اخرین به روز رسانی:

ژانویهٔ ۲, ۲۰۲۶

معرفی کتاب: «مدیریت آریستوکراتیک»

کتاب مدیریت آریستوکراتیک به قلم احمد فعال، پژوهش‌گر و تحلیل‌گر مسایل نظری در سیاست و جامعه‌شناسی، در سال ۱۴۰۳ منتشر شده است. نویسنده، این‌کتاب را براساس تجربیاتی به رشته‌ی تحریر درآورده که در سه حوزه‌ی مدیریت، صنعت نفت و جامعه‌شناسی سیاسی به‌دست آورده است. تجربه‌ی نخست به تحصیلات پایه‌ای او در کارشناسی مدیریت مربوط است، این مطالعات، به نویسنده کمک کرده تا با شناخت مناسبات مدیریت و نظام دیوان‌سالاری در ایران، محصول تجربه و تحقیقات خود را به متن بیافزاید. تجربه‌ی دوم، ۳۴ سال خدمت در بخش‌های مختلف بزرگ‌ترین نظام صنعتی و اداری کشور، یعنی صنعت نفت است. سرانجام تجربه‌ی سوم تخصص و حرفه‌ی نویسنده بعد از کارشناسی، در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی است که در مجموع برای نویسنده این فرصت را فراهم آورده تا تبیین جامعه‌شناختی خود را درباره‌ی نظام مدیریت در یک مجموعه گردآوری نماید. این پیشینه‌ی علمی و تجربی این امکان را ایجاد کرده تا نویسنده نگاهی جامع در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و تاریخی به نظام دیوان‌سالاری و شکل‌گیری مناسبات و تفکری که منجر به فسادهای اداری می‌شود، داشته باشد. نویسنده‌ی کتاب کوشش کرده تا ضمن ارائه‌ی بحث‌های نظری و علمی در این خصوص، پاره‌ا‌ی از تجربیات خود را در نظام اداری و صنعتی کشور، در معرض قضاوت خوانندگان قرار ‌دهد.

مطالعه‌ی این‌کتاب، دیدگاهی کلی درباره‌ی نظام دیوان‌سالاری از زمان هخامنشیان تا دوران معاصر و تاثیر آن در جامعه‌ی ایران ارائه می‌نمایند، در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «در تاریخ ایران، از ایام هخامنشیان تا کنون، نظام دیوان‌سالاری یکی از ستون‌پایه‌های قدرت سیاسی بوده است. دولت هخامنشیان در زمان خود، یکی از نیرومندترین دیوان‌سالاری‌ها را در جهان تشکیل داد. ارتش، بخشی از این دیوان‌سالاری محسوب می‌شد. این دولت توانست به یمن نظام دیوان‌سالاری، قدرت سیاسی را به یک امپراطوری بزرگ تبدیل کند. از آن زمان، دولت بر تمام امور مسلط بود. اقتصاد، فرهنگ و حیات اجتماعی ایرانیان در پرتو قدرت سیاسی ادامه‌ی حیات پیدا کرد. در حقیقت سه‌قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در یک کانون متمرکز شده بودند». و در بخشی دیگر، به تفاوت دیدگاه حاکمان ایران و غرب، در موضوع دیوان‌سالاری می‌پردازد: «در  برخلاف تاریخ غرب که همواره شاهد درگیری، تضاد و جنگ میان سه قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بودیم، در ایران دو قدرت اقتصادی و فرهنگی و نمایندگان آن‌ها، همیشه زائده‌ی قدرت سیاسی محسوب می‌شدند. نظام دیوان‌سالاری نقش درهم تنیدگی این سه قدرت را در یک سامانه‌ی پیچیده‌ی اداری بر عهده داشت. یکی از ویژگی‌های مهمی که اغلب مورخین و جامعه‌شناسان در باره‌ی جامعه‌ی ایرانی و رابطه‌ی آن با قدرت سیاسی اشاره می‌کنند، فقدان نظام ملک‌داری و عدم وجود طبقه‌ی اشراف در ایران است. صاحبان املاک در تمام اداوار، باید در سایه‌ی قدرت سیاسی به حیات خود ادامه می‌دادند. بدون حمایت قدرت سیاسی عملاً هیچ مصونیتی برای صاحبان املاک وجود نداشت. این در حالی است که در غرب، ما شاهد یک نظام حقوقی فراگیر بودیم که وجود نظام ملک‌داری و طبقه‌ی اشراف را تامین و تضمین می‌کرد».

یکی از موضوعات مهمی که در کتاب به آن پرداخته شده، این است که طبقه‌ی آریستوکرات‌ها یا همان اشراف، وقتی در نظام ملک‌داری وضع خود را بی‌ثبات دیدند، دنباله‌ی حیات خود را در نظام دیوان‌سالاری ادامه دادند. این روند به این معنا نبود که اشراف با یک برنامه و آگاهی از پیش تعیین‌شده وارد نظام دیوان‌سالاری شده باشند، بلکه ضرورت حفظ نظام ملک‌داری، در برابر قدرت متمرکز و فراگیر شاهان بود که بخشی از اشراف را به‌عنوان کارگزاران دستگاه سیاسی به مقام دبیری و دیوانی کشاند.

یکی دیگر از مباحثی که در این کتاب مورد توجه قرار می‌گیرد، مسئله‌ی نظام دیوان‌سالاری و گسترش فساد در نظام اداری کشور است، نویسنده در این‌باره این‌گونه می‌نویسد: «نفوذ آریستوکراسی چه در هیات زمین‌داران و چه در هیات فکری، یکی از عوامل مهم ناکارآمدی دستگاه دیوان‌سالاری محسوب می‌شد. گسترش فساد اداری به عوامل متعددی وابسته است که نمی‌توان آن‌را صرفاً به وجود و نفوذ طبقه‌ی اشراف وابسته دانست. اما وجود مدیران آریستوکرات که مهم‌ترین ویژگی آن‌ها وابستگی به کانون‌های قدرت سیاسی است، از عوامل مهم ناکارآمدی دستگاه دیوان‌سالاری محسوب می‌شود، (رشته‌ی این عوامل، در متن کتاب مورد بحث قرار گرفته است) اما این عوامل بدون یک طرز تفکر که آریستوکراسی منادی آن بود، نمی‌توانست در نظام اداری کشور محل عمل پیدا کند. در دوران پس از انقلاب، نظام اداری از همان آغاز، وابستگان به آریستوکراسی را از میان برداشت و نوعی مدیریت پرولتاریایی و یا اصطلاحاً مدیریت انقلابی را در دستور کار قرار داد. اما با توجه به وضعیت سرشتی نظام دیوان‌سالاری از یک سو و وابستگی طبقاتی جریان سنت‌گرایی به طبقه‌ی اشراف و منزلت‌های طبقاتی از سوی دیگر، اندیشه‌ی آریستوکراسی از دهه‌ی دوم انقلاب به بعد، در دیوان‌سالاری‌ها رواج پیدا کرد. در نتیجه، طبقه‌ا‌ی به‌وجود آمد که از این طرز تفکر نمایندگی می‌کرد و سپس کل نظام دیوان‌سالاری را به تصرف خود در آورد».

در خاتمه باید اشاره کرد، بنا به این‌که کتاب حاضر محصول سه تجربه بود و نویسنده حیف دانست این تجربه‌ها را در توضیح منشات فساد و نقش مدیریتی که مولود تاریخی آریستوکراسی است، تلفیق نکند، از این نظر مطالعه‌ی آن به دانشجویان و پژوهندگان رشته‌های مدیریت، جامعه‌شناسی و علوم‌سیاسی و یا علاقه‌مندان به این حوزه‌ها توصیه می‌شود.

 

 

نام کتاب: مدیریت آریستوکراتیک

نویسنده: احمد فعال

سال انتشار:  ۱۴۰۳

ناشر: نقد فرهنگ

توسط: احمد فعال
مارس 21, 2025

برچسب ها

آریستوکراتیک آریستوکراسی احمد فعال جامعه شناسی خط صلح خط صلح 167 دیوان سالاری فساد ماهنامه خط صلح مدیریت آریستوکراتیک معرفی کتاب هخامنشیان