
کمپین یک میلیون امضا و سنت پتیشننویسی/ مجید شیعهعلی
بیست سال از تجربهای گذشت که نه پیش و نه پس از آن تکرار نشد. کارزاری که جمع شدن صفات متعددی چنین منحصر به فردش ساخته است. مواردی مانند شکلگیری یک جنبش فمینیستی رسمی، میانهروی سیاسی و مذهبی با تاکید بر قانونگرایی و عدم تعارض با مبانی مذهبی، تاکید بر کنش جمعی و مبارزهی مدنی با رویکرد از پایین به بالا، تلاش برای سازماندهی، شبکهسازی و آگاهسازی و در نهایت و از همه مهمتر استفاده از پتیشن سیاسی برای پیگیری یک جنبش اجتماعی منجر به بیمانندی آن گردیده است. اگر از سایر صفات برجستهی این کارزار بگذریم، این یگانه تجربهی چنین گستردهای در زمینهی طرح پتیشنهای حقوق شهروندی بوده است. به همین سبب تجربهی امضای پتیشن در فضای سیاسی و مدنی کشور ما نیازمند بررسی مجدد است تا از دستاوردها و شکستهای آن برای تجربیات بعدی استفاده شود. به همین منظور ضروری است ابتدا به سراغ شکلگیری این روش مبارزهی سیاسی برویم.
آنچه در سنت سیاسی جوامع غربی بهعنوان ابزار کنشگری بهعنوان امضای پتیشنهای سیاسی شکل گرفته است ریشه در یک تکامل تاریخی دارد. این روش را امروز میتوان با چند محور متمایز کرد. یکم، یک درخواست است. دوم، این درخواست نه بهطور فردی بلکه جمعی مطرح میشود. سوم، مخاطب این درخواست حکومت یا سایر نهادهای عمومی است. چهارم، طرح این درخواست به معنای ایجاد قدرت درون جامعه برای فشار در جهت اجرای آن است. شکلگیری این مدل کنشگری بیش از هرجای دیگر به انگلستان قرون میانه باز میگردد. هر چند در تمامی جوامع بهعناوین مختلف طرح دادخواست و عریضه از حکمرانان سابقه داشته است. اما پتیشن با صفات فوقالذکر پدیدهی مدرنی است که به مرور از دل سنتهای مدنی انگلستان رشد کرده است.
پتیشننویسی شانهبهشانهی پارلمان در انگلستان رشد داشته است. در سال ۱۰۶۶ آخرین باری بود که جزیره فتح شد و ویلیام فاتح سنتهای مردم شکستخورده را پذیرفت و مجلس مشورتی موجود را در ساختار حکمرانی خود به کار گرفت. به رسمیت شناختن این نهاد سنگ بنایی را گذاشت که به تدریج زمینههای شکلگیری دموکراسی، صنعتیشدن و سایر تغییرات اجتماعی را فراهم آورد. سپس وقوع جنگهای صلیبی بود که گام بعدی تحول را فراهم آورد. پادشاه انگلستان برای تامین مخارج نظامی، نیازمند مالیات بیشتر شد و با افزایش تاریخی مالیات تنش بین اشراف حاضر در مجلس و پادشاه بالا گرفت. این افزایش سطح تنش منجر به نزاعهایی شد که خروجی آن، منشوری شد که آن را بهعنوان نخستین نقطهی عطف نهاد پارلمان در تاریخ بشر میتوان دانست.
ماگنا کارتا یا همان منشور کبیر در سال ۱۲۱۵ میان پادشاه و اشراف از یکسو باعث به رسمیت شناختن حقوق مردان آزاد و از سوی دیگر منجر به تقویت جایگاه پارلمان شده و کارویژههای جدیدی به آن افزوده گردید. از جمله کارویژههای جدید بررسی پتیشنهایی بود که توسط افراد ارسال میشد. هر چند در این مرحله پارلمان همچنان نهاد ضعیفی بود. هنوز تشکیل جلسات آن به فرمان پادشاه و فاقد زمانبندیهای ثابت بود. طبقات پایینتر همچنان حضور نداشتند، ترکیب مجلس سیال بوده و عضویت در آن بیش از آنکه حق باشد و نمایندگی جامعه را بکند، مقامی بود که شاه اعطا میکرد. در نهایت مجلسین در مرحلهی بعدی بود که از یکدیگر تفکیک شدند.
با تحولات دینی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرن شانزدهم و هفدهم و تغییرات حاصل از آن، کشور محل نزاع مداوم طبقات اجتماعی، پیروان مذاهب مختلف و نزاع بر سر شکلگیری صورت جدیدی از دولت مرکزی و تنشهای آن شد. دستگاه سلطنت از یکسو در فرآیند تغییر مذهب و ایستادن در برابر دستگاه کلیسای کاتولیک و از سوی دیگر در مسیر جنبش حصارکشی، پارلمان را به رکن اساسی قدرت تبدیل کرد. در میانهی این فضای پرجنجال بود که پتیشن با افزایش قدرت پارلمان از اقدامی فردی و محلی به کنشی جمعی بدل گردید.
در گام بعد، این خود پارلمان بود که در میانهی نزاع پارلمان-شاه-کلیسا، نقش ویژهای در تغییر جایگاه پتیشننویسی بازی کرد. زمانی که مسئلهی نزاع کلیسای پروتستان و شاه کاتولیک بر کشمکش شاه خواهان مالیات بیشتر و پارلمان مخالف آن افزوده گردیده بود، پارلمان پتیشن حقوق را در سال ۱۶۲۸ به شاه ارائه کرد. در این مرحله پتیشننویسی دو صفت جدید کسب نمود. یکم، حال پتیشن از صرف بیان یک تظلمنامه یا خواهش عاجزانه فراتر رفته بود. این متن قدرتی در برابر قدرت شاه خلق میکرد و عدم پذیرش آن فاقد عواقب نبود. دوم، مسئلهی تامین حقوق در آن وجود داشت. حال اعضای پارلمان برای اقداماتی مانند تعیین مالیات بدون نظر پارلمان و بازداشت و محاکمه محدودیتهایی اعمال میکردند. هر چند این پتیشن نتوانست جلوی جنگ داخلی پیشرو را بگیرد و انگلستان را به سمت تحولاتی پیش برد که با انقلابی فاقد خشونت توافقی را با پادشاهی جدید به امضا رساند. توافقی که قدرت او را بیش از پیش محدود میساخت و پتیشننویسی را بهعنوان حق عمومی شهروندان مورد تایید و تضمین شاه قرار داد.
پس از انقلاب شکوهمند در ۱۶۸۸ و در اوج رشد صنعتی، همزمان با عصر روشنگری و در میانهی انقلابهای تاریخساز مانند انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب استقلال امریکا، انقلابهای ۱۸۴۸ و غیره قرن ۱۸ و ۱۹ بود که پتیشننویسی به اوج خود رسید. حال این ابزار سیاسی مدرن دارای صفاتی شده بود که در تعریف نخستین ذکر گردید. از جمله صفات برجستهای که در این دوره در محور پتیشنها قرار گرفت تاکید بر کسب حقوق شهروندی بود. از جمله آنکه در نقطهی اوج این روند چارتیستها که خواهان اصلاحات سیاسی و گسترش حق رای در میانهی قرن ۱۹ بودند توانستند پتیشنهایی با بیش از یک میلیون و بیش از سه میلیون امضا تهیه کنند. در ادامهی سایر جنبشهای گسترش حقوق شهروندی که بر حقوق زنان، آفریقاییتباران و سایر اقشار تحت تبعیض تاکید داشتند از این ابزار استفاده کردند. با مرور تاریخ تحولات انگلستان، این اندیشه به ذهن میرسد که پس چرا جامعهی ما نتوانست سنت عریضهنویسی موجود را به چنین ابزار برجستهای تبدیل کند و این مسیر در جامعهی ما چطور پیش رفت که جنبش یک میلیون امضا در اوج خود نتوانست به عدد مورد ادعای خود دست پیدا کند؟
در شرایط پیش از مشروطه این روند در کشور ما نیز آغاز شد. در دوران جنبش تنباکو عریضههایی توسط اقشار مختلف به امضاهای گسترده تهیه گردید. این روند در دل دوران مشروطه نیز تقویت شد، اما با سر کار آمدن خاندان پهلوی و افول نهادهایی که در دوران مشروطه تقویت شده بودند عریضهنویسی نیز افول کرد. قطع این سنت مبارزاتی و توقف رشد آن مسیر تاریخی استفاده از این ابزار مهم را بهطور کلی تغییر داد.
اما ترک این سنت و عدم موفقیت آن –چه در سالهای اخیر پس و پیش از کمپین یک میلیون امضا— را میتوان به سه دلیل اساسی نسبت داد. یکم، استبداد غیرپاسخگو، هر چند در بخش عمدهی تاریخ رشد و بلوغ پتیشننویسی در دنیای مدرن حکومتها غیردمکراتیک بودند اما وجود سطحی از پاسخگویی، طرح مطالبات در برابر حکومت اقتدارگرا را معنادار میساخت. سرکوب کمپین یک میلیون امضا در برابر تضمین حق طرح پتیشن در اعلامیهی حقوق ۱۶۸۹ این تفاوت را بهوضوح روشن میسازد. دوم، رواج نوعی رادیکالیسم سیاسی و دوری از گرایشهای سیاسی میانهرو در عمدهی دوران تاریخی مدرن در میان کنشگران سیاسی ایرانی. طرح مطالبه از طریق پتیشننویسی با یک فهم رفرمیستی از کنشگری سیاسی همراه است. به این سبب که از یکسو درخواست برای تامین حقوق بیشتر مطرح است و از سوی دیگر، حاکمیتی که حقوق مطالبهکنندگان را نقض کرده است توسط ایشان به رسمیت شناخته میشود. در شرایطی که جامعه قطبی شده باشد و کنشگری رفرمیستی مورد سرزنش قرار بگیرد طرح کارزارهایی که حاکمیت را ولو با ایجاد قدرت اجتماعی طرف مذاکره قرار میدهد مورد اقبال نیست. در تجربهی کمپین یک میلیون امضا نیز باید توجه داشت این کمپین که قانونگرایی و اعتدال مذهبی را در دستورکار خود قرار داده پس از نه سال پیگیری مطالبات اصلاحطلبانه و در اوج قدرت این جنبش شکل میگیرد. سوم، موفقیت یک پتیشن وابسته به ایجاد قدرتی است که از بسیج اجتماعی حول آن و افزایش تعداد امضاها حاصل میکند. اما این نیز خود وابسته به وجود شبکههای اجتماعی و سطحی از سازماندهی در درون جامعه است. وجود سازمانهای مدنی، سیاسی، صنفی و غیره قوی امکان موفقیت یک پتیشن را برجسته میسازد. اما در شرایطی مانند کشور ما که سازمانهای سیاسی و مدنی نفوذ قابل توجهی نداشت عدم اقبال گسترده به کمپین دور از ذهن نبود.
اما اکنون ما در دنیایی زندگی میکنیم که رسانههای اجتماعی و اینترنت تاثیر گستردهای بر این ابزار سیاسی گذاشته است. سایتها و رسانههای اجتماعی این فرصت را فراهم آورده که در فضای پتیشننویسی تحول عمدهای ایجاد شود. این تحول حاصل چند قاعدهی اجتماعی است. یکم، فشار اجتماعی، به این معنا است که بزرگی یا کوچکی میزان مشارکت در یک پتیشن در مشارکت فرد اثر میگذارد. دوم، مشارکت مشروط، افراد در بسیاری کارزارها در شرایطی شرکت میکردند که میدانستند دیگران نیز شرکت میکنند. سوم، نقطهی اوج، افراد در صورتی حاضر به مشارکت بودند که اطمینان مییافتند میزان مشارکت در سطحی است که حیات کارزار را تضمین میکند. چهارم، ارابهی موسیقی، ایجاد همراهی یک اکثریت از اطرافیان بر روی فرد فشاری در حد همراهی یا لااقل عدم مخالفت ایجاد میکند. با توجه به اینکه کنش افراد در رسانههای اجتماعی امروز رویتپذیر شده این اصول و وجود ارتباطات گسترده و مداوم امکان رشد تصاعدی کارزارهای پتیشن را فراهم آورده است.
مارگتس و همکاران در پژوهشهایی که در این خصوص انجام دادند به این جمعبندی رسیدند که قواعد علوم اجتماعی و تاثیر رسانههای اجتماعی ما را در وضعیت «آشفتگی سیاسی» قرار داده است. آنها نتیجه را در اثر خود با همین نام این طور طرح کردند که امروز هر کارزاری میتواند فارغ از توانمندیها، شبکههای اجتماعی یا سازمانهای حمایتی، بهطور تصادفی فضای سیاسی را بهطور کامل در رسانههای اجتماعی در دست بگیرد. اما این تحول اساسی منجر به قدرت گرفتن پتیشننویسی در دنیای امروز نشده بلکه آن را تضعیف کرده است.
در نهایت، فضای سیاسی جامعهی ما از دیرباز با ضعف در سنت پتیشننویسی روبهرو بوده است. همچنین، سه مسئلهی عدم پاسخگویی اقتدارگرایی، رادیکالیسم مخالفین و ضعف جامعهی مدنی بهطور ساختارمند بهعنوان یک مانع در تقویت پتیشننویسی مطرح است. در درجهی سوم، رسانههای اجتماعی با وجود تسهیل منجر به آشفتگی و کاهش اهمیت تاثیر پتیشننویسی نیز گردیده است. بر اینها باید این را نیز افزود که کنشگران سیاسی کشور ما روش بیانیههای امضای جمعی که مطالبه مطرح نمیکنند و صرفاً موضع اعلام میکنند و امضا را در سطح چند ده، چند صد یا نهایتاً چند هزار نفره نگاه میدارند را بر پتیشننویسی در سالهای اخیر ترجیح دادهاند. روشی که بیتردید فاقد اثرگذاری سیاسی جدی است. بنابر آنچه رفت پس از دو دهه باز باید با تقویت میانهروی و جامعهی مدنی و تلاش برای پاسخگویی حاکمیت تلاش کنیم تا به پتیشننویسی باز گردیم و این سنت را تقویت کنیم
برچسب ها
پارلمان انگلستان پتیشن جامعه مدنی حقوق زنان خط صلح خط صلح 185 دموکراتیزاسیون دموکراسی فمنیست کمپین یک میلیون امضا ماهنامه خط صلح مجید شیعه علی