آن چه که برای اقلیت های جنسی لازم است، اما کافی نیست/ رضوانه محمدی

اخرین به روز رسانی:

مهٔ ۲۲, ۲۰۲۶

آن چه که برای اقلیت های جنسی لازم است، اما کافی نیست/ رضوانه محمدی

رضوانه محمدی

حقوق اقلیت های جنسی در ایران حتی برای بخش کثیری از اپوزیسیون نیز امری حاشیه ای و یا نه چندان مهم تلقی می شود. از آن دست حقوقی که صحبت از آن یا به فردای پس از جمهوری اسلامی حواله داده می شود و یا به شکلی بدیهی تنها به حق حیات این افراد می پردازند. همجنسخواهی یا تابو است و یا موضوعی فرعی.

اما حقیقت آن است که برای اعضای جامعه اقلیت های جنسی ایران این حقوق نه فرعی هستند و نه حاشیه ای؛ بلکه چهارچوب اصلی زندگی شان را تشکیل می دهد. حق حیات به معنای حق زندگی کردن و امکان مواجهه با حکم اعدام برای همجنسخواهان بخشی از معضل بوده و بخش دیگر، حق حیات اجتماعی و زندگی کردن فارغ از تبعیض است.

در آستانه 17 ماه مه، روز مبارزه با همجنسگراستیزی، دوجنسگراستیزی، ترنس ستیزی و بیناجنسی هراسی (1)، می توان به حیات اجتماعی زیرزمینی و تحت فشار همجنسگرایان و دوجنسگرایان در ایران اشاره کرد. روابط عاطفی و سبک زندگی این افراد به شکل گسترده از سوی خانواده و جامعه نادیده انگاشته می شود و عواملی چون فشارهای قانونی، جرم انگاری همجنسگرایی و ترس از اخراج از محیط های آموزشی و یا محل کار نیز شرایط را بغرنج تر می کند. دانش آموزان همجنسخواه (همجنسگرا و یا دوجنسگرا) در صورت آشکار شدن گرایش جنسیشان در خطر اخراج از مدرسه و گزارش وضعیت به خانواده قرار دارند که خود می تواند عامل بروز خشونت های بعدی شود. در قوانین کیفری ایران بوسیدن و در آغوش کشیدن عاشقانه دو همجنس نیز جرم انگاری شده است (ماده 237 قانون مجازات اسلامی). اما در عمل اجرای قانون به همین جا ختم نمی شود. اخراج بازیکنان زن فوتبالیست و یا تعطیلی تیم فوتبال زنان ملوان دو نماد حاکی از وضع موجود هستند. هم چنین بر روی بازیکنان زنی که موهای کوتاه دارند و یا بیان جنسیتیشان متفاوت است، فشار مضاعفی وجود دارد. فشارها و محدودیت هایی که آینده شغلی این افراد را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

در عین حال با وجود پذیرش قانونی ترنسکشوالیتی در ایران، کوچک ترین حقی برای ترنسجندرها در نظر گرفته نشده است. در قوانین جاری تنها کسانی قادر به تعویض مدارک شناساییشان به جنسیت مورد نظر خود هستند که عمل عقیم سازی جنسی به شکل کامل بر روی آنان صورت گرفته باشد. به عبارت دیگر یعنی تخلیه رحم و تخمدان ها و یا بیضه ها بخشی اجباری از پروسه گذار محسوب می شود. این شرایط قانونی در کنار حجاب اجباری برای زنان (تمامی کسانی که مدارک شناساییشان، آن ها را زن معرفی می کند) و مجازات مبدل پوشی (مجازات پوشش زنانه برای کسانی که مدارک شناسایی مردانه دارند) در عمل سبب می شود که ترنسجندرها فرصت بیان هویت خود را پیدا نکنند.  قوانین به شکلی آگاهانه به نحوی طراحی شده اند تا هرکس که در ساختار دوگانه زن و مرد جای نمی گیرد، حذف شده و یا به اجبار خود را در همین قالب ها جای دهد.

برای روشن شدن مطلب لازم است که در ابتدا دو عبارت متداول در ادبیات حوزه جنس و جنسیت تعریف شود. هویت جنسیتی و بیان جنسیتی.

هویت جنسیتی عبارت است از احساس عمیقاً درونی و تجربه فردی از جنسیت که ممکن است با جنس تعیین شده در زمان تولد مطابقت داشته و یا نداشته باشد. شامل حس شخصی به بدن (که اگر با رضایت آگاهانه باشد می تواند تغییر شکل ظاهری بدن یا کارکرد آن از طریق پزشکی، جراحی و یا سایر روش ها را در بر بگیرد) و دیگر بیان ها از جنسیت هم چون نحوه پوشش، گفتار و رفتار است.

بیان جنسیتی به معنای نمایش هر فرد از جنسیت خود از طریق ظاهر فیزیکی اش است؛ که شامل نحوه پوشش، مدل مو، لوازم تزئینی، آرایش، رفتار، گفتار، الگوهای رفتاری، اسم و معرف ها می شود. بیان جنسیتی یک فرد ممکن است مطابق با هویت جنسیتی او باشد و یا نباشد.

یک سو شرایط قانونی حال حاضر قرار دارد و سوی دیگر استانداردهای بین المللی این حوزه است. تشکیل نشستی فشرده در سال 2006 در دانشگاه گاجا مادای اندونزی نقطه آغازی برای نوشتن استانداردی جهانی درباره حقوق جامعه ال.جی.بی.تی (LGBT) شد که با نام اصول یوگیاکارتا شناخته می شود (2). هدف از این کنفرانس که 29 کارشناس از 25 کشور متفاوت در آن شرکت کرده بودند، طراحی اصولی برای عملی کردن حقوق بشر در رابطه با گرایش جنسی و هویت جنسیتی بود که در نهایت با حداکثر آرا نیز به تصویب رسید. در واقع این اصول تعهدات حکومت ها برای اجرایی شدن حقوق بشر را تصریح می کنند. اصول یوگیاکارتا هیچ حق جدیدی را ایجاد نمی کند، بلکه تنها تفسیری جدید از قوانین موجود حقوق بشر است. تفسیر حقوقی معتبری که توسط گزارشگران ویژه، اعضای کارگروه های ویژه سازمان ملل، قضات و دانشگاهیان نوشته شده است. این اصول به شکل مشخص از دگرجنسگرایان، همجنسگرایان، دوجنسگرایان و غیره صحبت نمی کند و فقط در پی تبیین اصولی برای پذیرش همگان فارغ از گرایش جنسی، هویت و بیان جنسیتی و یا ویژگی های جنسی است.

پیش تر به حق حیات و حق برابری و عدم تبعیض به عنوان دو شاخص نقض حقوق همجنسگرایان در ایران اشاره کردم و در ادامه به استانداردی که این اصول خواهان اجرایی شدن آن ها در این حوزه است، خواهم پرداخت.

اصول یوگیاکارتا

اصل چهارم از اصول یوگیاکارتا حق حیات را برای همه افراد با گرایش های جنسی و یا هویت های جنسیتی متفاوت به رسمیت می شناسد و حکومت ها را موظف می کند تا تمامی قوانین علیه رابطه رضایتمندانه میان دو همجنس را لغو کنند و هرگونه تعرضی از جانب حکومت به زندگی این افراد باید متوقف شود و هم چنین حکومت ها تضمین کنند که با عوامل این حملات -چه از سوی نیروهای دولتی بوده و چه توسط هر فرد و یا گروهی انجام شده باشد-، برخورد کنند.

اصل دوم اذعان می دارد که همگان فارغ از گرایش جنسی و یا هویت جنسیتیشان حق برخورداری کامل از حقوق بشر بدون هیچ تبعیضی را دارند. همگان باید در پیشگاه قانون برابر باشند و مورد حمایت یکسان قانون قرار بگیرند. تبعیض  در این قانون شامل هرگونه تمایز، محرومیت، محدودیت و یا اولویت بندی می شود. ایجاد هرگونه محدودیت در استخدام افراد به دلیل رابطه رضایتمندانه با همجنس می بایست متوقف شود و در این راه اقدامات لازم برای آموزش افراد به منظور از میان بردن تعصب و تبعیض براساس گرایش جنسی، هویت و یا بیان جنسیتی انسان ها انجام شود.

لازم به ذکر است که بنا بر اصل 33 اصول یوگیاکارتا، حق رهایی از جرم انگاری گرایش جنسی، هویت و بیان جنسیتی و شاخصه های جنسی به رسمیت شناخته شده است. در سال 2017، 10 بند جدید به اصول بیست و نه گانه مصوب سال 2006 افزوده شدند که در آن به صراحت خواهان تضمین جرم زدایی کامل در این حوزه شدند ؛ چه در قوانین معمول و چه قوانین مذهبی و چه به بهانه های مذهبی و چه عرفی و اخلاقی(3).

آیا اصول یوگیاکارتا هم چون میثاق ها و یا معاهده های بین المللی است؟

همان گونه که می دانیم معاهده های بین المللی، کشورهای عضو را از طریق سازوکارهای ویژه ملزم به رعایت مفاد مورد توافق می کنند. در میثاق های بین المللی اشاره ای به گرایش جنسی نشده است اما در زمان ذکر ممنوعیت هرگونه تبعیض از “جنس” یا “سایر زمینه ها” نیز نام برده شده است و برخی از مفسرین گرایش جنسی و هویت جنسیتی را بدین وسیله در معاهده ها مشمول می دانند. مثال مشهوری از همین مورد، تفسیر کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال 1994 درباره ممنوعیت اعمال همجنسگرایانه در میان مردان در تاسمانی بود که آن را مستبدانه و نامعقول توصیف کرد (4). این رای در پی شکایت یک مرد همجنسگرا به کمیسیون حقوق بشر صادر شده بود. او که به دلیل گرایش جنسی خود شغلش را از دست داده بود، این اتفاق را مغایر با اصل 17 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی می دانست و به همین دلیل به کمیسیون حقوق بشر شکایت کرد. علاوه بر معاهده های بین المللی در سال ۲۰۱۶، گزارشگر ویژه گرایش جنسی و هویت جنسیتی توسط شورای حقوق بشر ایجاد شده و به مدت یک سال پروفسور ویتیت مونتاربورن در سمت گزارشگر خدمت کرده و با استعفای او، دکتر ویکتور مادریگال-بورلوز در حال حاضر جایگزین وی شده است.

کوتاه سخن این که، فعالین این حوزه در ایران با استفاده از تجارب سایر کشورها و هم چنین تکیه بر اصول یوگیاکارتا می توانند از سازوکارهای بین المللی موجود بهره جسته و برای دست یافتن به حقوق اقلیت های جنسی بکوشند.

پانوشت ها:
  1. International Day Against Homophobia, Transphobia and Biphobia
  2. .برای اطلاعات بیش تر ر.ک به وبسایت اصول یوگیاکارتا، اصول یوگیاکارتا
  3. برای اطلاعات بیش تر ر.ک به وبسایت اصول یوگیاکارتا، اصول یوگیاکارتا + 10
  4. برای اطلاعات بیش تر ر.ک به وبسایت کمیسیون حقوق بشر استرالیا، مورد مطالعه شکایات مربوط به استرالیا به کمیته حقوق بشر
  5. بیناجنسی (اینترسکس): یک اصطلاح عمومی برای افرادی است که اندام جنسی و یا تولیدمثلی که با آن متولد می شوند، مطابق با تعاریف مرسوم از زن یا مرد نیست. این تفاوت ها گاهی در زمان تولد به شکل ظاهری مشخص هستند و گاهی تا زمان بلوغ و در مواردی حتی تا زمان مرگ فرد عیان نمی شوند.
  6. هموفوبیا (همجنسگراستیزی): تعصب، هراس یا نفرت نسبت به افراد همجنسگرا
  7. دوجنسگراستیزی: تعصب، هراس یا نفرت به افراد دوجنسگرا
  8. ترنس ستیزی: تعصب، هراس یا نفرت به افراد ترنس
  9. بیناجنسی هراسی (اینترسکسیسم): به تعصب و یا رفتار متفاوت با یک فرد به دلیل ویژگی های فیزیکی، هورمونی و ژنتیکی متفاوت اطلاق می شود. حالتی که فرد کاملاً مرد و یا زن نیست، ترکیبی از زن و مرد است و یا نه زن و نه مرد است. اینترسکسیسم می تواند شامل محرومیت یا دسترسی ناکافی به خدمات پزشکی باشد.
  10. شاخصه های جنسی: ویژگی های فیزیکی هر فرد که مرتبط با جنس او است؛ منجمله اندام جنسی و سایر اعضای جنسی و یا تولید مثلی، کروموزوم ها، هورمون ها و ویژگی های فیزیکی ثانویه که پس از بلوغ ظاهر می شوند.

پرسه ای در آخرین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران/ رضا نجفی

رضا نجفی

اندکی درباره پیشینه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران یکی از مهم ترین رویدادهای فرهنگی در کشورمان است که هر ساله اواسط اردیبهشت ماه برگزار می شود. البته گفتنی است امسال سی و دومین دوره این نمایشگاه به دلیل نزدیکی به ماه رمضان، اندکی زودتر یعنی از چهارم تا چهاردهم اردیبهشت برگزار شد. این رویداد نخستین بار به سال 1366 در مکان دائمی نمایشگاه های بین المللی (که البته بعدها مشخص شد که چندان هم دائمی نیست) برپای گردید. تا سال 1385 نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در همین مکان برگزار می شد؛ تا جایی که برگزاری چنین رویدادی و نیز شکل برگزاری آن و زمان و مکان برگزاری بدل به یک سنت جا افتاده گشت.

در سال 1386 اما اتفاقات دیگری رقم خورد. در این سال مکان برگزاری نمایشگاه به بهانه رفع ایجاد ترافیک، به مصلی بزرگ تهران منتقل شد؛ امری که به ویژه با توجه به انتقال ترافیک از بخش شمالی به مرکزشهر،  تا مدتی موجب حرف و حدیث های فراوان و بروز اختلافاتی میان وزارت ارشاد وقت و ناشران و اهل کتاب شد. هم چنین برخی اقدامات دیگر دولت وقت (به ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد) و وزارت ارشادش، مانند کوشش برای جدا ساختن و انتقال ناشران خارجی به مکانی دیگر و نیز تغییر هم زمانی و هم مکانی نمایشگاه مطبوعات از نمایشگاه بین المللی کتاب از سوی بسیاری از ناشران و اهل کتاب به تلاش دولت در تضعیف ناشران و مطبوعات تلقی و با مقاومت روبه رو شد.

در سال 1395 مکان برگزاری نمایشگاه مورد بحث، به شهر آفتاب واقع در جنوب شهر تهران منتقل شد؛ امری که باز منتقدان خود را داشت. سرانجام پس از دو دوره برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شهر آفتاب، مکان برگزاری این نمایشگاه از سال 1398 بار دیگر به مصلی بزرگ تهران بازگشت؛ بی آن که برای بسیاری از اهل کتاب که نزدیک به دو دهه دیدار از نمایشگاه در مکان دائمی نمایشگاه های بین المللی (واقع در انتهای بزرگراه چمران) برایشان به نوستالژی بدل شده بود، رضایتی فراهم آمده باشد. به طور کلی بلاتکلیفی در اختصاص مکانی همیشگی برای این نمایشگاه، آن هم پس از سی و دو سال تجربه برگزاری نمایشگاه، و سرگردانی و انتقال مکرر مکان نمایشگاه از مصلی به شهر آفتاب و بالعکس، از جمله انتقادهای اهل کتاب در این باره است.

اندکی درباره سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

بنا به مطالب مندرج در سایت های رسمی از جمله خانه کتاب وزارت ارشاد، سی ودومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، با شعار خواندن توانستن است، امسال از چهارم تا چهاردهم اردیبهشت 1398 با حضور 2400 ناشر داخلی (با 300 هزار عنوان) و 800 ناشر خارجی (150 ناشر عرب و 650 ناشر لاتین با 137 هزار عنوان) از سی کشور، در مصلی بزرگ تهران برگزار شد. ناشران ایرانی امسال با 1400 عنوان کتاب چاپ جدید در این نمایشگاه شرکت کردند.

هم چنین نیاز به ذکر است که امسال 73 ناشر به سبب آن چه مسئولان نمایشگاه تخلف در نمایشگاه پیشین عنوان کردند، از شرکت در این نمایشگاه محروم شدند.

این نمایشگاه در حالی برگزار می شد که به سبب جاری شدن سیل در برخی استان های کشور و نیز بحث تحریم های اقتصادی، نگرانی هایی درباره استقبال از نمایشگاه وجود داشت. هم چنین گران شدن پنجاه هزار تومانی هر بند کاغذ، در حین برگزاری نمایشگاه، بیش از پیش بر نگرانی های ناشران افزود تا جایی که سخن از احتمال ورشکستگی و تعطیلی ناشران کوچک به میان آمد. افزایش قیمت کتاب ها و نیز افت شگفت انگیز شمارگان کتاب ها در نمایشگاه اخیر محسوس بود. به گفته بسیاری از ناشران، امسال حتی نگران کننده تر از معضل سانسور، افزایش قیمت ها، صنعت چاپ و نشر کشور را تهدید می کند. مقایسه آمارهای مربوط به چاپ و نشر امسال با سال گذشته از افت صد هزار نسخه ای در نمایشگاه امسال حکایت می کند. هم چنین در حالی که خانه کتاب در مقام منبعی رسمی از افزایش پانزده درصدی قیمت کتاب ها سخن می گوید، ناشران متعددی با مقایسه ارقام هزینه ها، از افزایش صد در صدی صحبت می کنند.

گفتنی است امسال چین با حضور هیاتی دویست نفره، مهمان ویژه این نمایشگاه بود.

هم چنین وجود بنرهایی در حمایت از سپاه پاسداران در محوطه نمایشگاه و نیز برنامه های گوناگونی مانند “جشن مقاومت” اسلامی، قابل تامل بود.

در همین حال، کمی پیش از برپایی نمایشگاه، انجمن داستان نویسان تهران در نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، به ممنوعیت توزیع چند اثر داستانی و غیرداستانی در نمایشگاه اعتراض کرد.

در این نامه آمده است: «چنین تصمیم هایی همواره یادآور خراش‌هایی است که هر کدام خاطره ای مخدوش از اراده هایی را به ذهن متبادر می‌کند که میل مفرطی به راندن نویسندگان از بین مردم دارد»(1).

از حواشی سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، انصراف رئیس جمهور، آقای روحانی، به دلیلی نامعلوم از بازدید نمایشگاه و حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه و پخش شدن تصویری از او در فضای مجازی در حال ورق زدن یکی از کتاب های احمد شاملو بود؛ امری که ابراز نظر بسیاری از کاربران اینترنتی را برانگیخت.

شایان ذکر است که همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، گروهی از ناشران ایرانی خارج از کشور نیز در اقدامی اعتراضی، نمایشگاهی با عنوان کتاب بدون سانسور در چند شهر در اروپا و امریکای شمالی برگزار کردند.

فشرده ای از دیدگاه های منتقدان

اگر از برخی انتقادهای فرعی مانند بلاتکلیفی در تعیین مکان دائمی نمایشگاه کتاب تهران، بگذریم و بسنده به اصلی ترین انتقادها کنیم، چند نکته بیش تر شایان ذکر است.

برای ناشران خارجی شاید در نخستین نگاه آن چه بیش از همه انتقادها به چشم می آید، فاصله داشتن نمایشگاه کتاب تهران از استانداردهای نمایشگاه های بین المللی است. اهل فن بارها اشاره کرده اند نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بیش و پیش از آن که نمایشگاه و مکان تبادل نظر ناشران و نویسندگان و بنگاه های پخش کتاب و کارگزاران این صنعت باشد، فروشگاه کتاب به شمار می رود. انتقادی که حتی مسئولان امر نیز بر آن صحه گذارده اما اعلام کرده اند می کوشند با اتخاذ تدابیری بر جنبه های نمایشگاهی این پدیده بیفزایند. برای نمونه، مسئولان نمایشگاه اخیر از برگزاری حدود دویست برنامه از جمله سخنرانی ها و میزگردها و غیره در فضای نمایشگاه سخن گفته اند. بگذریم از این نکته که برخی از این برنامه ها مانند جشن مقاومت اسلامی، اصولاً ربطی به نمایشگاه کتاب ندارد و خود محل انتقادهای مضاعفی است.

دخالت ارگان های گوناگون در نمایشگاه کتاب تهران، برای نمونه دادستانی و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و اعمال فشار برای توقیف یا جمع آوری برخی کتاب ها، انتقاد دیگری است که فراوان شنیده می شود. بسیاری از ناشران بر این باورند نهادهای موازی و غیر موازی در نحوه برگزاری و چینش غرفه ها و دیگر جزئیات نمایشگاه دخالت دارند، که این امر به آشفتگی در نمایشگاه دامن می زند.

اما آن چه بیش از همه و در صدر انتقادها به چشم می خورد و شنیده می شود، بحث ایجاد محدودیت و ممنوعیت برای حضور برخی کتاب ها و ناشران در نمایشگاه و نیز جمع آوری عناوینی از کتاب های حضور یافته در نمایشگاه است؛ کتاب هایی که یک بار از فیلتر دستگاه ممیزی گذشته و مجوز نیز گرفته اند و با این حال قربانی ممیزی دوم شده اند.

درباره این انتقاد مسئولان اغلب به انکار امر می پردازند، اما گاه نیز بی تعارف ابراز می دارند ممکن است ممیزان در کار خود کم دقتی کرده باشند و اکنون با تذکر نهادها و اشخاص دیگر می توان آن چه از زیر چشم ممیز ارشاد دررفته است، از نمایشگاه جمع کرد یا به آن اجازه حضور نداد.

از این رو امسال نیز به مانند سال های پیشین شاهد برخی محدودیت ها و ممنوعیت ها در نمایشگاه کتاب تهران بودیم. به مثابه مشت نمونه خروار، به ذکر چند نمونه بسنده می کنیم. بنا بر گزارش خبرگزاری هرانا، عمادالدین باقی،‌ روزنامه نگار، در حساب شخصی خود در توییتر، آورده است که مسئولان وزارت ارشاد ضمن تماس با نشر سرایی این انتشارات را از ارائه کتاب “اعدام و قصاص” منع کرده اند. او می گوید این ممنوعیت در مورد کتاب “دین دولتی و دولت دینی” اثر محمد قوچانی نیز اعمال شده است.

در توییت دیگری محمدباقر حقانی فضل،‌ دانشجو و پژوهشگر حوزه دین،‌ از سرکشی سه روحانی از قم با عنوان “ارزیابان عربی” در غرفه ها و جمع آوری برخی ازکتاب های حوزه فلسفه دین (به ویژه کتاب” لاهوت التنزیه”) و حتی گاه برخی کتاب های حوزه پزشکی خبر داده است.

هم چنین رمان “بند محکومین” نوشته کیهان خانجانی از حضور در نمایشگاه کتاب تهران محروم شده است(2).

در ادامه گزارش خبرگزاری هرانا، درباره حواشی مربوط به نمایشگاه در فضای مجازی، اشاره شده است که کتاب های “رها بند” اثر حمید چشم آور، “دال آویز از دار” اثر هرمز سعداللهی، “بعد از جهنم رفته بودم به جهنم” اثر علی کریمی کلایه و “زنان سیبیلو و مردان بی ریش، نگرانی های جنسیتی در مدرنیته ایرانی” نوشته افسانه نجم آبادی و ترجمه آتنا کامل و ایمان واقفی از ارائه در نمایشگاه منع شده  اند. هم چنین کتاب “دیکتاتوری با چشم های قهوه ای” نوشته رویا ابراهیمی از عرضه در نمایشگاه محروم شده است. افزون بر این، به گفته همسر کوروش اسدی که در تیرماه سال ۹۶ درگذشت، چاپ چهارم رمان “کوچه ابرهای گمشده” از آثار این نویسنده، ممنوع شده است.

مونا برزویی، شاعر و ترانه سرا نیز در صفحه شخصی خود در اینستاگرام درباره جمع آوری یک مجموعه شعر عاشقانه اش از نمایشگاه خبر داده است.

از مجموعه کتاب های انتشارات کویر سه کتاب مجوز نمایش و توزیع نگرفته اند؛ حال آن که بیش از ده سال از انتشار بعضی از آن ها می گذرد. این سه کتاب منع شده، “روشنفکری دین و چالش های جدید” اثر ابراهیم یزدی، “فقیهان و انقلاب ایران” و “حدیث نواندیشان دینی” اثر سید هادی طباطبایی هستند(3).

در همین باره گفتنی است که در همان روزهای نخستین نمایشگاه، هیات رسیدگی به تخلفات ناشران، بیست و پنج حکم تعطیلی یک روزه یا تا پایان نمایشگاه برای ناشران غرفه دار صادر کرد و یک غرفه نیز که بنا به گفته مسئولان “کتاب قاچاق” عرضه می کرد، به کلی تعطیل شد(4).

این یادداشت نیز به پایان آمد اما حکایت هم چنان باقیست و اهل کتاب با نگرانی به افزایش نجومی قیمت ها، سقوط نفس گیر شمارگان، ورشکستگی ناشران و ادامه روند ناموجه ممیزی و توقیف آثار منتشر شده در سال جاری چشم دوخته اند.

پانوشت ها:
  1. چرا فرج سرکوهی می‌گوید نمایشگاه کتاب تهران تبدیل به یک “جنازه” شده است، صدای آمریکا، ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸
  2. گزارشی از سانسور و ممنوعیت گسترده در سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، خبرگزاری هرانا، ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸
  3. همان
  4. گل محمدی، حسن، نگاهی به سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ایران استار، ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸

صلح – شعری از ژاکان باران ملکشاهی

ژاکان باران ملکشاهی

سرفه های مدام

گلویی چرکین

خلطی خون آلود

حال و هوای این روزهای زمین…

 

زمین؛

این حریص پیر نق نقو

که رودبارهایش شیرابه خون

خانه هایش زندان، زندان هایش سلول

سلول ها سردابه هایی نمور

قانونش جنگل، جنگل هایش چوبه های دار

 

حاکمان

پنهان  پشت نقاب آزادی

برافراشته اند پرچم های صلح

بر گورهای دسته جمعی

 

هر دم با کتابی آسمانی

در جنگ خدایگان

و چون خفاش ها در تاریکی شب از اسبان،

سرمستانه  می مکند خون

از مردمانی که خود گشته اند سرسپرده ادیان

 

ژنرال ها

ارکستر وحشت اند و  از ترس فراموشی

می نوازند سمفونی مرگ

بر  استیج بی جان شهر

 

خانه خانه است

که با صدای غرش توپ

بر می خیزد به رقص

تا به وجد آید ژنرال و بنگارد ملودی های تازه

***

سپیده دم است و من هنوز بیدار سنگر

با چشمانی پر از خواب های شکسته

و انگشت هایی بی رمق از شلیک های پیاپی…

 

انگشت هایی که دیرزمانی

خالقی بودن بر شعر عشق و آزادی

اینک سراینده ترانه مرگ

در دیوان  جنگ و خون و جنون…

 

کنار من

زنی جنگجو

در سکوت صبح

خسته از نبرد سنگین دیشب

رفته است به خوابی آرام

 

می توانم ببینم

رسیدن بهار را

از شکوفه های معطر روئیده بر آن گیسوان آشفته

 

خدا می داند

چه کسی دل بسته اوست

و از بوته کوچک لب هایش

آرزوی چیدن چه توت های سرخ دارد

 

به ناگاه صدای ناله گلوله ای

می شکند سکوت صبح

من

هدف تک تیرانداز…

 

گلایه ای نیست

از گلوله داغِ سرکش

که عجولانه در راه قلب من است

تا بازداردش از تپش

 

می دانم

سربازی که می کشد ماشه را

چون من در انتظار است

که به سر آید این جنگ لعنتی  و درپیش گیرد راه خانه را …

 

شاید

مادر او نیز

هر روز پشت پنجره کوچک اتاق

نشسته چشم به راه

و زمزمه میک ند شعرهای دفترش

به امید بازگشت او…