی ساختارهای درونی قدرت صورت گرفته باشد، میتوان آن را نشانهای از اولویت یافتن نمایش قدرت بر هزینههای بیاعتباری بینالمللی دانست. در این حالت، خشونت عریان میتواند بهمثابه پیامی بازدارنده برای مخاطبان داخلی و خارجی عمل کند. درصورتیکه منشا انتشار این ویدئوها دخالت بازیگران خارجی و نفوذ سایبری به زیرساختهای ارتباطی باشد، تحلیل از سطح رسانهای به سطح امنیتی- بقامحور منتقل میشود. در این چارچوب، قطع اینترنت نه صرفاً ابزاری برای کنترل اعتراضات، بلکه سازوکاری برای حفاظت از مراکز حساس و سران حکومت و جلوگیری از تهدیدهای بالقوهی امنیتی تفسیر میشود. از این منظر، انتشار ویدئوهای خشونت دولتی لزوماً نگرانی اصلی حاکمیت نیست، زیرا اولویت در حفظ قدرت سیاسی و امنیت فیزیکی نخبگان حاکم قرار دارد؛ در نتیجه، هزینههای حیثیتی و انتقادات بینالمللی اهمیتی ثانویه مییابند. در مقابل، اگر ناشران شهروندان عادی بوده باشند، انتشار ویدئوها را باید در چارچوب کنش اطلاعرسانی فراملی از پایین فهمید؛ کنشی که هدف آن مستندسازی سرکوب، جلبتوجه افکار عمومی جهانی و فراهم کردن زمینههای دادخواهی و پیگیری حقوقی است. این الگو در بسیاری از جنبشهای اعتراضی پیشین نیز مشاهده شده و به یکی از معدود ابزارهای مقاومت مدنی در شرایط انسداد ساختاری تبدیل شده است.
در مجموع، انتشار ویدئوهای کهریزک، با وجود شوک عمیقی که به افکار عمومی جهانی وارد کرد، نشانههایی از فرسایش شدید رابطه میان حاکمیت و جامعه را آشکار ساخت. این تصاویر نهتنها بازنمایی لحظهای از خشونت دولتی بودند، بلکه بهعنوان شاخصهایی از یک بحران چندلایه در حکمرانی قابل تفسیرند؛ بحرانی که در کنار تلفات انسانی، بازداشتهای گسترده، افول اقتصادی، ناامنی اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی معنا مییابد. از این منظر، این ویدئوها لحظهای افشاگرانه را رقم زدند که ناکارآمدی نظم سیاسی موجود را در سطح داخلی و فراملی برجسته ساخت و همزمان پرسشهایی بنیادین دربارهی ظرفیت نظم جهانی در حفاظت از انسانها در برابر خشونت و بیعدالتی مطرح کرد. یافتههای این پژوهش محدود نشان میدهد که بدون اصلاحات ساختاری در سطح ملی و بازتعریف سازوکارهای پاسخگویی در سطح بینالمللی، تداوم وضعیت موجود میتواند به بازتولید چرخههای خشونت و بیثباتی درکل منطقه و حتی جهان بینجامد.
پانوشتها:
1- Castells, M. (2013). Communication power (2nd ed.). Oxford University Press.
2- Jasper, J. M. (1997). The art of moral protest: Culture, biography, and creativity in social movements. University of Chicago Press.
3- Buzan, B., Wæver, O., & de Wilde, J. (1998). Security: A new framework for analysis. Lynne Rienner Publishers.
برچسب ها
خط صلح خط صلح 178 رها ثابت سروستانی سانسور فیلترینگ قطع اینترنت قیام 1404 قیام دی 1404 کشتار 1404 کهریزک ماهنامه خط صلح