فقر

«میزان حداقل دستمزد کارگران»؛ نرخ وزارت کار برای زیر خط فقر بودن/معین خزائلی
حق بهره مندی از حداقل استانداردهای زندگی از جلمه دسترسی به امکانات اولیه و ضروری بهداشتی و درمانی، خوراک، پوشاک، مسکن و خدمات اجتماعی از جمله حقوق ذاتی و اولیه هر انسان بوده و یکی از حقوق است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر(ماده ۲۵) نیز مورد تاکید و توجه قرار گرفته است. بر اساس […]...
ادامه مطلب
توسط:
معین خزائلی
بحران فقر در ایران؛ آیا هر روز فقیرتر می شویم؟/معین خزائلی
«از دری که فقر وارد شود، از در دیگر ایمان بیرون می رود». این جمله ای است که دست کم عده ای از علمای شیعه، به علاوه عده فراوانی از مردم معتقدند که گوینده آن، امام اول شیعیان بوده است. روایتی که بر اساس آن فقر در جامعه اسلامی مذموم و ناپسند است و این […]...
ادامه مطلب
توسط:
معین خزائلی
تبعیض میان استان ها و عدم وجود بودجه برای بازسازی مدارس؛ در گفتگو با محمدباسط درازهی/ علی کلائی
مشکل بودجه و عدم وجود منابع مالی برای بازسازی و نوسازی مدارس به طور خاص و حوزه آموزش کشور به طور عام، شاه بیت سخنانی بود که محمدباسط درازهی، نماینده مجلس شورای اسلامی از استان سیستان و بلوچستان، مناطق سراوان، سوران، سیب و مهرستان، عضو فراکسیون امید و دبیر اول کمیسیون تحقیقات و آموزش مجلس […]...
ادامه مطلب
توسط:
علی کلائی
مهر نامهربان؛ بررسی وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل در گفتگو با آصفه کامرانی
اول مهر که می خواهد شروع شود، کلی شعر در وصف مهربانی مهر و شور و نشاط تحصیل هست که زمزمه می شود. اما هستند کودکان بی شماری که مهر با آن ها مهربان نبوده و نیست. روز اول مهر برای آن ها روزی است مثل روزهای دیگر؛ پر از یکنواختی و کارهای سخت و […]...
ادامه مطلب
توسط:
مدیر
سیستان و بلوچستان؛ کانون فقر آموزشی و محرومیت/ ایمان فرهی
استان سیستان و بلوچستان از مشکلات آموزشی عدیده ای رنج می برد. این مشکلات در حوزه های سخت افزاری یا عمرانی و نرم افزاری قابل مشاهده است و مسئولین هم متاسفانه به جای تخصیص اعتبار بیش تر جهت کاهش مشکلات و بهبود وضعیت آموزشی، اعتبار لازم را در بودجه سال 1397 آموزش و پرورش کاهش […]...
ادامه مطلب
توسط:
ایمان فرهی
سعید مدنی: معترضان دی ماه، چیزی برای از دست دادن نداشتند
سعید مدنی قهفرخی پژوهشگر ارشد مسائل اجتماعی و روزنامه نگار، صاحب تالیفات متعدد و ارزشمندی به خصوص در حوزه های آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد، فقر، و روسپی گری است. کتاب های “جامعه شناسی روسپیگری”، “اعتیاد در ایران”، “ضرورت مبارزه با پدیده فقر و نابرابری در ایران”، “خشونت علیه کودکان در ایران” و “جنبش […]...
ادامه مطلب
توسط:
سعید مدنی
روایتی عینی از مناطق زلزله زده کرمانشاه و تقسیم طبقاتی کانکس/ جواد لعل محمدی
وطن جان! خسته ام، پایان خواب داستانت کو؟ یک – زلزله کرمانشاه چه پیشینه کوتاه و کارنامه بلندی داشت؛ در حیرتم که آوار خانه ها بود یا فرو ریختن غرور و شخصیت و کرامت انسان ها؟ در روزهای سرد و باران های مکرر و نطلبیده اسفند ماه، در مسیرهای منتهی به سرپل ذهاب، به وفور […]...
ادامه مطلب
توسط:
جواد لعل محمدی
کارورزی، محرومیت و بیکاری جوانان/ بهداد بردبار
کودکانی که در دوران پس از انقلاب به دنیا آمده اند، وارد چهارمین دهه زندگی خود می شوند. بسیاری از آن ها، سال ها در زمان تحصیل و خدمت سربازی در انتظار بوده اند تا بتوانند وارد فضای کسب و کار بشوند. هر چند که این نسل از والدین خود تحصیلکرده تر است، ولی باید […]...
ادامه مطلب
توسط:
بهداد بردبار
اقلیتسازی در جغرافیای قومیتی/ حبیب الله سربازی
اکبر ترکان، مشاور عالی رئیس جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری-صنعتی، سیام دی ماه سال 95 در گفتگو با تابناک از برنامهی دولت برای ارتقای جمعیت تا دستکم 2 و نیم میلیون نفر و اسکان جمعیت جدید در سواحل مکران در جنوب بلوچستان خبر داد. مقالهی پیش رو، به طرح توسعه سواحل مکران، […]...
ادامه مطلب
توسط:
حبیب الله سربازی
دوازده میلیون سپاهِ ذخیرهی گورخوابیاند/ محمد آقازاده
متاسفانه نظام آکادمیک و مراکز پژوهشی در مورد اتفاقاتی نظیر گورخوابی نه نظریه پردازی میکنند و نه به پژوهشهای میدانی، میدان میدهند و نه ما خبر داریم آیا روان شناس و یا روان کاوی وارد گفت و گوی انتقادی با این گورخوابها شدهاند تا ما با دادههای روشن وارد تحلیل شویم؛ به این دلیل هر […]...
ادامه مطلب
توسط:
مدیر
کارتن خوابها؛ چند پیشنهاد ساده/ میلاد پورعیسی
شاید بتوان گفت ضروریترین اقدامی که باید برای یک کارتن خواب و یا جمعیتی از این افراد انجام داد، قائل شدن حق زندگی و شهروندی دقیقاً به مانند دیگر شهروندان است. بی خانمان و کارتن خواب هم درست مانند یک انسان و یک شهروند عادی در کنار حق داشتن سر پناه و خوراک مناسب، بسیاری […]...
ادامه مطلب
توسط:
میلاد پورعیسی
از کودک فروشی تا گور خوابی!/ محمد حبیبی
اینجا راحله میفروشند؛ سیزده ساله، بی شناسنامه، بی هویت، ناقابل! دو میلیون تومان. “دو میلیون را بده، بچه را ببر، هرجا که خواستی”. برادرش میگوید که حالا تنها سرپرست اوست. اینجا پسرکی پنج ساله را میفروشند؛ به امید رسیدن به سرپناهی. “شوهرم تصادف کرده و زمین گیر است، خودم مریضم و پول دکتر ندارم. چارهای […]...
ادامه مطلب
توسط:
محمد حبیبی