اخرین به روز رسانی:

اکتبر ۲۳, ۲۰۲۶

کوله‌ای به سنگینی یک کشور/ مهدی خاکی‌فیروز

کولبری شغل نیست. کولبری نشانه‌ی شکست یک سیاست است. مردی چهل‌ساله را تصور کنید. مدرک دانشگاهی دارد. شب‌ها باری پنجاه‌کیلویی را از گردنه‌های برفی شاهو و قندیل رد می‌کند. مزدش چند صد هزار تومان است. اسم این کار را قاچاق گذاشته‌اند. اقتصاد کشور برای این مرد راه دیگری باقی نگذاشته است.

کارشناسان سازمان ملل به‌تازگی درباره‌ی همین مردان (و چه‌بسا زنان) بیانیه داده‌اند. به گفته‌ی آنان، از آغاز سال ۲۰۲۶ دستکم ۱۲ کولبر با شلیک مرزبانان یا سپاه کشته شده‌اند. از ژانویه تا اوت همین سال ۱۳ سوختبر بلوچ هم جان داده‌اند. مادح کرمانی یکی از آنان بود. ۴۴ سال داشت. روز ۲۸ ژوئیه از خانه‌اش در مریوان بیرون رفت. دیگر برنگشت. باری هم بر دوش نداشت.

مرز در ایران دروازه‌ی تجارت و دیدار نیست. مرز خط آتش شده است. کولبری راه معاش نیست. ساماندهی کولبری هم درمان نیست. شهرهای مرزی در جهان موتور رونق‌اند. ایران هم باید به همین راه برود. کارگر و فروشنده‌ی خرد هم باید سهمی از آزادی اقتصادی داشته باشند.

 

هرچه به مرز نزدیک‌تر، سفره کوچک‌تر

در ایران فقر با دور شدن از مرکز بیش‌تر می‌شود. این الگو در تقریباً همه‌ی آمارهای رسمی پیداست. پاییز ۱۳۹۹ میانگین نرخ فقر کشور ۳۱.۴ درصد بود. همین نرخ در سیستان و بلوچستان به ۶۲ درصد می‌رسید. (۱) از هر ده نفر در این استان، شش نفر زیر خط فقر بودند.

غرب کشور حال بهتری ندارد. مرکز آمار نرخ بیکاری کل کشور را ۸.۱ درصد اعلام کرد. این نرخ برای کرمانشاه ۱۲.۳ درصد و برای کردستان ۱۰.۷ درصد بود. کرمانشاه و کردستان در شاخص فلاکت سال ۱۴۰۲ رتبه‌ی دوم و سوم کشور را گرفتند. (۲)

آمار مسکن همین داستان را تکرار می‌کند. حدود ۳۳ درصد خانوارهای سیستان و بلوچستان در فقر شدید مسکن‌اند. این رقم در تهران صفر است. در سال ۱۳۹۷ نزدیک به ۷۴ درصد خانوارهای این استان هیچ بیمه‌ی اجتماعی نداشتند. (۳)

در چنین وضعی، کوه آخرین کارفرماست. هه‌نگاو در گزارش سالانه‌ی ۲۰۲۴ مرگ ۵۷ کولبر و زخمی شدن ۲۸۲ نفر را ثبت کرد. بیش از ۸۰ درصد این تلفات کار گلوله نیروهای مسلح بود. کولبرنیوز برای همان سال ۵۹ کشته شمرد. ۴۴ نفرشان با شلیک مستقیم مردند. کردپا از ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ دستکم ۲۲۰۶ کشته و زخمی ثبت کرده است. ۵۸۹ نفر از آنان جان باختند.

چهره‌ی کولبر هم عوض شده است. کولبرنیوز می‌گوید سن کولبری به ۱۳ سال رسیده است. یک عضو شورای عالی استان‌ها گفته بیش از نیمی از کولبران لیسانس یا فوق‌لیسانس دارند. بازار کار رسمی این تحصیل‌کرده‌ها را نپذیرفت. کوه پذیرفت.

در بلوچستان آتش هم به گلوله اضافه می‌شود. روزنامه‌ی اعتماد گزارش داده است در سال ۱۴۰۱ خودروهای ۱۷۰ سوخت‌بر در جاده‌های اطراف ایرانشهر و سرباز منفجر شد. ۱۶۸ نفرشان کشته شدند. (۳) هر هفته به‌طور میانگین چهار وانت سوخت‌کش در آتش سوخت. حال‌وش شمار سوخت‌بران کشته‌شده در سال ۱۴۰۲ را دست‌کم ۳۶۶ نفر اعلام کرد. دولت هیچ آماری منتشر نمی‌کند. خانواده‌ها و گروه‌های مدنی مرده‌ها را می‌شمارند. عدد واقعی احتمالاً از همه‌ی این ارقام بزرگ‌تر است.

 

آن سوی دنیا، مرز یعنی بازار

در بخش بزرگی از جهان، شهر مرزی چهارراه است. دو بازار در آن به هم می‌رسند. اختلاف قیمت و تنوع کالا و رفت‌وآمد آدم‌ها از آن، شغل می‌سازد. ایران این منطق را وارونه کرده است. مرز در این‌جا پایان اقتصاد است.

لاردو، جایی میان آمریکا و مکزیک و شهری در جنوب تگزاس است. تجارت دوسویه از گذرگاه‌های این شهر در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۳۹ میلیارد دلار بود. لاردو در آن سال پرترددترین دروازه‌ی تجاری آمریکا در میان ۴۵۰ فرودگاه و بندر و گذرگاه زمینی شد. (۴) هر روز حدود ۱۷ هزار کامیون از پل‌های آن رد می‌شود. (۵) مردم لاردو از انبارداری و حمل‌ونقل و گمرک‌داری نان می‌خورند. در مرزهای غربی ایران همین کار بر دوش آدم‌ها افتاده است.

 

صبح در فرانسه، ظهر در لوکزامبورگ

در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۷ درصد شاغلان لوکزامبورگ کارگر فرامرزی بودند. (۶) این کارگران هر صبح از فرانسه و بلژیک و آلمان می‌آیند. شب به خانه برمی‌گردند. در شهرهای نزدیک مرز در لورن فرانسه، بیش از ۷۰ درصد شاغلان آن سوی مرز کار می‌کنند. (۷) به گزارش یوروستات، ۳۲ درصد شاغلان استان لوکزامبورگِ بلژیک و ۱۸ درصد شاغلان منطقه‌ی تریر آلمان در کشوری دیگر کار می‌کنند. (۸) این آدم‌ها بیمه دارند. حقوق قانونی می‌گیرند. کسی به آنان قاچاقچی نمی‌گوید.

 

کارت تردد به جای ایست بازرسی

اتحادیه‌ی اروپا در سال ۲۰۰۶ مقرراتی برای تردد محلی مرزی تصویب کرد. ساکنان نوار مرزی با این مقررات تا شعاع حدود ۳۰ کیلومتر با یک کارت ساده رفت‌وآمد می‌کنند. این شعاع در موارد استثنایی به ۵۰ کیلومتر می‌رسد. روادید شنگن هم لازم نیست. نوار مرزی در اروپا منطقه‌ی آسان‌گیری است. در ایران همین نوار منطقه‌ی ممنوعه است.

 

شنژن، از شهرک تا کلان‌شهر

شنژن در آغاز اصلاحات اقتصادی چین شهرکی کوچک کنار مرز هنگ‌کنگ بود. پکن آن را نخستین منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی کشور کرد. مرز این شهر به روی سرمایه و کالا و مهارت هنگ‌کنگ باز شد. چهار دهه بعد، شنژن یکی از بزرگ‌ترین کلان‌شهرهای صنعت و فناوری جهان است. همسایگی با یک اقتصاد پویا فرصت است. دیوار این فرصت را هدر می‌دهد.

 

درس تلخ سئوتا و ملیلیه

یک تجربه‌ی جهانی شباهت دردناکی به کولبری دارد. در مرز سئوتا و ملیلیه با مراکش، هزاران زن مراکشی بار بر دوش از مرز رد می‌شدند. اسپانیایی‌ها به آنان پورتادوراس می‌گفتند. ارزش کالای جابه‌جاشده به دست این زنان سالانه بیش از ۱.۴ میلیارد یورو برآورد می‌شد. ازدحام در گذرگاه تاراخال بارها جان این زنان را گرفت. (۹) مارس ۲۰۲۰ مرزها بسته شد و بنا بر اعلام دانشگاه گرانادا هزاران خانوار یک‌شبه بی‌درآمد ماندند. باربری انسانی هیچ‌جا به توسعه نرسیده است. بستن مرز بی‌جایگزین هم فقر را از کوه به خانه می‌برد.

مرهمی کوچک بر زخمی عمیق

پاسخ رسمی به کولبری در این سال‌ها ساماندهی بوده است. کارت کولبری صادر کرده‌اند. سهمیه گذاشته‌اند. مسیر مجاز تعیین کرده‌اند. این کارها شاید شلیک‌ها را در چند نقطه کم کند. اما ریشه‌ی ماجرا سر جایش می‌ماند. ساماندهی کولبری یعنی قبول حمل کالا بر پشت انسان در قرن بیست‌ویکم. هیچ کشوری با قانونی کردن باربری انسانی توسعه نیافته است. کشورها با جاده و کامیون و انبار و گمرک کارآمد پیش رفته‌اند.

بازارچه‌های مرزی قرار بود راه قانونی معیشت مرزنشینان باشند. آن‌ها هم گرفتار همان منطق تنگ‌اند. به گزارش اتاق بازرگانی تهران، تا پایان ۱۴۰۲ فقط ۳۳ بازارچه‌ی مرزی فعال در کشور بود. کل مبادلات مرزنشینان در آن سال حدود ۲ میلیارد دلار بود. (۱۰) این رقم کم‌تر از یک‌صدوپنجاهم تجارت سالانه‌ی لاردو است. دولت پیش‌تر ۳۱ بازارچه‌ی کم‌کار را یک‌جا تعطیل کرد. شمار بازارچه‌ها به کم‌تر از ۲۰ رسید. (۱۱) جواب ناکارآمدی بستن بود.

ریشه‌ی مشکل در خود قواعد است. سقف سهمیه‌ی مرزنشینی بر اساس جمعیت و وضع اقتصادی منطقه تعیین می‌شود. فهرست کالاهای مجاز کوتاه است. این فهرست مدام عوض می‌شود. تعرفه‌ها بالاست. ممنوعیت‌های وارداتی زیاد است. ثبت سفارش و رفع تعهد ارزی هم پیچیده است. همه‌ی این‌ها فاصله‌ی قیمت دو سوی مرز را بزرگ می‌کند. همین فاصله قاچاق را سودآور می‌کند. کولبری در واقع مالیاتی است بر دوش فقیرترین شهروندان. با هر پله تعرفه، راه کوه شلوغ‌تر می‌شود.

زیان این قواعد به مرزنشین محدود نمی‌ماند. مصرف‌کننده‌ی تهرانی و اصفهانی کالای گران‌تر و بی‌کیفیت‌تر می‌خرد. کارخانه‌ی نیازمند مواد اولیه‌ی وارداتی، هزینه‌ی بیش‌تری می‌پردازد. دولت هم از عوارض گمرکی یک تجارت شفاف محروم می‌ماند. در سوخت ماجرا برعکس است. یارانه‌ی سنگین بنزین و گازوئیل، فاصله‌ی قیمتی چند ده برابری با پاکستان و افغانستان ساخته است. سوختبر بلوچ ناخواسته حامل همین شکاف است. سیاست در تهران نوشته می‌شود. تاوانش را سراوان و سردشت می‌دهند.

 

کنترل در گیت، آزادی تا گیت

مانع رونق مرزی فقط در خود مرز نیست. محدودیت‌ها ده‌ها کیلومتر پیش از مرز شروع می‌شود. ایست بازرسی پشت ایست بازرسی است. ساخت‌وساز ممنوع است. تردد شبانه محدود است. غیربومی برای ورود مجوز لازم دارد. نیروهای نظامی همه‌جا هستند. روستای مرزی با این قواعد ارزش همسایگی با یک بازار بزرگ را از دست می‌دهد.

قاعده‌ی تغییر ساده است. همه‌ی بازرسی‌های گمرکی و امنیتی در گیت رسمی انجام شود. گیت تجهیزات مدرن و کارمند کافی داشته باشد. رفت‌وآمد مردم تا لب مرز آزاد باشد. ساخت انبار و فروشگاه و مهمان‌پذیر هم آزاد باشد. اروپا نوار ۳۰ تا ۵۰ کیلومتری مرز را به امتیاز ساکنانش تبدیل کرده است. ایران همین نوار را به محدودیت تبدیل کرده است.

با آزادی تردد تا گیت، بازارچه از چند غرفه‌ی محصور بیرون می‌آید. دورش هتل و رستوران و تعمیرگاه و شرکت حمل‌ونقل و صرافی رسمی و انبار گمرکی می‌روید. باشماق مریوان در سال‌های رونقش مسافر خرید از سراسر کشور جذب می‌کرد. تقاضا هست. اجازه نیست. پژوهش‌های دانشگاهی اثر بازارچه‌های مریوان و کرمانشاه را بر زندگی روستاییان مرزنشین سنجیده‌اند. (۱۲)

گردشگری هم پشت سیم خاردار مانده است. مرز غربی ایران با اقلیم کردستان و ترکیه پر از پیوند زبانی و خویشاوندی است. مرزهای شمالی با ارمنستان و آذربایجان هم همین‌طورند. مرز جنوب شرقی با پاکستان هم همین‌طور است. خانواده‌ها در دو سوی مرز زندگی می‌کنند. عروسی و عزا و جشن مشترک دارند. کوهستان‌ها طبیعت بکری دارند. شهر مرزی آزاد مقصد گردشگر داخلی و خارجی می‌شود.

ایران و پاکستان تفاهم‌نامه‌ای برای ساخت شش بازارچه مشترک در امتداد مرز دو بلوچستان امضا کرده‌اند. پس در حساس‌ترین مرزها هم تجارت محلی شدنی است. قدم بعدی آزادی واقعی تردد است. چند محوطه‌ی محصور دیگر دردی را دوا نمی‌کند.

 

وقتی جواب نان گلوله است

اگر کولبری فقط ناکارآمدی اقتصادی بود، جایش در جدول تعرفه‌ها بود. ماجرا حالا انسانی است. زنجیره‌ی علت‌ها روشن است. سیاست‌های کلان آدم را از کسب‌وکار عادی محروم می‌کند. فقر او را به کوه می‌فرستد. دولت برای مقابله با پیامد سیاست خودش اسلحه می‌کشد. قربانی دو بار مجازات می‌شود. یک بار با بیکاری. یک بار با گلوله.

معیار حقوقی روشن است. سازمان ملل در سال ۱۹۹۰ اصول بنیادین استفاده از زور و سلاح گرم را برای ماموران انتظامی تصویب کرد. بر پایه‌ی این اصول، شلیک مرگبار عمدی فقط برای حفظ جان و در شرایط کاملاً ناگزیر مجاز است. کارشناسان سازمان ملل در بیانیه‌ی تازه‌شان همین را یادآوری کردند. به گفته‌ی آنان، حمل کالا برخلاف قانون گمرک جان کسی را تهدید نمی‌کند. چنین تخلفی شلیک را توجیه نمی‌کند. حمل چند کارتن چای یا لوازم خانگی تخلفی اداری است. جوابش جریمه و ضبط کالاست. جوابش مرگ نیست.

آمارها نشان می‌دهد این اصل در مرزهای ایران رعایت نمی‌شود. در سال ۱۴۰۳ شمار کولبران کشته و زخمی به ۱۸۳ نفر رسید. حدود ۷۸ درصد آنان هدف تیراندازی مستقیم بودند. (۱۳) سازمان هانا مواردی از شلیک از فاصله‌ی بسیار نزدیک را ثبت کرده است. دیده‌بان حقوق بشر هم زور مرگبار علیه کولبران را بخشی از سرکوب جوامع به حاشیه‌رانده‌ شده‌ی کرد دانسته است.

پشت هر عدد یک خانواده است. میلاد تاباد ۲۸ سال داشت. مرزبانان به سرش شلیک کردند. ماه‌ها در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود. خانواده‌اش پول ادامه‌ی درمان را نداشتند. او را به خانه بردند. خودشان پرستارش شدند. میلاد ۱۸ اوت ۲۰۲۶ درگذشت. خشونت مرزی خانواده‌ها را فقیرتر از قبل می‌کند. پسر کولبری که پدرش را از دست داده، احتمالاً کولبر بعدی است.

مرز خط قلمرو کشورهاست. مرز ترازوی ارزش جان آدم‌ها نیست. دولتی که مرز را با گلوله نگه می‌دارد، چند کالای گمرک‌نشده را از جان شهروندش گران‌تر می‌داند.

 

آزادی، سهم کارگر و دستفروش

در بحث‌های اقتصادی ایران، آزادسازی معمولاً یعنی آزادی واردکننده‌ی بزرگ و خصوصی‌سازی و آزادی قیمت. این آزادی به صاحب سرمایه و دارنده‌ی کارت بازرگانی می‌رسد. به کارگر و فروشنده‌ی خرد نمی‌رسد. شرکتی با مجوز رسمی ده‌ها کانتینر کالا وارد می‌کند. مرزنشینی چند بسته کالا برای مغازه‌ی روستایش می‌آورد. اولی تاجر است. دومی قاچاقچی است و شاید جانش را هم بدهد. اسم این تبعیض امتیاز است. اسمش آزادی نیست.

آمارتیا کومار سن، اقتصاددان برنده‌ی نوبل است. او در کتاب «توسعه به مثابه آزادی» توسعه را با گسترش انتخاب‌های واقعی مردم می‌سنجد. رشد تولید به‌تنهایی معیار او نیست. از نگاه سن، آزادی مبادله و آزادی جست‌وجوی کار خودشان بخشی از توسعه‌اند. با این معیار، کولبر از توسعه محروم است. آزادانه کار نمی‌کند. کالایش را آزادانه نمی‌فروشد. برای دیدار خویشاوندش آزادانه از مرز نمی‌گذرد.

هرناندو دسوتو اقتصاددان پرویی است. سال‌ها اقتصاد غیررسمی را در کشورهای فقیر بررسی کرد. یافته‌اش ساده بود. فقرا از سر بی‌قانونی در حاشیه کار نمی‌کنند. ورود به اقتصاد رسمی برایشان بیش از حد گران است. مجوز و کاغذبازی و زمان راه را بسته است. کولبر و سوخت‌بر نمونه‌ی کامل همین وضع‌اند. قانون راهی برایشان نگذاشته است. راه درست ارزان کردن رسمی شدن است. گران کردن غیررسمی ماندن با گلوله راه درست نیست.

شهر مرزی به چند آزادی ساده نیاز دارد. کارگر مرزنشین با یک مجوز ساده در دو سوی مرز کار کند. بیمه و حقوق قانونی داشته باشد. کارگر فرانسوی در لوکزامبورگ همین‌طور کار می‌کند. ساکن نوار مرزی کارت تردد محلی داشته باشد. ایست‌های پی‌درپی در خاک کشور خودش برچیده شود. مبادله‌ی کوچک خانوار و کسب‌وکار محلی تعرفه‌ای ساده و ثابت داشته باشد. فهرست کالاهای ممنوع کوتاه شود. ساخت فروشگاه و انبار و اقامتگاه و دفتر حمل‌ونقل در نوار مرزی مجوز امنیتی چندلایه نخواهد. این‌ها رویا نیست. وضع عادی مرز در بخش بزرگی از جهان همین است.

صدای مخالفان و قدم‌های بعدی

ترس از ناامنی: این استدلال مخالفان جدی دارد. حرف آنان هم شنیدنی است. مدافعان سیاست فعلی می‌گویند از مرزهای غربی و جنوب شرقی سلاح و مواد مخدر و گروه مسلح عبور می‌کند. به نظر آنان تردد آزاد کنترل را سخت می‌کند. این نگرانی واقعی است. جوابش گیت مجهز و کار اطلاعاتی هدفمند است. نظامی کردن کل نوار مرزی جوابش نیست. داده‌ها نشان می‌دهد بسیاری از قربانیان باربر کالای مصرفی بوده‌اند. بعضی حتی باری نداشتند. گلوله به این آدم‌ها امنیت نمی‌سازد.

نگرانی برای کارخانه‌ها: گروهی می‌گویند واردات آزاد از مرز تولید داخلی را از پا درمی‌آورد. کالا همین حالا هم وارد می‌شود. فقط از راه کوه و بی‌عوارض. تعرفه‌ی شفاف و معقول و قابل وصول پشتیبان تولید است. دیوار تعرفه فقط قاچاق را پرسودتر می‌کند.

گره یارانه‌ی سوخت: آزادی صادرات خرد سوخت بدون اصلاح یارانه ثروت عمومی را از کشور بیرون می‌برد. این ایراد درستی است. راه پایدار برای بلوچستان اصلاح تدریجی قیمت سوخت است. جبران نقدی برای خانوارها و مشاغل جایگزین هم باید همراهش باشد.

 

شش قدم برای فردای مرز

اصلاحات اقتصادی و امنیتی در مرزها، اجزای مختلفی دارد. ولی به نظر نگارنده، شش راهکار در اولویت هستند.

۱. شلیک به کولبران و سوختبران بی‌سلاح فوراً متوقف شود. آمار رسمی تلفات منتشر شود. هر مرگ تحقیق مستقل داشته باشد. کارشناسان سازمان ملل همین را خواسته‌اند.

۲. کنترل‌های محسوس به گیت رسمی منتقل شود. محدودیت‌های تردد در نوار مرزی برداشته شود.

۳. ساکنان نوار مرزی با توافق دوجانبه کارت تردد محلی بگیرند.

۴. تعرفه‌ی ساده و ثابت برای تجارت خرد جای سهمیه‌های محدود مرزنشینی را بگیرد. فهرست کالاهای ممنوع کوتاه شود.

۵. دولت در جاده و انبار گمرکی و حمل‌ونقل سرمایه بگذارد. کالا با کامیون جابه‌جا شود. شانه‌ی انسان جای کامیون نیست.

۶. یارانه‌ی سوخت تدریجی اصلاح شود. خانوارهای سوختبر جبران نقدی و شغل جایگزین بگیرند.

 

 

پانوشت‌ها:
۱- رتبه‌بندی استان‌ها از نگاه فقر/تعداد محرومان ایران؛ ۲۶ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر، همشهری آنلاین، ۳ شهریورماه ۱۴۰۰.
۲- ​نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در مورد استان‌های کردنشین چه گفته‌اند؟، تجارت‌نیوز، ۳۱ خردادماه ۱۴۰۳.
۳- روایتی تکان‌دهنده از ایرانشهر و سوختبرهایش/ وقتی بچه می‌پرسه پدر من چرا کشته شد، بگو به خاطر نان سوخت، اعتماد، ۲۵ خردادماه ۱۴۰۲.
۴- ماهونی، نوی، آمریکا در سال ۲۰۲۴ با ثبت ۸۴۰ میلیارد دلار تجارت با مکزیک، به بالاترین حجم مبادلات تجاری تاریخ خود با یک کشور دست یافت. فریت‌ویوز، ۱۱ فوریه ۲۰۲۵.
۵- لیندن، تیم، بندر لاردو همچنان پرترددترین گذرگاه ورودی تجارت با مکزیک است، پرودیوس نیوز، ۲۵ مارس ۲۰۲۵.
۶- کارگران فرامرزی در سال ۲۰۲۳، ۴۷ درصد از نیروی کار ۵۰۰ هزار نفری لوکزامبورگ را تشکیل می‌دادند، کرونیکل لو، ۱۳ می ۲۰۲۵.
۷- اشیمیتزی، یوانا، افزایش تعداد کارگران فرامرزی. پیپرجَم، ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴.
۸- بیش از ۱۲٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ برای کار میان مناطق مختلف کشورهای خود رفت‌وآمد می‌کردند، یورواستات، ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳.
۹- انجمن حقوق بشر اندلس (APDHA) از بی‌تفاوتی نگران‌کننده در برابر مرگ‌های مکرر زنان باربر مرزی انتقاد کرد، ال فارو دِ سئوتا، ۲۹ آگوست ۲۰۱۷.
۱۰- سهم مرزنشینان از مبادلات تجاری چقدر است؟، تعادل، ۱۵ آبان‌ماه ۱۴۰۳.
۱۱- تعطیلی ۳۱ بازارچه‌ی مرزی با تصمیم هیات دولت، عصر ایران، ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۰.
۱۲- جلالیان، حمید، و نعیم‌آبادی، نازنین، توسعه اقتصادی روستاهای مرزی با تاکید بر بازارچه‌ها (مطالعه موردی: مرز مریوان–باشماق). مجله‌ی مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی، زمستان ۲۰۲۰، دوره‌ی ۱، شماره‌ی ۱، ۹۴-۷۹.
۱۳- در سال ۱۴۰۳ دست‌کم ۵۲ کولبر در ایران کشته و ۱۳۱ تن دیگر زخمی شدند، ایران اینترنشنال، ۲ فروردین‌ماه ۱۴۰۴.
توسط: مهدی خاکی‌فیروز
اکتبر 23, 2026

برچسب ها