
گفتگو با سارا یوسفی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت دربارهی قطعی اینترنت در زمان جنگ/ نفیسه شرفالدینی
در سالهای اخیر، فناوریهای دیجیتال، اینترنت و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نقش مهمی در افزایش استقلال و دسترسپذیری برای افراد دارای معلولیت ایفا کردهاند. برای بسیاری از این افراد، صفحهخوانها، اپلیکیشنهای مسیریابی، خدمات آنلاین، شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوشمند تنها امکانات رفاهی نیستند، بلکه ابزارهایی ضروری برای کار، آموزش، ارتباطات و حتی انجام امور روزمره به شمار میروند. از همین رو، اختلال یا محدود شدن دسترسی به اینترنت میتواند تاثیری فراتر از یک مشکل فنی داشته باشد و بر استقلال، اشتغال و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت اثر بگذارد. در همین زمینه، با سارا یوسفی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت، متخصص حوزهی دیجیتال مارکتینگ و سئو (SEO) و از کنشگران حوزهی دسترسپذیری (Accessibility) دیجیتال، دربارهی نقش فناوری در زندگی افراد دارای معلولیت و پیامدهای قطعی و محدودیتهای اینترنت بر این جامعه گفتگو کردهایم.
در ادامه متن کامل این گفتگو را میخوانید:
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید نوع معلولیت شما چیست و چه فعالیتهایی در حوزهی حقوق افراد دارای معلولیت انجام میدهید؟
سلام، من سارا هستم. ۳۸ سال دارم و در رشتهی نرمافزار تحصیل کردم. زمانی که تصمیم گرفتم این رشته را بخوانم کمبینا بودم و از خط بریل استفاده میکردم. در عین حال، بیناییام به تدریج در حال کم شدن بود. در سن ۲۱ سالگی درست بین کنکور کاردانی به کارشناسی بود که به طور کامل بیناییام را از دست دادم.
اولین باری که کسبوکار خودم را راهاندازی کردم سال ۹۳ بود. الان سالهاست که در حوزهی دیجیتال مارکتینگ و سئو کار میکنم.
از زمان کرونا حضور آدمها در فضای مجازی پررنگتر شد و استارتآپها و اپلیکیشنها جایگاه بهتری پیدا کردند. در همان دوره این پرسش نیز پررنگتر شد که سهم افراد نابینا و کمبینا از این خدمات چیست و تا چه اندازه میتوانند از اپلیکیشنها، وبسایتها و پلتفرمهای مختلف استفاده کنند. من دستکم در پروژههایی که خودم روی آنها کار میکردم، تلاش میکردم اصول دسترسپذیری را رعایت کنم. چند سال پیش، ویدئویی در اینستاگرام منتشر کردم و در آن پیشنهادی برای بچههای تپسی داشتم و در مورد مقولهی دسترسپذیری تپسی برای افراد نابینا صحبت کردم. تپسی توی تنظیمات پروفایل گزینهای دارد که شما میتوانید مشخص کنید که ویلچر یا عصا دارم، کمشنوا یا ناشنوا هستم، اما بچههای نابینا را اینجا ندیده بودند. افراد کمبینا و نابینا پس از ثبت سفر ناچار بودند به راننده اطلاع دهند که دارای آسیب بینایی هستند تا بتوانند خودرو را پیدا کنند. اگر جای شلوغی بود واقعاً پیدا کردن ماشین سخت میشد. بارها شده بود که راننده گفته بود خانم من داشتم دست تکان میدادم، من را نمیدیدی؟ موقع پیاده شدن هم مشکل به وجود میآمد. وقتی راننده متوجه نیست که شما نمیبینید، ممکن است در لوکیشن نادرست پیادهتان کند و این برای منی که نمیبینم دردسر درست میکند؛ مخصوصاً اگر مقصدم جای ناآشنایی باشد.
من هدفم این است که فرهنگسازی کنم و کسبوکارها را با مفهوم دسترسپذیری آشنا کنم تا وبسایتها و نرمافزارها به گونهای طراحی شوند که افرادی که شرایط خاص دارند، نابیناها، دوستان کمشنوا، ناشنوا و دوستان جسمی-حرکتی بتوانند با آنها به راحتی کار کنند و از خدماتشان استفاده کنند.
یک روز عادی در زندگی شما چگونه میگذرد؟ چه موانعی را به دلیل وضعیت زیرساختی و شهری تجربه میکنید؟
روز من با گوشی، لپتاپ، بررسی سایتها و تولید محتوا شروع میشود. چالشهای اصلی وقتی شروع میشود که پایم را از خانه بیرون میگذارم. شهر برای ما طراحی نشده. پیادهروها مناسبسازی نشده. برای من سوال است که چرا ارگانی مثل شهرداری با وظایفش بیگانه است و معابر برای عبور و مرور افرادی با شرایط خاص مناسبسازی نشده. حتی توی شهری مثل تهران که میگویند بیشترین امکانات را دارد هم پیادهروهایی داریم که وضعشان داغان است و رد شدن از آنها برای کسی مثل من یا کسی که ویلچر دارد، یا افراد مسن سخت است. البته توی پیادهروها گاهی خط مخصوص نابینایان وجود دارد، اما خیلی وقتها استاندارد و قابل اطمینان نیست. یادم هست یک بار خط نابینایان مستقیم میرفت توی تیر برق!
یک مسئلهی دیگر، آژانسهای هواپیمایی است که رسماً میخواهند ما را از جامعه خط بزنند. در خیلی از آنها درخواست صندلی چرخدار و بالابر امکانپذیر نیست و خدمات ویژه برای افراد نابینا در نظر گرفته نمیشود که این، تنها سفر کردن را برای ما مشکل میکند.
چالش دیگر برای افراد نابینا، بیتوجهی سیستم بانکداریمان است. میروی بانک، میگویند باید یک معتمد معرفی کنی و شخصیت و شعور خودت را نادیده میگیرند، با این بهانه که شاید کسی بخواهد سرت کلاه بگذارد؛ و اگر کار بانکی داشته باشی، حتماً باید یک نفر را معطل خودت کنی. مورد دیگر اینکه من وقتی میخواهم از کارتهای عابر بانکم استفاده کنم نمیتوانم آنها را از هم تشخیص بدهم. اگر بانکها با خط بریل یا به شکل برجسته روی کارتها مشخص کنند چه بانکی هستند تشخیص آنها برای ما راحتتر میشود ولی فعلاً که چنین اتفاقی نیفتاده.
در ایران بانکداریمان، استارتآپهایمان و کسبکارهای مختلف افراد دارای معلولیت را در نظر نمیگیرند. مثلاً من در تهران تنها دو رستوران را دیدم که منویی با خط بریل داشتند.
از طرفی، چالش فرهنگی هم داریم؛ مثلاً مردم ماشین و موتورهایشان را جلوی پلها، رمپهای مخصوص عابران پیاده و معلولان و محلهایی که جای عبور و مرور است پارک میکنند و این برای ما مشکل ایجاد میکند.
یا اگر بخواهم با اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی تاکسی بگیرم، زمانی که گزینهی «دارای معلولیت» را انتخاب میکنم، خیلی از رانندهها با دیدن این گزینه سفر را لغو میکنند و مسافران نابینا یا با ویلچر را قبول نمیکنند؛ تازه این در شرایطی است که وقتی مسافر معلولیت داشته باشد، اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی از راننده کمیسیون نمیگیرند.
وقتی من با عصا توی مترو یا پیادهرو راه میروم متوجه میشوم مردم به عصا بیتوجه هستند. مربی تحرک و جهتیابیام وقتی کار با عصا را به من یاد میداد گفت «فکر نکن کسی که از روبهرو میآید تو را میبیند. اکثراً حواسشان نیست.» الان عصای من پایینش کمی کج شده، دلیلش عابرهایی است که بیتوجه و با عجله رد شدند و به آن ضربه زدند و باعث شدند کج شود. گاهی شده خصوصاً در مترو کسی با سرعت از کنار من رد شده و عصای من به پایش گیر کرده و عصایم چندین متر آنطرفتر پرت شده.
گاهی هم مردم میخواهند کمک کنند اما ناخواسته کار ما را سختتر میکنند؛ شده یکی آمده یکهو دستم را گرفته و با خودش کشیده و بدو بدو شروع به رفتن کرده. کسی که اصلاً نمیداند من کجا میخواهم بروم. البته این کار را با نیت خیر میکنند، ولی ما قطعاً نیاز داریم قبل از کمک کردن، از ما سوال بپرسند. البته من خرده نمیگیرم، چون در رسانهها و سیستم آموزشیمان به مردم یاد ندادهاند که با یک فرد دارای معلولیت چطور رفتار کنند.
آیا از فناوریهای هوشمند و ابزارهای دیجیتال برای تسهیل زندگی روزمره استفاده میکنید؟ این ابزارها چه کمکی به شما میکنند؟
بله، خیلی زیاد. افراد دارای معلولیت هر چقدر بیشتر با تکنولوژی اخت شوند کیفیت زندگیشان بهتر میشود. من چون در اینستاگرام خیلی فعال هستم، خیلی وقتها برای خیلیها سوال پیش میآید که یک فرد نابینا چطور میتواند با گوشی یا لپتاپ کار کند. الان نرمافزارهایی وجود دارند که به کمک ما میآیند. چه روی کامپیوتر، چه روی گوشی یک سری نرمافزارهایی هستند که بهشان میگویند موتور صوتی TTS و اسکرین ریدر یا صفحهخوان که قابلیت این را دارند که هر متنی که روی مانیتور، یا روی صفحهی گوشی نمایش داده میشود به غیر از عکسنوشتهها را بخوانند. البته حتی برای عکسنوشتهها هم راهکارهایی وجود دارد. این نرمافزارها زبان انگلیسی را پشتیبانی میکنند و خوشبختانه شرکتهای داخلی نیز ابزارهای مکملی توسعه دادهاند که امکان استفاده از زبان فارسی را فراهم میکنند و من از طریق آن نرمافزارها میتوانم از کامپیوتر و گوشی استفاده کنم.
نرمافزارهای صفحهخوان روی لپتاپ و گوشی، به من اجازه میدهند کار سئو بکنم و در شبکههای اجتماعی فعال باشم. اپلیکیشنهای خرید آنلاین، مسیریابهای صوتی و برنامههایی که با هوش مصنوعی متنِ روی تصاویر، اجناس، منوی رستورانها، اسکناسها و غیره را میخوانند، هم خیلی جاها به من کمک میکنند. کلاً هوش مصنوعی خیلی به کمکم میآید. مثلاً من همین امروز صبح که میخواستم بروم بیرون از جمینای (Gemini) خواستم که ببیند کفشم کثیف است یا نه!
در روزهایی که اینترنت در ایران با قطعی گسترده مواجه شد، چه تغییراتی در زندگی روزمرهی شما ایجاد شد؟
واقعاً احساس فلج شدن و درماندگی داشتم. همانطور که گفتم من برای خیلی از کارهایم به اینترنت و خصوصاً هوش مصنوعی وابستهام. وقتی اینترنت قطع شد، ناگهان استقلالی که سالها برایش تلاش کرده بودم از من گرفته شد و دوباره برای انجام کوچکترین کارها به دیگران محتاج شدم. تمام پروژههای کاریام هم متوقف شدند و عملاً بیکار شدم. در آن دوران بیشتر کتاب میخواندم و سعی میکردم با کارهای دیگر سرم را گرم کنم. چارهی دیگری نبود.
در جریان جنگ، بحث «اینترنت ملی» و نوعی دسترسی دوگانه به اینترنت بار دیگر مطرح شد؛ یعنی گروهی به اینترنت جهانی دسترسی داشتند و گروهی دیگر نداشتند. شما این وضعیت را چگونه تجربه کردید و چه تاثیری بر زندگی و کار افراد دارای معلولیت گذاشت؟
خیلی از افراد دارای معلولیت، کارهای فریلنسری و آنلاین میکنند؛ چون برای خیلی از ما رفتوآمد در شهر و پیدا کردن شغل حضوری ساده نیست. به همین خاطر وقتی اینترنت قطع میشود، ممکن است درآمد ما هم کاملاً قطع شود. اینترنت طبقاتی تبعیضی را که از قبل وجود داشته بیشتر میکند، چون معمولاً افراد دارای معلولیت جزو گروههایی نیستند که سیمکارت سفید داشته باشند و به اینترنت بدون محدودیت دسترسی پیدا میکنند. بهعلاوه، وقتی اینترنت ملی میشود، خیلی از ابزارهای توانبخشی که به سرورهای خارج از کشور وصل هستند از کار میافتند و زندگی روزمرهی ما سختتر میشود.
آیا در زمان بحران، راههای جایگزینی برای ارتباط با مخاطبان، دوستان یا شبکههای حمایتی خود پیدا کردید یا عملاً برخی ارتباطات از دسترس خارج شدند؟ نظرتان در مورد اپلیکیشنهای داخلی چیست؟
وقتی اینترنت قطع شد واقعاً خیلی از ارتباطات هم قطع شد. دوستانی بودند که من از طریق اینستاگرام با آنها در ارتباط بودم که در این مدت خبری ازشان نداشتم.
در مورد اپلیکیشنهای داخلی هم مشکل اصلیشان این است که متاسفانه خیلی دسترسپذیری مناسبی ندارند. مثلاً اپلیکیشن «بله» که در دوران قطعی اینترنت کار میکرد واقعاً دسترسپذیر نیست و باگهای زیادی دارد. در میان اپلیکیشنهای داخلی، بیشتر در بخش خصوصی تا حدی به دسترسپذیری توجه شده است. حتی وبسایت خود بهزیستی هم اصلاً مناسب نیست. حتی مرحلهی ورودش هم دسترسپذیر نیست. وقتی نهاد مسئولی مثل بهزیستی وضعیتش این است، دیگر چه انتظاری میتوان از پلتفرمهای دیگر داشت.
به نظر شما زیرساختهای ارتباطی و دیجیتال ایران تا چه اندازه نیازهای افراد دارای معلولیت را در نظر میگیرند؟
توی دنیا خیلی از وبسایتها نسخهی دسترسپذیر دارند، ولی توی ایران متاسفانه اینطور نیست. در ایران، تعداد وبسایتها و اپلیکیشنهای خدماتی که استاندارد دسترسپذیری را به خوبی رعایت کرده باشند کم است و معمولاً قشری را که از اسکرین ریدر استفاده میکنند لحاظ نمیکنند. اصلاً توی ایران هنوز خیلیها آگاهی ندارند که یک فرد نابینا میتواند با کامپیوتر و گوشی کار بکند. با این حال اپلیکیشنهایی مثل اسنپ، تپسی، بازار، دیوار و غیره در برههای از زمان تصمیم گرفتند دسترسپذیری را رعایت کنند، اما ایراد بزرگی که بهشان وارد بود این بود که وقتی آپدیت میدادند این دسترسپذیری از بین میرفت. و در مقابل نرمافزارهای معروفی هم داریم که اصلاً دسترسپذیر نیستند، مثلاً نرمافزار دیجیکالا که من روی گوشی اصلاً نمیتوانم با آن کار کنم. در کل، متاسفانه فضای دیجیتال ایران هنوز افراد دارای معلولیت را به عنوان کاربر به رسمیت نشناخته است.
با تشکر از فرصتی که در اختیار خط صلح قرار دادید.
برچسب ها
اسنپ افراد دارای معلولیت اینترنت ملی تپسی جنگ جنگ ایران و اسرائیل جنگ ایران و امریکا حقوق معلولان خط صلح خط صلح 182 دسترس پذیری دیجی کالا سارا یوسفی قطعی اینترنت کارآفرین ماهنامه خط صلح