
از موشک تا پلاستیک؛ ادامهی جنگ در زندگی روزمره/ علی کلائی
جنگها پس از پایان، تمام نمیشوند. شاید این عبارت قدری عجیب باشد چون قاعدتاً جنگ پس از اتمامش، باید به خاطرهها بپیوندد. اما آنچه در واقعیت روی میدهد، اینگونه نیست. جنگها گاهی با خاموشی یخچالها، کمفشار شدن آب خانهها، گران شدن یک بسته پوشک، کمیاب شدن سرم برای بیمارستانها و بالا رفتن قیمت بطریهای آب معدنی و یا حتی کم شدن کیسههای پلاستیک برای خرید شهروندان و گران شدن آنها، برای مردمان عادی یک کشور ادامه پیدا میکند. در ایران کیسههای پلاستیکیای که تا پیش از آن رایگان بودند، حالا در برخی فروشگاهها قیمتگذاری شدهاند؛ کیسهی فریزر هزار تومان، کیسهی پلاستیکی شفاف دستهدار ۲ هزار تومان، نوع بزرگتر آن ۳ هزار تومان و کیسهی مخصوص نان تا ۷ هزار تومان عرضه میشود. (۱)
در روایت رسمی جنگها، معمولاً از اهداف نظامی، تاسیسات راهبردی و دستاوردهای عملیاتی سخن گفته میشود. اما بسیاری از مکانهایی که در جنگ آسیب میبینند، فقط رادار و لانچر نیستند که تنها کارکرد نظامی داشته باشند. پالایشگاه، نیروگاه، شبکهی برق، فرودگاه، مراکز ارتباطی و تاسیسات صنعتی، بخشی از مکانها و زیرساختهای دوکاربردهاند؛ زیرساختهایی که هم در حوزههای نظامی، امنیتی و راهبردی و هم در زندگی روزمرهی مردم نقش دارند. برای مردم، پالایشگاه تنها یک تاسیسات صنعتی نیست؛ به بنزین تاکسی، گاز خانه، خوراک صنایع پتروشیمی، بستهبندی دارو، لولههای آب و بسیاری از کالاهای مصرفی گره خورده است. شبکهی برق نیز فقط یک شبکهی فنی نیست؛ پمپ آب، دستگاه اکسیژن، آسانسور، سردخانه، چراغ راهنمایی، اینترنت، کارتخوان و کلاس درس آنلاین به آن وابستهاند. فرودگاه نیز صرفاً یک مرکز حملونقل نیست، بلکه بخشی از زنجیرهی تامین دارو، تجارت و ارتباط با جهان محسوب میشود. از این رو، آسیب به زیرساختهای دوکاربرده تنها به معنای تخریب تجهیزات و تاسیسات نیست، بلکه میتواند زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی جامعه را نیز مختل کند.
در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، پتروشیمیها هدف قرار گرفتند. دادههای علمی میگویند که تولید پلاستیک در مجتمعهای پتروشیمی با تبدیل هیدروکربنهای خام (نفت و گاز طبیعی) به پلیمرها انجام میشود. به زبان سادهتر، اگر پتروشیمیها نباشند، پلاستیکی هم نیست. پتروشیمی شیراز یا تبریز زیرساختهای حیاتی تامین نیازهای روزمرهی مردماند. این مکانها هدف حمله قرار گرفتند، زیرا به ادعای طرف مهاجم، صنعت پتروشیمی خوراک پایهی مورد نیاز برای تولید برخی مواد و تجهیزات راهبردی را فراهم میکند. در واقع طرف مهاجم بر دوگانهبودن کارکرد زیرساختی چون پتروشیمی تاکید دارد.
برخی تحلیلگران معتقدند که هدف قرار دادن چنین مکانهایی انتقال جنگ از میدان نظامی، به زندگی عادی شهروندان است. با زدن زیرساختها، کشور به سمت وضعیتی شبیه حکومت درمانده میرود؛ حکومتی که به شدت ضعیف و غیرموثر شده و توانایی ادارهی کشور و ارائهی خدمات را ندارد. حکومتی که دچار بحرانهای امنیتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. وقتی زیرساختی هدف قرار میگیرد که در ظاهر صنعتی است، اما در عمل به آب، غذا، درمان، حملونقل، بهداشت و حتی خرید روزانه وصل است، نتیجهاش فقط نابودی یک کارخانه و یا یک موسسهی پتروشیمی و یا یک سازه صنعتی نیست. هزینهی آن بهطور مستقیم به سفرهی مردم و حتی به نحوهی خرید مردم منتقل میشود. خروجی زدن یک پتروشیمی، میشود کاهش عرضهی گریدهای پلیمری، افزایش هزینههای تامین و نگرانی از کمبود مواد اولیه، که بازار را با نوسانات قیمتی مواجه میکند. مسئله هم حتی تنها کمبود مواد اولیه نیست. بخشی از التهابات بازار به شکلگیری تقاضای کاذب، نگرانی از آیندهی بازار و رقابت شدید برای خرید مواد اولیه در بورس کالا بازمیگردد(۲)؛ یعنی کمبود مواد اولیه با نگرانی نسبت به آیندهی بازار همراه شده و همین امر بر التهاب قیمتها افزوده است. خروجی این نگرانی نیز میشود افزایش قیمتها که هم واقعی است و هم کاذب؛ واقعی است از ضربهای که پتروشیمیها خوردهاند و کاذب است از ترس عمومی مردم در ندانستن فردا.
اینجا اثر دومینووار است. ضربه به پتروشیمی، در همان مجتمع صنعتی متوقف نمیشود. ابتدا تولید مواد اولیه کاهش پیدا میکند. سپس کارخانههای پاییندستی که از آن مواد اولیه استفاده میکنند، با کمبود و افزایش قیمت روبهرو میشوند. بعد تولیدکنندهی بستهبندی، ظروف پلاستیکی، لوله، تجهیزات پزشکی، قطعات خودرو، کیسهی زباله، کیسهی خرید، ظروف لبنیات و هزار قلم کالای دیگر، یا تولید را کم میکند یا قیمت را بالا میبرد. در مرحلهی بعد، فروشگاه و داروخانه و بیمارستان و نانوایی و خانواده، هزینهی این کمبود را پرداخت میکنند. این همان مسیری است که از موشک به پلاستیک میرسد. اثری که «دنیای اقتصاد» در میانهی خرداد امسال از آن با عنوان «شوک جنگ به بازار پلاستیک» یاد میکند. این گزارش میگوید که آسیب به بخشی از زیرساختها و مجتمعهای پتروشیمی در جریان جنگ، بازار پلیمر و صنایع وابسته را با شوکی کمسابقه روبهرو کرده است. این شوک اگرچه به کمبود گستردهی کالا منجر نشده، اما قیمت مواد اولیه را در بسیاری از گریدها بالا برده و نگرانی دربارهی تداوم تولید در صنایع پاییندستی ایجاد کرده است. (۳) مسئله واضح است. ضربه به صنایع بالادستی خورده و اما این پایین، زندگی مردم و خریدشان تحت تاثیر قرار گرفته است.
پلاستیک در زندگی امروز ایرانیان، کالایی حاشیهای نیست. در خصوص کشوری صحبت میکنیم که در سال ۱۳۸۲، در زمینهی تولید مواد پلاستیکی در خاورمیانه مقام اول را داشت.(۴) بنا بر گزارشها در سال ۲۰۲۵ هم ایران، مقام دهم را در تولید پلاستیک در جهان داشت.(۵) یعنی در مورد کشوری حرف میزنیم که پلاستیک، بخشی از زنجیرهی زندگی روزمرهی آن است. از نایلون خرید تا بستهبندی مواد غذایی، از سرنگ بیمارستان تا بطری آب، از کیسهی زباله تا پوشک کودک، از قطعات کوچک خودرو تا لولههای آب، همه به زنجیرهای وصلاند که از نفت و گاز شروع میشود و در پتروشیمی شکل میگیرد. وقتی این زنجیره، ضربه میخورد، مردم آن را نه در قالب گزارشهای رسانهای و اقتصادی، که در قالب قیمتهای تازه و کمبودهای روزمره میفهمند. کمبودهایی که رسانهها از آن با عنوان شوک یاد میکنند و همه میدانیم منبعش کجاست.
مشکل زدن زیرساختهای دوگانه همین است. به ظاهر نقطهای صنعتی هدف گرفته میشود و اما اثرش در سطح جامعه پخش میشود. در مورد پلاستیک هم این پخش شدن بسیار سریعتر و ملموستر است. چون پلاستیک تقریباً در همه جا حضور دارد. در خانه، آشپزخانه، فروشگاه، بیمارستان، مدرسه، نانوایی، داروخانه، اتوبوس، خودرو، کارگاه تولیدی و حتی در جمعآوری زباله شهری. اگر تولید مواد اولیهی پلیمری کاهش پیدا کند، فقط یک کارخانهی تولید نایلون و پلاستیک برای خرید مردم دچار مشکل نمیشود. کارخانهی لبنیات، تولیدکنندهی مواد شوینده، واحد بستهبندی دارو، تولیدکنندهی تجهیزات پزشکی، شهرداری، مغازهدار و خانوادهی مصرفکننده هم درگیر میشوند.
پلاستیک گاهی محصول نهایی نیست. در بسیاری از موارد، شرط رسیدن محصول نهایی به دست مردم است. شیر بدون بستهبندی سالم به خانه نمیرسد. گوشت و مرغ بدون پوشش بهداشتی، فسادپذیرتر و پرخطرتر میشوند. دارو بدون بستهبندی ایمن، قابل نگهداری و توزیع نیست. سرم بدون کیسه و تیوب به بدن بیمار نمیرسد. مواد شوینده بدون بطری و درپوش روی قفسهی فروشگاه قرار نمیگیرد. جمعآوری زبالهی شهری بدون کیسه سختتر میشود و آلودگی بیشتری ایجاد میکند. پس وقتی قیمت پلاستیک بالا میرود، قیمت و کیفیت بسیاری از کالاهای دیگر نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. و این یعنی مسئله، فقط پلاستیک نیست. مسئله غذا، درمان، بهداشت، حملونقل و مدیریت شهری و روال عادی زندگی مردم است. قیمت بستهبندی که زیاد شود، تولیدکننده قاعدتاً بر قیمت عرضهی کالایش خواهد افزود. در این میان مصرفکننده است که ضرر میکند. علاوه بر مصرفکننده، تولیدکنندگان کوچک هم ضرر میکنند. صنایع خرد پاییندستی که زندگی بخشی از مردمان را میچرخانند. صنایعی که مواد اولیه را از بورس کالا و یا بازار آزاد میخرند و محصولاتی تولید میکنند که در زندگی روزمره مصرف میشود. وقتی قیمت مواد اولیه بالا میرود یا عرضه نامنظم میشود، این واحدها نمیتوانند بهراحتی برنامهریزی کنند. یا باید تولید را کم کنند، یا محصول را گرانتر بفروشند، یا از کیفیت بزنند، یا موقتاً کار را متوقف کنند. در هر چهار حالت، کارگر، فروشنده و مصرفکننده آسیب میبینند. راهحل عدم رویداد این اتفاق در ایران هم تثبیت تولید پتروشیمیهاست که میتواند تعادل و آرامش نسبی را برقرار کند.(۶) آنهم باید دید که در وضعیت پساجنگی، تا چه حد امکان تحقق دارد.
با این حال، همهی محصولات پلاستیکی را نمیتوان در یک دسته قرار داد. بخشی از مصرف پلاستیک به کالاهای غیرضروری یا قابل جایگزین مربوط میشود، اما بخش مهمی از آن با خدمات و نیازهای اساسی جامعه گره خورده است. تجهیزات پزشکی، سرنگ، سِت سرم، کیسهی خون، بستهبندی دارو، ظروف نگهداری مواد غذایی، لولههای انتقال آب و بسیاری از اقلام بهداشتی و صنعتی، بدون محصولات پلاستیکی قابل تولید یا استفاده نیستند. از این رو، اختلال در تولید و عرضهی مواد اولیهی پتروشیمی تنها به معنای کمبود برخی کالاهای مصرفی نیست، بلکه میتواند زنجیرهی تامین بخشهایی از نظام سلامت، امنیت غذایی و خدمات عمومی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
یک سو هم البته خبرهای خوب در خصوص بازسازی صنایع پتروشیمی است(۷) که البته زمان میبرد. سوی دیگر هم قوانینی است که شاید حالا اگر اجرایی شوند، میتوانند از مصرف بیرویهی پلاستیک جلوگیری کنند و فشار کمتری به پتروشیمی موشک خوردهی ایران بیاورند. قوانینی که به گفتهی سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس، در سالهای گذشته برای ممنوعیت توزیع رایگان کیسههای پلاستیکی در فروشگاهها تصویب شده بود، اما به دلیل نبود ارادهی اجرایی، این سیاستها بهطور کامل عملیاتی نشد.(۸) اجرای این قوانین میتواند خودش کمکی باشد به کم شدن فشار بر مصرف پلاستیک در ایران در وضعیت موجود. یکی از این مصارف، در همین ماه محرم امسال روی داده و میدهد. ظرفهای پلاستیکی که در هیاتها و مراسمهای مذهبی مصرف میشوند و شاید اجرای قوانین بتواند جلوی این مصرف بیرویهی پلاستیک در این عرصه را بگیرد؛ البته اگر زور قانونگذاران و مجریان، به مداحینی که از آغاز جنگ تا لحظهی نوشتن این سطور، میداندار میادین اصلی شهر هستند، برسد.
مسئلهی پلاستیک در ظاهر کوچک است. بعد از مصرف هم سریعاً به دور انداخته میشود. اما همین مورد مصرفی کوچک، با جنگ و حمله به زیرساختهایی چون پتروشیمی آسیب میبیند. جنگ وقتی زیرساخت را هدف میگیرد، فقط یک سازه را از کار نمیاندازد. اعتماد مردم به فردا را هم زخمی میکند. مردمی که نمیدانند فردا قیمت پوشک و دارو و بستهبندی غذا چه میشود، حتی پس از خاموش شدن صدای انفجار هم در دل جنگ زندگی میکنند.
از موشک تا پلاستیک، فاصلهی زیادی نیست. این فاصله را زنجیرهی زندگی روزمره پر میکند. به همین دلیل است که در اول متن گفته شد که جنگها پس از پایانشان، تمام نمیشوند.
پانوشتها:
۱- قیمت کیسههای پلاستیکی در مراکز خرید، خبرگزاری فارس، ۱۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵.
۲- پشتپردهی گرانی پلاستیک چیست؟ تاثیر آسیب پتروشیمی بر قیمت پلیمرها، خبرگزاری مهر، ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵.
۳- شوک جنگ به بازار پلاستیک، دنیای اقتصاد، ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵.
۴- رئیس اتحادیهی انجمن پلاستیک در گفتگو با “مهر” : ایران در زمینهی تولید مواد پلاستیکی در خاورمیانه رتبهی نخست را دارد، خبرگزاری مهر، ۳ اسفندماه ۱۳۸۲.
۵- بخش عمدهی پلاستیک جهان توسط تعداد محدودی از کشورها و شرکتها تولید میشود، زیرو کربن آنالیتیکس (Zero Carbon Analytics)، اوت ۲۰۲۵.
۶- روایت اتحادیه از وضعیت واقعی بازار مواد اولیهی پلاستیک، ایسنا، ۵ خردادماه ۱۴۰۵.
۷- صنعت پتروشیمی در مسیر بازسازی؛ مصرفکنندگان پلاستیک صرفهجویی کنند، خبرگزاری مهر، ۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۵.
۸- پلاستیک در ایران چرا همچنان بیحساب مصرف میشود؟، خبرآنلاین، ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵.
توسط: علی کلائیبرچسب ها
پایگاه نظامی پتروشیمی پلاستیک جنگ جنگ ایران و اسرائیل جنگ ایران و امریکا خط صلح خط صلح 182 دومینو زیرساخت دوکاربرده زیرساخت دوگانه علی کلائی ماهنامه خط صلح محصولات پلاستیکی موشک